خدا بیامرزد این قدیمیها را که گفتهاند: اگر اشتباهی انجام دادی یک اشتباه است و بس، اما اگر برای آن اشتباه دلیل آوردی دومین اشتباه را نیز مرتکب شدهای. عجب شیرین است این جمله.
کد خبر: ۲۵۵۳۳۷
هنوز چندی نیست که در یکی از همین ستونهای روزنامه جامجم سطوری نگاشته شده با این مضمون: داستان ناتمام مردی از دیار یانگوم. داستان که البته نبود،واقعیتی بود از سرقتی که کاردار سوم سفارت کره جنوبی در بازدید از تخت جمشید انجام داده بود و البته چندان هم منعکس نشده بود.
آقای کاردار هوس کرده بود تا قسمتی از تخت جمشید را درکالسکه کودکش پنهان کند که نتوانست و نتوانست و البته نتوانست. در این یادداشت از مسوولان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و البته وزارت امور خارجه به صراحت خواسته شده بود که سرنوشت این اتفاق را مشخص کنند تا با شفاف نمایی جای هرگونه شک و شبههای در مورد سرقت آثار تاریخی توسط دیپلماتهای خارجی از بین برود.
این اتفاق افتاد و از آن به بعد هیچ خبری در این زمینه منتشر نشد تا قائم مقام سازمان میراث فرهنگی وگردشگری بعد از این اتفاق در مراسم شب کرهای در میان کرهایهای لبخند بر لب حضور یابد و البته از مشترکات فرهنگی دو کشور بگوید و از آن سو کرهایها نیز از علاقه مردم ایران به یانگوم و جومونگ. (از علاقهشان به تختجمشید حرفی به میان نیامد)
اگر حضور قائم مقام سازمان میراث فرهنگی در این مراسم را آنهم در زمانی که هنوز سرنوشت دزدی! آقای کاردار مشخص نشده است را با هیچ دلیلی موجه ندانیم، فقط میرسیم به این نکته که این حضور شاید توجیهی بود برای اشتباهی که چندی پیش تر رخ داد.
اما روز گذشته دانشجویان رشته باستانشناسی دانشگاه مرودشت و کازرون بیانیهای را درباره سرقت نقشبرجسته از تخت جمشید (پارسه) منتشر کردند که باید آن را به دیده تامل نگریست. در این بیانیه ایشان این بار از وزیر امور خارجه خواستند که سرنوشت این رویداد تلخ را مشخص کند و ایضآ کاردار سارق را از کشور اخراج.
این دانشجویان عزیز که باید محترمشان شمرد و البته حرفشان را بر سر گذاشت در بخشی از بیانیه خود آورده اند ما منتظر واکنش آن وزارتخانه در قبال این قضیه خواهیم ماند و خواستارآن هستیم تا نظارت دقیقی بر عملکرد سفارتخانههای خارجی (خصوصا آنهایی که تمایلات و سوابق استعماری دارند و البته علاقهمند میراث فرهنگی ما هم هستند) صورت گیرد تا دست سوداگران فرهنگ و قاچاقچیان میراث تاریخی کشور از غارت مواریث فرهنگی ما کوتاه شود. می بینید چقدر کوچک است این دنیا. یکی از آن سوی دنیا در خانه امان قطعهای از هویتمان را سرقت میکند و همه از اینکه سرنوشت این سرقت به کجا انجامیده طفره میروند.