مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
احمد به دلیل مشکلات مالی که دارد پرستاری پیرمرد را که حسام نام دارد قبول میکند. پسر حسام پیرمرد را به احمد میسپارد و همراه خانوادهاش به پاریس میرود. بیخوابی وجه مشترک حسام و احمد است. در این بیخوابیها حسام متوجه عشق احمد به لیالی میشود و نام لیالی باعث میشود او به 50 سال پیش سفر کند و ماجرای عشق خود به دختری به نام لیلا را برای احمد تعریف کند. در یک فلاشبک حسام به گذشته و زمانی که صهیونیستها حیفا را محاصره کرده بودند میرود و برای احمد میگوید که چگونه جنگ باعث شد که لیلا از حسام دور شود...وقتی احمد دفترچه خاطرات حسام را به لیالی نشان میدهد و لیالی ماجرا را برای مادرش میگوید، متوجه میشود لیلا همان دختری است که حسام او را دوست داشته است....
با به پایان رسیدن فیلمبرداری روز داوری در سوریه، گروه سازنده فیلم به تهران برگشتهاند و حسن ایوبی تدوین آن را آغاز کرده است. از دیگر عواملی که در ساخت این فیلم با رافعی همکاری داشتهاند میتوان به تصویربردار: رضا آذرشهاب، طراح صحنه و لباس: موفق سید، صدابردار: عباس رستگارپور، طراح گریم: فریدون کشنفلاح، دستیار صدا: سراج مالک، بازیگران: قوسیه خولی، ماکسیم خلیلی، پل سلیمان، کیندی علوش، لیلیا اطرش و تهیهکننده: منصور سهرابپور اشاره کرد.
مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
وقتی «جوکر» هم دیگر جواب نمیدهد
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛
بهروز سلطانی در گفت وگو با جام جم آنلاین.