عراقی‌ها روزهای سختی را در آمریکا می‌گذرانند

رویاهای تلخ

والد ارشاد هیچ‌گاه روزی را که یادداشتی با خط درشت روی در خانه‌اش در بغداد، پایتخت عراق نصب شده و به او هشدار داده بود چنانچه بلافاصله آنجا را ترک نکند به قتل خواهد رسید، فراموش نخواهد کرد. القاعده برای او تهدید مرگ فرستاده بود. پیش‌تر گروهی از شبه‌نظامیان او را پس از تفتیش خودرواش در یک پست ایست‌وبازرسی به دلیل داشتن قمه بازداشت کرده و پس از انتقال به مسجدی مورد بازجویی قرار داده بودند. ارشاد که از هر دو طرف احساس خطر می‌کرد به این نتیجه رسید وقت رفتن فرا رسیده است. او به همراه همسر و دو فرزندش ابتدا به سوریه گریخت و از آنجا به آمریکا رفت.
کد خبر: ۲۵۵۲۷۹

همین چند وقت پیش بود که وقتی ارشاد از محل کار به خانه‌اش در دالاس برگشت یادداشت دیگری البته نه به اندازه اولی دید که روی در قهوه‌ای رنگ خانه چسبانده شده بود. این بار نامه هدیه یک شرکت انبوه‌ساز بود که واحدهای مسکونی‌اش را اجاره می‌دهد. روی این یادداشت نوشته شده بود: «اگر اجاره‌های عقب‌مانده‌تان را طی 3 روز پرداخت نکنید باید خانه را تخلیه کنید.»

ارشاد از خود می‌پرسید چرا باید قربانی جنگی شود که آمریکا به راه انداخته است. او که از شرایط زندگی خود به تنگ آمده بود دغدغه پرداخت صورتحساب 952 دلاری اجاره‌های عقب‌مانده را داشت. دائم به خود می‌گفت اگر در آمریکا به واسطه درگیری‌های فرقه‌ای جانش در خطر نیست اما از غم و اندوه در معرض مرگ قرار دارد.

ایالات‌متحده به عنوان عامل بروز بحران انسانی عراق حدفاصل سال‌های 2003 تا 2006 تنها به 735 پناهجوی عراقی مجوز ورود به خاک این کشور را داد. واشنگتن که با انتقادهای مکرر جامعه جهانی مواجه بود متعهد به پذیرش 17 هزار پناهجوی دیگر حدفاصل سپتامبر 2008 تا سپتامبر سال جاری میلادی شده است اما با توجه به تغییر رویکرد دولت جدید آمریکا بعید است به این وعده هم عمل کند.

همان‌هایی هم که به آمریکا مهاجرت کرده‌اند از خود می‌پرسند چطور در غیاب کمک‌های دولت و در بحبوحه بدترین بحران اقتصادی این کشور طی دهه‌های اخیر می‌توانند از پس تامین معاش برآیند. آنان به جای آن‌که در سرزمین آرزوها زندگی تازه‌ای شروع کنند با معضل بیکاری، بی‌خانمانی و انزوا دست و پنجه نرم می‌کنند.

لارا یعقوب، زن جوانی که همسرش روزگاری به عنوان آرشیتکت در موصل کار می‌کرد، می‌گوید: زندگی در اینجا برای ما خیلی سخت است. همسر لارا که 5 ماه پیش، قدم به خاک آمریکا گذاشت پس از مدت‌ها جستجو تنها کاری که پیدا کرد پادویی در یک مغازه خشکشویی بود. لارا می‌افزاید: شاید بهتر بود با وجود همه مخاطرات در عراق می‌ماندیم. این زوج در مجموعه‌ای مسکونی در حاشیه دالاس زندگی می‌کنند که درست در مجاورت بزرگراه ورودی شهر قرار گرفته است.

در حدود 100 خانواده پناهجو از عراق، میانمار و آفریقای‌مرکزی در این مجموعه مسکونی که متشکل از خانه‌های 2 طبقه است، سکنی گزیده‌اند. کمک‌های دولت آمریکا پس از 4 ماه قطع شد و اکنون آنان باید خود هزینه‌های زندگی را بپردازند. به هر دری زدند تا شاید کار پیدا کنند اما نشد. عاقبت کاری را کردند که اصلا راضی به انجامش نبودند. با خانواده‌هایشان در عراق تماس گرفتند و طلب پول کردند. پدر لارا با ناباوری پرسیده بود: «مطمئنید شما در آمریکا هستید؟»

همه پناهجویان عراقی ساکن آمریکا در مورد بد بودن وضعیت‌شان در این کشور اتفاق نظر دارند. ارشاد می‌گوید: همه فکر می‌کنند زندگی در آمریکا به رویا می‌ماند. او می‌افزاید: آنچه آنان نمی‌دانند این است که رویای آمریکایی خیلی هم شیرین نیست.

چالش‌های خطرناک

در حالی که همه پناهجویانی که به‌ آمریکا رفته‌اند با اقتصادی راکد و فقدان شغل دست به گریبان هستند اما عراقی‌ها با چالش‌هایی به مراتب بیشتر مواجهند. عراقی‌ها با فرهنگی نوظهور از ضدیت با عرب‌ها و مسلمانان احاطه شده‌اند. آنان به عنوان گروهی که توانمندی‌های شغلی خوبی دارند، تحصیلکرده هستند و میانگین سنی بالاتری نسبت به سایر پناهجویان دارند با انتظاراتی متفاوت که ریشه در وجهه آمریکا به عنوان کشوری ثروتمند و قدرتمند نزد کشورهای عرب دارد قدم به خاک این کشور گذاشتند.

اختلاف فاحش بین انتظارات آنها و واقعیت، موجب شد قبول شرایطی که در آن قرار گرفته‌اند برایشان دشوارتر از بقیه پناهجویان باشد.

کاظم المومن، رئیس انجمن عراقی  آمریکایی‌های تگزاس معتقد است علاوه بر شرایط بد اقتصادی آمریکا، کمک‌های ناچیز دولتی به پناهجویان عراقی هم مزید بر علت شده است. المومن می‌گوید وقتی در سال 1994 به آمریکا مهاجرت کرد وضعیت خیلی بهتر بود و او تنها 10 روز پس از ورود به قلمرو آمریکا موفق شد کاری برای خود دست و پا کند.

اداره پناهجویان و مهاجران وزارت امور خارجه آمریکا بر این باور است که دولت باید تنها هزینه‌های اولیه زندگی پناهجویان عراقی را آن هم در دوره زمان کوتاهی پرداخت کند

دولت آمریکا به هر پناهجوی عراقی که وارد خاک آمریکا می‌شود 900 دلار برای پوشش دادن هزینه‌های اقامت، لباس،‌ غذا و سایر نیازها در هر ماه اختصاص می‌دهد اما مشکل این است که این مبلغ از طریق آژانس استقرار پناهجویان توزیع می‌شود که نیمی از آن را برای پوشش دادن هزینه‌های خود برداشت می‌کنند.

اداره پناهجویان و مهاجران وزارت امور خارجه آمریکا بر این باور است که دولت باید تنها هزینه‌های اولیه زندگی پناهجویان عراقی را آن هم در دوره زمان کوتاهی پرداخت کند و این وظیفه خود پناهجویان است که با به سر رسیدن دوره حمایت دولت هزینه‌های زندگی‌شان را تامین کنند. گروه‌ها و فعالان مدنی می‌گویند این کمک‌ها باید به حدود 1100 دلار برای هر پناهجو افزایش پیدا کند و چنانچه قرار است آژانس‌های استقرار پناهجویان بودجه‌ای طلب کند باید دولت آن را بپردازد. آنچنان که جن اسمیرز، از کارکنان بنیاد جهانی کلیسا می‌گوید پناهجویان در کنار کمک نقدی دولت می‌توانند به مدت 8 ماه از بسته‌های غذایی و خدمات بهداشتی رایگان استفاده کنند در حالی که در قانون حمایت از پناهجویان مصوب سال 1980 میلادی دوره زمانی این حمایت 36 ماه در نظر گرفته شده بود.

دولت با نقض این قانون و خودداری از اعمال آن در مقابل اجرای بند دیگری از آن که آژانس‌های استقرار پناهجویان را ملزم به یافتن کاری برای افراد تحت پوشش می‌کند، سرعت بخشیده است اما این بند هم خلاءهای بسیاری دارد.

این دقیقا همان اتفاقی است که برای ارشاد افتاد. برای او کاری پیدا کردند اما برای رسیدن به محل کارش باید 2 بار اتوبوس عوض می‌کرد. او که انگلیسی بلد نبود همان روز اول در مسیر عزیمت به محل کارش گم شد. وقتی به آژانس مراجعه کرد و مشکلش را با آنها در میان گذاشت به او گفته شد: «نمی‌توانند به او کمکی بکنند.»

تنها مساعدتی که در حق او شد این بود که کار دیگری برایش یافتند اما این بار هم به مشکل تازه‌ای برخوردند. او برای آن که به موقع به محل کارش برسد باید صبح زود خانه را ترک می‌کرد که این با ساعات شروع به کار همسرش که باید 5 صبح در کارخانه‌ای که به عنوان کارگر در آن استخدام شده بود، حضور می‌یافت در تناقض بود. اگر او هم در ساعات آغازین روز از خانه خارج می‌شد دیگر کسی نبود بچه‌ها را برای رفتن به مدرسه به‌موقع بیدار کند. وقتی این کار را از دست داد مقرری ماهانه 480 دلاری‌اش هم قطع شد.

امضا برای هیچ

در اکثر مواقع پناهجویان پای ورقه‌هایی را امضا می‌کنند که حتی از محتوایش اطلاعی ندارند.

یاسین ابراهیم 43 ساله پدر 5 فرزند است که تا همین 2 سال پیش در بغداد، پایتخت عراق به کار روی تاکسی‌اش مشغول بود. با وجود همه مشکلات او در عراق مانده بود تا این که انفجار بمبی موجب شد به شدت از ناحیه پا آسیب ببیند. مدتی بعد با بدتر شدن اوضاع راهی سوریه شد. در جریان مصاحبه برای اخذ پناهندگی از ایالات‌متحده به او گفتند در آمریکا تحت درمان قرار می‌گیرد.

چند ماهی را در آپارتمانی در طبقه سوم ساختمانی قدیمی که به مدد کمک مالی کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل (UNHCR) در دمشق، پایتخت سوریه اجاره کرده بود، گذراند. در تمامی 17 ماهی که در این آپارتمان بود فقط چند بار و برای انجام کارهای ضروری از خانه خارج شد. وضع پایش بدتر شده بود.

ابراهیم روز اول اوت سال 2008 وارد آمریکا شد. به او کمکی برای پرداخت 6 ماه اجاره‌خانه، مبلغی برای خرید مایحتاج اولیه و کوپن‌های دریافت کمک غذایی رایگان دادند. ماه گذشته این کمک‌ها قطع شد اما او توانست کمک هزینه از کار افتادگی بگیرد. این کمک 670 دلار است در حالی که اجاره خانه او 650 دلار در ماه است. علاوه بر آن هزینه‌های آب، برق، تلفن، لباس بچه‌ها و 200 دلاری که باید هر ماه بابت پول بلیت سفر از دمشق به نیویورک بپردازد را هم باید در نظر گرفت. امید ابراهیم به معالجه پایش در آمریکا خیلی زود رنگ باخت. 2 بیمارستان دالاس او را به هم پاس می‌دهند و از زیر بار مداوای او شانه خالی می‌کنند. هر از چند گاهی وقتی مراجعه می‌کند از او می‌خواهند فرم‌هایی را امضا کند. او تا همین اواخر نمی‌دانست این فرم‌ها چه هستند اما اکنون فهمیده پای ورقه‌هایی را امضا کرده که نشان می‌دهند تحت درمان قرار گرفته ولی نتیجه نگرفته است. به هر حال این هم نوعی رویاست اما رویاها همیشه هم شیرین نیستند.

منبع : تایم
مترجم: رضا سادات

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها