کودکی و نوجوانی من

استیون اسپیلبرگ سال 1966 به دنیا آمد و مادرش نوازنده پیانو بود و پدرش مهندس برق. کار پدر باعث می‌شد که خانواده مدام از این شهر به آن شهر نقل مکان کنند. حادثه‌ای که سرنوشت استیون خردسال را رقم زد، دوربین فیلمبرداری 8‌‌میلی‌متری‌ای بود که مادر به پدرش هدیه داد تا موقع تعطیلات و سایر گردهمایی‌های خانوادگی از آن استفاده کند. ولی بزودی معلوم شد پدر، اگرچه آدمی است اهل سر و کله زدن با وسایل برقی و الکتریکی، اما در زمینه فیلمبرداری ذره‌ای استعداد ندارد.
کد خبر: ۲۵۵۲۴۵

 اینجا بود که استیون از پدرش اجازه خواست تا در سفرهای خانوادگی، فیلمبرداری را او انجام دهد. بدین ترتیب بود که استیون خردسال، کارگردان خانوادگی شد. بعضی از فیلم‌های استیون واقعا فیلم‌های خانوادگی بودند. ولی او می‌خواست به جای آن که صرفا دوربین را روی چیزی نشانه رود و دکمه را فشار دهد، قدری شور و هیجان به آنها بدهد و از اینجا بود که حتی از گرفتن ماهی قزل‌آلا و پاک کردن دل و روده‌اش فیلم گرفت. مدتی نگذشت که او به قابلیت‌های واقعی دوربین پدرش پی برد و چند فیلم کوتاه ساخت (یکی از آنها آخرین اسلحه، فیلمی 4 دقیقه‌ای است)‌. در مدرسه، او را به خاطر مسائل نژادی مسخره‌ می‌کردند و دستش می‌انداختند. ولی او پس از مدتی بهترین راه خلاصی از دست اذیت و آزار دانش‌آموزان را می‌یابد، قلدر مدرسه را پیدا می‌کند و از او می‌خواهد تا در فیلم بعدی‌اش (فرار به ناکجاآباد)‌ بازی کند. استیون نقشی «جان وین» وار به او می‌دهد و سپس تمامی بازیگران و عوامل فیلم را به بیابانی نزدیک می‌برد و این فیلم 40 دقیقه‌ای را می‌سازد. او در همانجا بود که یاد گرفت بدون استفاده از مواد منفجره، جلوه انفجاری ایجاد کند. دو سوراخ در زمین کند و یک تخته بین آنها گذاشت و رویش آرد ریخت و سپس با بوته رویش را پوشاند. نتیجه بسیار هم رضایت‌بخش بود! فرار به ناکجاآباد در یک جشنواره فیلم نوجوان جایزه‌ اول را به خود اختصاص داد.

***

اسپیلبرگ تاکنون فیلم‌های زیادی ساخته است. مهم‌ترین فیلم‌های او عبارتند از: نور آتش، برخورد نزدیک از نوع سوم، آمبلین، گالری شبانه، دوئل، اگه می‌تونی منو بگیر و ... .

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها