نگاهی به فیلم حریم

وحشت در روشنایی

طی سال‌های اخیر در کنار تولید انبوه آثار طنز و کمدی شاهد ساخت ژانر وحشت در سینما هستیم که بتدریج جای خود را در سینمای ایران باز می‌کند. به دلیل فقر تکنیکی سینما تولید چنین آثاری نمی‌تواند در حد و اندازه‌های سینمای وحشت در غرب باشد، اما همین فتح باب هم می‌تواند راه دشوار ژانر وحشت را در سینمای ما هموارتر کند و باید آن‌را به فال نیک گرفت. سیدرضا خطیبی بعد از ساخت «در شهر خبری هست، نیست» در چرخشی متفاوت با فیلم «حریم» تجربه جدیدی را هم در کارنامه خود و حتی ژانر وحشت در سینمای ایران ثبت کرد. حریم اگرچه تا حدود زیادی با توجه به امکانات سینمای ایران توانست به ایجاد دلهره و وحشت در مخاطبان نزدیک شود، اما از آشفتگی و ابهام در داستان رنج می‌برد و مخاطب را بیشتر در گیر فرم خود می‌کند.
کد خبر: ۲۵۵۲۳۱

در واقع حریم با دو مولفه روایت می‌شود و ترکیبی از 2 ژانر پلیسی و وحشت است که قطعا معمایی بودن سوژه پلیسی آن می‌توانست در خلق موقعیت‌های ترسناک تاثیر زیادی داشته باشد. اما وجوه معمایی ‌ پلیسی آن بخوبی پردازش نمی‌شود و موجب خستگی و گیجی مخاطب می‌شود. در واقع ترس و دلهره‌ای که قرار است مخاطب را وحشت‌زده کند بیش از آن که در نسبت با مضمون فیلم و ساختار دراماتیک آن تعریف شود در فرم و شیوه تصویربرداری و تکنیک‌های بصری فیلم شکل می‌گیرد که البته چیز بدی نیست و در محدوده امکانات سینمای ما قابل تقدیر هم است، اما چه خوب بود تا این تفاوت فرمی با تناسب مضمونی همسو می‌شد تا یک تریلر کامل شکل می‌گرفت. تاکید خطیبی بر ابعاد اجرایی داستان و استفاده از جلوه‌های ویژه و دوربین روی دست همچنین تمهیدات نورپردازی و نحوه استفاده از موسیقی در کنار رنگ‌آمیزی و شیوه بازیگری، فضای نسبتا مخوفی را ایجاد کرد که در سطح سینمای ایران کمتر تجربه شده بود. یکی از تفاوت‌های این اثر، وقوع حوادث و عناصر ترس‌آفرین در روز است. غالب فیلم‌های وحشت، شب را با توجه به فضای تاریک و ترس بالقوه‌ای که در آن نهفته است انتخاب می‌کنند، اما در حریم این وقایع در روشنایی روز می‌افتد و این توانایی کارگردان را تسلط بر این ژانر نشان می‌دهد. بدیهی است خلق موقعیت‌هایی وحشت در روز به تمهیدات بیشتری نیازمند است که خطیبی با فضا‌سازی‌های مناسب و بهره‌گیری درست از تصویربرداری، موفق به انجام آن می‌شود. زاویه دوربین از بالا، فیلمبرداری از لابه‌لای درختان و برگ‌های انبوه، پنهان کردن اطلاعات لازم برای ایجاد ابهام، دیدن روح زن مرده سرگرد محبی، روستای مردگان و حتی تعقیب جوان معلول کریم نمونه‌ای از این تمهیدات است که برای خلق موقعیت ترسناک استفاده شده است. اگرچه برخی از این عناصر تناسب دراماتیکی با قصه ندارد یا دست‌کم کارگردان آنها را رها کرده و به آن نمی‌پردازد.

حریم اگرچه در فرم و صورت بندی تکنیکی خود بر ژانر وحشت استوار است، اما به موازات آن به جای طرح داستانی اثر که به تناسب مضمونی آن کمک می‌کرد برخی مفاهیم و ایده‌های اخلاقی را بیان می‌کند که به سرنوشت آدمی و تقدیر او در زندگی ارجاع می‌دهد. مفاهیمی که سنخیت معنایی با فرم قصه ندارد و 2 مسیر جداگانه را طی می‌کند. شاید حضور زن فالگیر و پیش‌بینی‌های او سویه وحشت فیلم را پررنگ‌تر کرده باشد، اما با منطق دراماتیکی آن ناهمخوان بوده و ساختار روایی قصه را با دوپارگی مواجه می‌سازد. به عبارت دیگر میان دوسویه طبیعی و ماورایی داستان، تعامل دراماتیکی منطقی شکل نمی‌گیرد و از این عناصر متافیزیکی در روایت‌پردازی ژانرمحور استفاده نمی‌شود.

ضمن این‌که حریم با تاکید موکد بر قهرمان اصلی داستان یعنی سرگرد محبی (حمید فرخ‌نژاد) از پردازش برخی شخصیت‌های پیرامونی باز می‌ماند. مثلا این‌که چرا سرگرد محبی، اسماعیلی و همکارانش را در روستا تنها می‌گذارد و چرا اسماعیلی از میان آنها زنده می‌ماند نمونه‌ای از این دست است. در واقع مخاطب با دو مساله در حریم برخورد می‌کند یکی قصه آن روستا و کشف راز و رمز آن و دیگری مواجه شدن با دنیای درونی سرگرد محبی و درگیری‌های ذهنی وی با این ماجرا که در فرآیند قصه گاهی دچار گسستگی می‌شود و به جای همپوشانی برای رمزگشایی بر ابهام قصه می‌افزاید. در واقع تکلیف قصه با مخاطب چندان روشن نیست و به نظر می‌رسد کارگردان از این آشفتگی در مضمون به آفرینندگی وحشت در فرم می‌اندیشیده است. کاش همسو با فرم قابل قبول این ژانر در محدوده سینمای ایران، قصه فیلم نیز ساماندهی می‌شد تا «حریم» فیلم کامل‌تری در ژانر وحشت به حساب می‌آمد. قطعا نوپایی این ژانر در سینمای ما این ضعف‌ها را تا حدودی قابل اغماض می‌سازد و پختگی در آن را به فرصت بیشتری در تجربه این گونه سینمایی وابسته می‌کند. اگرچه حریم دارای ضعف فیلمنامه‌ای است و حفره‌های زیادی در طرح مضمونی آن می‌توان بیرون کشید، اما مزیت‌های اجرایی و به کارگیری خوب مولفه‌های ژانر وحشت در آن بسیار امیدوارکننده است. این امیدواری در قیاس این اثر با فیلم قبلی کارگردان بیشتر هم می‌شود.

حریم اگرچه در فرم و صورت‌بندی تکنیکی خود بر ژانر وحشت استوار است، اما به موازات آن به جای طرح داستان،  برخی مفاهیم و ایده‌های اخلاقی را بیان می‌کند

نگارنده معتقد است مهم‌ترین نقطه قوت خطیبی در ایجاد موقعیت‌های ترسناک به شوک‌آفرینی‌های ناگهانی وی برمی‌گردد به طوری که مخاطب را با نوعی دلهره غافلگیرکننده مواجه می‌سازد. نقطه عطف این تمهید در صحنه‌های است که ناگهان مخاطب بدون این‌که قهرمان داستان متوجه شود با تصویر مبهمی از جوان مو بلندی روبه‌رو می‌شود که همچون روح در پشت سر وی قرار دارد. تنها اشکال کار در این است که تا پایان فیلم، تصویر روشن و تبیین دقیقی از آنها به دست نمی‌آورد. این‌که مثلا سرگرد محبی دچار توهم شده است یا اشخاصی را می‌بیند که دیگران نمی‌بینند مثل آن پیرمرد و پرستار یا این‌که اساسا قصه‌ای سوررئالیستی در حال تعریف شدن است که قرار است صرفا ترس و وحشت را در مخاطبان القا کند. از منظری دیگر نیز می‌توان به این مساله نگاه کرد به این صورت که فیلم از مولفه‌ها و نشانه‌های خوبی برای خلق موقعیت ترس استفاده می‌کند، اما به دلیل همان ضعف داستانی نمی‌تواند پایان‌بندی خوبی به آن بدهد و خیلی ساده‌انگارانه جدای از پیچیده‌گویی‌های فرمی‌اش به پایان می‌رسد.

بازی حمید فرخ‌نژاد در این اثر ترکیبی از بازی‌های او در حقیقت گمشده و صحنه جرم ورود ممنوع است و برای دومین بار در نقش یک پلیس ظاهر می‌شود که البته با توجه به ژانر و موقعیت سرگرد محبی در این قصه از ظرافت‌ها و دشواری‌های بیشتری برخوردار است که فرخ‌نژاد تا حدود زیادی از پس آن برمی‌آید. او در فیلم‌های پوسته، حقیقت گمشده و حریم تلاش کرده است. تصویر همیشگی خود را در ذهن مخاطبان بشکند و سطح دیگری از بازیگری‌اش را به رخ بکشد که با سکوت و تعمق بیشتری همراه است.

بدیهی است با توجه به فقر سینمای ایران در ژانر وحشت، ساخت حریم غنیمت ارزشمندی است که می‌تواند مخاطبان و علاقه‌مندان این‌گونه سینمایی را به تولید آثاری بهتر امیدوار کند.

سیدرضا صائمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها