یورو - اسلام؛ چالش یا فرصت؟

وقتی اروپا می‌خواهد خود را تعریف کند، دو سنت معنوی و فرهنگی یعنی مسیحیت و اومانیسم نقش اساسی‌ایفاء می‌کنند. بنظر می‌رسد که اکثریت اروپائیان وقتی درصدد معرفی تاریخ خود برمی آیند آنرا نتیجه دو حرکت به سمت پلورالیسم می‌دانند، در قرن یازدهم و شانزدهم حوادثی رخ می‌دهند که وحدت و اتحاد مسیحیان را که تا آن موقع در اروپا وجود داشت از بین می‌برند و در نتیجه یک همزیستی و در عین حال تقابل مذهبی بین مسیحیان و در واقع میان مذاهب ارتدکس و کاتولیک و پروتستان پدیدار می‌شود. در قرن هیجدهم حرکت دوم به سمت پلورالیسم بوجود می‌آید که در نتیجه آن، وحدتی که مسیحیت علامت آن بود و به هر ترتیبی تا آن زمان حفظ گردیده بود بار دیگر از بین می‌رود و در نتیجه در اکثر جوامع اروپائی تفرقه ایجاد می‌شود. بدین ترتیب که برخی از این جوامع وابستگی خود به کلیساهای مسیحی را حفظ می‌کنند و برخی دیگر از اومانیسم سکولاریزه شده الهام می‌گیرند. در تعریفی که تعداد زیادی از اروپائیان از خود بعنوان اروپائی ارائه می‌کنند این امر که در قرون متمادی در اروپا یهودیت و اسلامی زنده و فعال حضور داشته و دارد هیچ نقشی‌ایفاء نمی‌کند.
کد خبر: ۲۵۴۹۸۸

هنگامی‌که از یهودیت سخن بمیان می‌آید، در واقع از یک اقلیت ناچیز صحبت می‌شود. علاوه بر این، در تلقی اروپائی از یهودیت، یهودستیزی و یهودآزاری آشکار و نهان باعث گردید تا یهودیت یک موجودیت بیگانه محسوب گردد که محو آن چه از طریق ادغام و چه از طریق تخریب، ضروری بود. با توجه به این، تحقیر، تبعیض و بالاخره نابودی یهودیان، بخشی از تاریخ اروپا و بویژه تاریخ آلمان را تشکیل می‌دهد. بنابراین می‌توان گفت که یهودستیزی همواره یکی از وجوه هویت اروپائی بوده است.

به هنگام تلقی و تعریف از خود توسط اروپائیان، اسلام نیز از نقطه نظر تاریخی نقش منفی‌ایفاء می‌کند. برخی از مورخینی که موضوع بروز مفهوم هویت اروپائی را مورد بررسی جدی قرار می‌دهند، در این رابطه این سوال را مطرح می‌کنند که‌ آیا آنچه که هویت اروپائی نامیده می‌شود، وقتی بوجود آمد که اروپا در قرون وسطی دفاع از خود در مقابل تهدیدات اسلام را آغاز کرد؟ حتی اگر نظر مورخ بلژیکی‌هانری پیرن (Henri Pirenne) مبنی بر این‌که غرب از ضدیت با اسلام پدیدار شد و یا به قول وی محمد (ص) شارل مانی را بوجود آورد را اغراق‌آمیز بدانیم، باید در نظر داشته باشیم که فقط با فتح مجدد (Reconquista) اسپانیا توسط مسیحیان و نقش سانتیاگو دکومپوستلا (Santiago de Compostela) این شهر یکی از مهمترین زیارتگاه‌های مسیحی است که مسلمانان بر آن تسلط داشتند، پاپ وقت اعلام کرد کسانی که در آزادی این شهر مشارکت نمایند از امتیازات معنوی سربازان صلیبی برخوردار خواهند شد. م) احساس جمعی از هویت اروپائی پدیدار شد. در این رابطه فرانکو کاردینی (Franco Cardini) مورخ ایتالیائی نیز در تحقیقات اخیر خود بر این نکته تأکید دارد. بنابراین بنظر می‌رسد که از آغاز، هویت اروپائی وجه ضدیت با اسلام داشته است.

گذشته‌ای که هنوز زنده است:

نفرین فتح مجدد

به همین دلیل با نگاهی به یهودیت و اسلام روشن می‌شود که تاریخ اروپا را باید بطور کلی بعنوان تاریخی از فجایع‌ بازسازی کرد. بجای صحبت از همزیستی، تحمل و پذیرش دیگران مجبوریم از تبعیض، طرد و حتی قتل عام سخن برانیم. تاریخ یهودیت اروپائی با مهاجرت دسته جمعی یهودیان و قتل عام آنان در اردوگاههای نازیستی آشویتز، تربلینکا و مایدانک با خطر به پایان رسیدن خود مواجه شده است. تاریخ اسلام اروپائی چطور؟

در دو منطقه از اروپا اسلامی زنده و پویا وجود داشت. یکی از این مناطق سیسیل بود. سیسیل در سال 902 میلادی توسط مسلمانان فتح شد و تقریباً بمدت 150 سال صرفاً تحت سلطه` آنان قرار داشت. تنها در قرن یازدهم بود که نرمانها برهبری روبرتو‌ایل گویسکاردو (Roberto il Guiscardo) با موافقت پاپ نیکولوی دوم توانستند بر مسلمانان این جزیره چیره شوند (در سال 1059 گوئیسکاردو توسط همین پاپ به عنوان دوک تاجگذاری کرد.) اما پادشاهان مسیحی نرمان از جمله روجری (Ruggero) اول و دوم در ارتباط با ساکنین مسلمان از خود شکیبائی نشان دادند بشکلی که یک همزیستی جالب توجه و در نتیجه حضور همزمان کلیساهای مسیحی و مساجد اسلامی و در واقع فرهنگ مسیحی  غربی و تمدن عربی  اسلامی امکانپذیر گردید. همصدا با مورخ آلمانی ابرهارد هورست (Eberhard Horst) می‌توان ادعا کرد که سیسیل در تاریخ جهان برای زمان کوتاهی الگو و نمونه بود. در قرون وسطی در هیچ کشور دیگری از کشورهای تحت نفوذ مسیحیت، چنین همزیستی و پذیرش یکدیگر مشاهده نشده است بجز اسپانیا، در زمان حکومت مسلمین.

فردی که بعداً امپراطور فدریکوی دوم شد، در کاخ سلطنتی پالرمو در جو سیسیلی چند مذهبی و چند فرهنگی رشد یافت. برای وی تماس با مسلمانان، آشنائی با زبان، تفکر و فرهنگ عربی موضوعی عادی بود. گر چه در زمان وی، اکثر مسلمانان پالرمو و مهمترین شهرهای سیسل را ترک کرده و در منطقه` کوهستانی یعنی در قسمت غربی این جزیره پناه گرفته بودند، اما در هر صورت روش زندگی و محیطی که فدریکو در آن بزرگ شد، عربی بود. پالرمو مرکز فرهنگی چند زبانی محسوب می‌شد که در آن فرهنگهای لاتین، یونانی و عربی در هم آمیخته بودند. بنابراین هیچکدام از پادشاهان قرون وسطی به‌اندازه فدریکو دانش و آمادگی لازم، برای اتخاذ روشی کاملاً متفاوت در برخورد با اسلام را نداشتند. این امر بویژه بر سیاست وی درباره` جنگهای صلیبی و اجازه استقرار 16 الی 20 هزار مسلمان در یکی از سرزمینهای وی در دشت لوچرا در استان پولیا تاثیر زیادی داشت.

بنابراین دشمنان امپراطور از این رسوایی بعنوان سلاحی علیه وی استفاده کردند. چرا که او قبلاً به انحراف از دین و حتی کفر متهم شده بود. پس از مرگ فدریکو دشمنانش به قلع و قمع کامل مسلمانان دست زدند. مسلمانان لوچرا که از حمایت شخص امپراطور محروم شده بودند قربانی اقدامات وحشیانه برای نابودی‌شان شدند. در سال 1300 پادشاه ناپل کارلو دوم دانجو (Carlo II d Dangio)، دستور تخریب کامل لوچرا و قلع و قمع ساکنین مسلمان آن منطقه را داد و بازماندگان قلیل این واقعه را به بردگی گرفت. این اقدام با موافقت دستگاه پاپ صورت گرفت زیرا به اصطلاح این مجموعه بت‌پرست که فدریکو آنرا تأسیس کرده بود، لازم بود برای همیشه از صفحه` گیتی ریشه‌کن شود و این رسوائی از سرزمین مسیحی محو گردد. دیوارهای شهر لوچرا سوزانده و با خاک یکسان شدند. از آن تاریخ قرنهاست که از همزیستی میان یهودیان، مسیحیان و مسلمانان در این بخش از اروپا اثری باقی نمانده است.

دویست سال بعد در تاریخ اسپانیا مشابه چنین روندی تکرار می‌شود. از زمان فتح شبه جزیره‌ایبریا توسط مسلمانان در سال 711 میلادی و ایجاد خلیفه‌نشینی کورودوا (قرطبه)، برای قرنها همزیستی مسالمت‌آمیز مشابه، بین یهودیان، مسیحیان و مسلمانان وجود داشت. با وجود ابهاماتی، در این منطقه نیز همزیستی فرهنگی و مذهبی امکان‌پذیر گردید. که منطقا نباید آن را ‌ایده‌آل پنداشت. اما در اثر جنگهای صلیبی در اسپانیا نیز روح فتح مجدد (Reconquistr) حکمفرما گردید بگونه‌ای که در سال 1478 و با شروع بکار دادگاههای تفتیش عقاید که با همکاری دولت فعالیت می‌کردند به پست‌ترین و نازلترین حالت خود رسید. نه‌هزار مورد اعدام که بیشتر اوقات از طریق سوزاندن افراد صورت می‌گرفت به حساب Torquemada ترکمادا نوشته می‌شود. وی بزرگترین و معروفترین قاضی تفتیش عقاید و یکی از مخوف‌ترین چهره‌های کلیسا محسوب می‌شود. دادگاه‌های او که به عنوان یک نهاد دولتی و در عین حال پلیسی و قضایی برسمیت شناخته می‌شدند در فعالیتهای تفتیشی خود، به شیوه‌ای بی‌رحمانه، بیشتر یهودیان و مسلمانانی که از روی اجبار و بصورت ظاهری به مسیحیت گرویده بودند را تحت تعقیب قرار می‌دادند.

پرده آخر همزیستی با فتح گرانادا (قرناطه) در سال 1492 توسط مسیحیان اجرا گردید. در پی آن یهودیان به طور وحشیانه (در حدود 240 هزار نفر تغییر دین اجباری داده شدند) غسل تعمید داده شدند و یا بلافاصله از کشور (در حدود 170 هزار نفر) اخراج شدند. دیری نپائید که مسلمانان نیز به این وضع دچار شدند. در سال 1525 فرمانهائی درباره` غسل تعمید اجباری صادر می‌شوند که در اجرای آن از سال 1567 به بعد سختگیریهای بی‌رحمانه‌تری اتخاذ گردیدند. یکسال بعد با سرکوبی خونین قیام گسترده مسلمانان، مرحله` نهائی از بین رفتن اسلام در اسپانیا آغاز گردید. این مرحله نیز با فرمان فیلیپ سوم پادشاه اسپانیا که منجر به اخراج و کوچ اجباری تقریباً 150 هزار نفر شد، خاتمه یافت. از آن زمان تاکنون این اقدامات که باعث اخراج یهودیان و مسلمانان از اسپانیا شد، بعنوان جراحتی التیام نیافتنی در تاریخ اروپا باقیمانده است.

سارایوو، خانه‌ای با چهار در:

بوسنی و هرتسه‌گوین تنها منطقه‌ای در اروپاست که در آن همزیستی میان یهودیان، مسیحیان و مسلمانان طی قرون گذشته حفظ گردیده است. در هیچ منطقه` دیگری از اروپا چنین غنای چند مذهبی و چند دینی مشاهده نمی‌گردد. در قرن شانزدهم یعنی پس از اخراج یهودیان از اسپانیا، یهودیت اسپانیولی (Sefardita) به سه عنصر فرهنگی موجود در این سرزمین، یعنی اسلام بوسنیائی، صرب ارتدوکس و کاتولیک کروات افزوده شد. موریس لوی (Moritz Levy) خاخام اعظم سارایوو، این پدیده را در کتاب خود با عنوان یهودیت اسپانیولی در بوسنی (Die Sephardim in Bosnien) بطور مؤثری توصیف نموده است. مورخ بوسنیائی کمال باکارسیچ (Kemal Bakarsic) بر ارزش این کتاب به مناسبت تجدید چاپ آن در سال 1996 تأکید کرد و اظهار کرد: اثر لوی سندی منحصر به فرد، معتبر و بی‌نظیر و منبعی اساسی برای شناخت تاریخ فرهنگ یهودیت با توجه به ویژگی فضای بوسنی و هرتسه گوین که خانه‌ای باز با چهار در ورودی است، می‌باشد. شکی نیست که با توجه به همزیستی بین فرهنگهای یهودی، مسیحی و اسلامی در این سرزمین، وضعیتی فوق‌العاده و پیچیده و در عین حال غنی بوجود آمد که در این باره مورخین بوسنیائی می‌نویسند: این وضعیت از یک سو منجر بنوعی انزوای فرهنگی  معنوی و از سوی دیگر عادت به حضور دیگران بعنوان یک واقعیت روزمره زندگی را ایجاد کرد.

در این منطقه از بیش از پانصد سال قبل، همزیستی بین یهودیان، مسیحیان و مسلمانان مشاهده می‌شود. اما واقعیت این است که اروپای غربی این امر را کاملاً نادید گرفته است. هنگامی‌که جنگ در دهه نود قرن گذشته در این منطقه رخ داد، اروپا از درگیر شدن در آن دچار وحشت و ترس می‌شود. واضح است که حتی مسیحیان بالکان با وجود خفقان کمونیستی دوره` تیتو متوجه نشده بودند که در منطقه آنان الگوی زندگی منحصر بفردی از نقطه‌نظر تاریحی در اروپا وجود دارد، وگرنه زودتر و با جدیت بیشتری برای دفاع از همزیستی میان مذاهب و ادیان تلاش می‌کردند.

در این رابطه، کلیساهای اروپائی هیچکدام به وظیفه خود عمل نکردند و مسیحیان اروپا را از ورشو تا لیسبون از این حقیقت آگاه ننمودند. این حقیقت همانا شکست وحشتناک دو الگوی تاریخی همزیستی بین یهودیان، مسیحیان و مسلمانان در اروپا می‌باشد، نابودی مسلمانان در سیسیل در قرن سیزدهم و نابودی یهودیت و اسلام در اسپانیا از قرن پانزدهم میلادی، اروپا در طول تاریخ برای دو بار از فرصت تجربه سازنده همزیستی میان یهودیان، مسیحیان و مسلمانان برخوردار بوده است که هر دو بار با شکستی وحشتناک مواجه گردید. بوسنی و هرتسه گوین و کوزوو فرصت سوم بود.

اینک از ادبیات اروپا علائم متفاوتی دیده می‌شود که این امر تشویق‌کننده است. از جمله، خوان گویتیسولو (Juan Goytisolo) یکی از مهمترین نمایندگان ادبیات معاصر اسپانیا و کتاب وی با عنوان خاطراتی از سارایوو (Cuaderno de Sarajevo) که یادداشتهای وی طی اقامتش در سارایوو دوران جنگ می‌باشد که در سال 1993 منتشر گردید. گویتیسولو یکی از قلیل نویسندگانی می‌باشد که حساسیت نسبت به وجه چند مذهبی فرهنگ اروپا بویژه فرهنگ اسپانیائی را حفظ کرده است. اثر وی یک درخواست عاجزانه و دعوتی است برای محسوب نمودن همزیستی میان یهودیان، مسیحیان و مسلمانان بعنوان فرصتی برای افزایش غنای اروپا. وی اخراج اسلام از اسپانیا را قطع عضوی از بدنه تمدن اروپا به دست خود می‌داند. در کتاب وی در مورد سارایوو مفهومی‌مشابه را مشاهده می‌کنیم. بسیاری از اروپائیان هنوز به چارچوب خشک گذشته` تاریخی روابط میان مسیحیان و مسلمانان وابسته‌اند و اشباح گذشته هنوز به عنوان یک کابوس در ضمیر ناخودآگاه آنان عمل می‌کند. و یا با قاطعیتی برنده‌تر در خاطرات سفرش به کشورهای اسلامی با عنوان از چک تا مکه(1997) De la Ceca a la Meca ، نوشت: اسلام شکل مقعر و در واقع نگاتیو اروپاست، مورد دشمنی و خصومت قرار می‌گیرد و در عین حال همواره وسوسه‌انگیز است.

وضعیت جدید مذهبی در اروپا:

اما امروز، دیگر اروپا نمی‌تواند همچنان تاریخ چندمذهبی بوسنی و هرتسه گوین را نادیده بگیرد. بخصوص با توجه به این نکته که خود اروپا درگیر روند تاریخی شکل‌گیری اقلیتهای چندمذهبی می‌باشد. در حال حاضر مجدداً در آلمان صدهزار یهودی و حدوداً 3 میلیون مسلمان زندگی می‌کنند. در فرانسه

4 میلیون مسلمان و در انگلیس 3 میلیون مسلمان بسر می‌برند. براساس پیش‌بینهای احتمالی در سال 2020 در اروپا احتمالا 20 میلیون مسلمان حضور خواهند داشت. به عنوان مثال، در آلمان چنین حضور گسترده‌ای از اقلیتهای مذهبی سابقه نداشته است. حتی یهودیت که در قرن گذشته بزرگترین اقلیت مذهبی بود از آغاز دهه سی بالغ بر 600 هزار نفر بود. بنابراین در آلمان تاکنون هیچگاه اقلیت مذهبی که پیروان آن به مرز میلیون نفر برسد وجود نداشت، چه رسد به اسلام. دیگر کشورهای اروپائی نیز با چنین روند تحول‌زا و در نتیجه همه جوامع اروپائی با چالشهای اجتماعی و سیاسی مواجه می‌شوند که آمادگی این امر را ندارد.

در واقع نه اروپائیان و نه اکثریت مسلمانان این اوضاع جدید اروپا را در ذهن خود هضم نکرده‌اند. مباحث سیاسی مستمر درباره موضوعاتی همچون لزوم رهبریت فرهنگی اروپا و یا رهبریت فرهنگی کشوری و مطرح شدن این سوال که‌ آیا کشورهای اسلامی همانند ترکیه بخشی از اروپا را تشکیل می‌دهند، حاکی از این امر است. بین مسلمانان چگونگی برخورد با اروپای مدرن و دمکراتیک مورد بحث قرار می‌گیرد. اضطرابها و حتی بغض و کینه` ناشی از ضدیت با اسلام از ویژگی‌های مباحث سیاسی ما اروپائیان و از سوئی پیشداوریهای ضد سکولاریسم و ضد مدرنیسم از ویژگیهای مباحث مسلمانان است. در حال حاضر اکثریت قریب به اتفاق مسلمانانی که در اروپا بسر می‌برند، با اوضاعی که از نقطه‌نظر تاریخی کاملاً جدید است، مواجه شده‌اند. برای اولین‌بار شمار زیادی از مسلمانان خارج از دارالاسلام، یعنی در کشورهائی که قوانین آنها مبتنی بر شریعت نیست بسر می‌برند. البته به همان‌اندازه در میان آنان مباحث پیرامون آینده اسلام در اروپا یکسان نیست. سوالهائی که در این رابطه مطرح می‌شود، عبارتند از: براساس کدام الگو باید جهت‌گیری نمود؟ گزینه‌ها کدامند؟‌ آیا آشتی بین ارزشهای اروپائی و اسلامی امکانپذیر است؟

یورو  اسلام چیست؟

ایده` یورو  اسلام در چارچوب مباحث سیاسی و نظریه‌پردازانه، در ابتدای دهه 90 در کشورهای آلمانی‌زبان توسط بسام طیبی (Bassam Tibi) نظریه‌پرداز سیاسی شهر گوتینگن مطرح گردید و از آن زمان مکرراً در آثار متعددی به آن پرداخته شده است. از آغاز تا امروز این عبارت بیانگر مفهوم وسیعتری از موضوع واقعیت افزایش حضور اسلام در اروپا می‌باشد. بدین ترتیب که می‌خواهد تا به چیزی فراتر از اسلام در اروپا بپردازد. البته این عبارت مبین این واقعیت نیز می‌باشد که از آغاز دهه شصت، در مناطق صنعتی‌تر و پر جمعیت اروپا، شمار روزافزون پیرامون دین اسلام به دلیل نیازهای اقتصادی کشورهای اروپای غربی، زندگی می‌کنند. در کشورهای آلمانی زبان کسانی که ( Gastarbeiter کارگران میهمان) نامیده می‌شدند، با گذشت زمان همشهری و یا همسایگانی که نیروی کار هستند و یا به عبارتی مهاجرین بومی‌محسوب گردیدند. در دهه هشتاد آنان با ساختن مساجد، دایر نمودن مراکز فرهنگی  اسلامی و تأسیس قبرستانهای مسلمین و کلا با ایجاد زیربناهای اسلامی، حضور خود را به عنوان افراد متدین و معتقد نمایانتر ساختند. بنابراین یورو  اسلام بیانگر این حقیقت است که تعداد روزافزونی از مسلمان از روی اجبار یا تمایل نمی‌توانند در کشور خود زندگی کنند و اکنون در کشورهائی زندگی می‌کنند که دارای فرهنگ مسیحی  غربی هستند.

اما عبارت یورو  اسلام به چیزی فراتر از این واقعیت غیر قابل انکار می‌پردازد. این عبارت به طرحی اشاره می‌کند که براساس آن اسلام، سازگار با روح اروپا و بویژه با ارزشهای سیاسی مدرنیته محسوب می‌شود. هدف از این طرح نه غربی‌سازی اسلام و نه تأکید بر ضرورت کامل مسلمان تمام عیار بودن، در همه نقاط جهان می‌باشد بلکه آنچه که این طرح دنبال می‌نماید مسلمانی در اروپا بیانگر دیدگاهی است که براساس آن مسلمانان هر جا که باشند بعنوان عضوی از داراالاسلام، تحت قیمومیت شریعت اسلامی قرار دارند. این دیدگاه اسلامگرانه، محافظه‌کارانه و ارتجاعی باعث رشد و توهم وجود یک اسلام واحد می‌شود که شریعت اسلامی اساس این اتحاد است. بر این اساس برسمیت شناخته شدن این نوع اسلام، بعنوان گرفتن تلقی می‌شود. پس اسلام در اروپا به معنی برسمیت شناخته شدن یک اسلام سنتی و غیرقابل تغییر می‌باشد که از پدیده چند فرهنگی که قانون اساسی اکثر کشورهای اروپائی ضامن آن می‌باشند، سوءاستفاده می‌نماید. براساس این دیدگاه مسلمانان مانند دیگر اقلیتهای مذهبی، فرهنگی و قومی دارای خلوت می‌باشند و مایلند در این خلوت براساس دیدگاه خود یعنی براساس یک اسلام غیرقابل تغییر زندگی کنند. انگار زیستن در آنکارا، آمستردام، قاهره، کپنهاگ، فس و فرانکفورت تنها به معنی تغییر صحنه می‌باشد.

اما در این مورد کسانی که از‌ایده یورو  اسلام جانبداری می‌کنند معتقدند که چنین طرز فکری باعث ایجاد یک پارادوکس اجتماهی و در درازمدت منجر به بروز تشنجات غیرقابل تحمل خواهد شد. از نظر آنان‌ایده چند فرهنگی با وجود حسن نیت بنیانگذارانش نه تنها ادغام اقلیتها در جامعه را تسهیل نمی‌نماید، بلکه موجب ایجاد جوامع موازی، منجمد و متضاد با جوامع مسیحی سکولار موجود می‌گردد. براساس مفاهیم اسلام در اروپا مسلمانان امتی را تشکیل می‌دهند که بین اعضاء آن همبستگی مستحکمی‌وجود دارد. آنان فرهنگ جدید را نادیده می‌گیرند و خودآگاهانه خواستار فاصله گرفتن از محیط غیراسلامی با توسل به شریعت اسلامی می‌باشند. حتی هدف آنان رخنه به محیط غیراسلامی و تغییر دین ساکنین آن در دراز مدن می‌باشد.

طرحی که آن را یورو  اسلام نامیدیم یک بدیل (آلترناتیو) قاطعانه طرح اسلام در اروپا می‌باشد. چنین طرحی با استفاده از حضور مسلمانان در اروپا خواستار تغییر اسلام سنتگرا در پرتو نظام حقوقی  سیاسی و ارزشهای اروپائی می‌باشد. تیبی به پنج اصل ضروری و اساسی مدرنیته در اروپا اشاره کرده که وجود آن باعث مشروعیت هر جامعه دمکراتیک می‌شود. یورو  اسلام اگر می‌خواهد برازنده این نام باشد باید برای اصول ذیل احترام قائل گردد:

الف) کثرت‌گرائی در همه زمینه‌ها یعنی در چارچوب نهادی و حقوقی و پذیرش قواعد بازی مطابق با مدرنیته فرهنگی، پذیرش چنین کثرت‌گرائی از سوی مسلمانان به این معنی است که آنان خود را از مجموعه کثرت‌گرا جدا ندانسته، بلکه بعنوان مکمل آن محسوب می‌شوند. هیچ میسیون اسلامی در اروپا استیلای بر این سرزمین و طرز فکر مبتنی بر تعامل دوگانه‌ای که منجر به تقسیم جوامع به دارالاسلام و دارالحرب می‌شود، صرفنظر نمی‌کند. باید یک جواب قاطعانه و واضح، به هدف اسلامی ساختن اروپا در درازمدت که البته به دلایل تاکتیکی به صورت علنی اظهار نمی‌گردد، داده شود.

ب) تسامح به معنائی که در روشنگرائی (ایلومینیسم) و در مدرنیته فرهنگی می‌توان آنرا یافت، نه به معنائی که این لغت (در اسلام) دارد که براساس آن مسیحیان و یهودیان ذمی‌محسوب می‌گردند بلکه به معنای برسمیت شناختن آزادی کامل کسانی که تفکر و اعتقاد مذهبی دیگری دارند. مفهوم تسامح در مدرنیته فرهنگی مفهوم وسیعتری نسبت به دیدگاه سنتی اسلام از آن دارد. بر طبق این دیدگاه افراد بعنوان سوژه‌های دارای حقوق یکسان، صر‌فنظر از دین و ملیتشان تلقی می‌گردند و به شهروندان و افراد تقسیم نمی‌شوند.

ج) سکولاریته، به معنای برسمیت شناختن استقلال حیطه‌های مختلف زندگی، منظور از این عبارت‌ایدئولوژی سکولاریسم نیست بلکه سکولاریته بمعنای آزادی حیطه‌هائی از جمله اقتصاد، سیاست، حقوق و هنر از قیومیت مذهبی است. این آزادی از جمله دستاوردهای مدرنیته فرهنگی در اروپاست که جدائی دولت از دین نخستین آن می‌باشد.

د) جامعه مدنی دمکراتیک به عنوان ضامن جدائی بین حیطه‌های عمومی و خصوصی در سطح حقوقی و نهادی سیاسی، براساس این دیدگاه مسلمانان از آزادی عمل به دین خود که توسط قانون اساسی تضمین گردیده در زندگی اجتماعی و خصوصی خود بهره‌مند می‌شود اما در جامعه مدنی آنان در زندگی اجتماعی خود همانند دیگران، شهروندانی بدون حقوق ویژه محسوب می‌گردند.

ه) حقوق انسانی فردی، در واقع در اسلام عبارت حق‌ آدمی وجود دارد و این موضوع تداعی‌کننده مفهوم حقوق بشر است. اما معنی این مفهوم در اسلام کاملاً با مفهومی‌که در اروپا رایج می‌باشد، متفاوت است. زیرا براساس این دیدگاه حقوق بشر می‌تواند توسط حقوق الهی نقض شود و بی‌دلیل نیست که بیانیه‌های اسلام در مورد حقوق بشر، همیشه مشروط به شریعت هستند.

با توجه به این نکته، یورو  اسلام مخالف با یک اسلام حاشیه‌ای Ghetto (در قرون گذشته در اروپا محلاتی یهودی‌نشین برای زندگی اجباری آنان در نظر گرفته می‌شدند که این محلات Ghetto نامیده می‌شد) می‌باشد. یورو  اسلام نه فقط مخالف با آن، بلکه به معنی چالش با آن و رد طرح اسلام Ghetto با استفاده از‌ایده چندفرهنگی می‌باشد. یورو  اسلام تنها فرصت برای ادغام مسلمانان در اروپا از طریق سازگاری ارزشهای اخلاقی، معنوی و مذهبی اسلام با تاریخ آزادی سیاسی اروپا و قانون اساسی این قاره است که هدف از آن به انزوا کشاندن مسلمان در جامعه با استفاده از مفهوم چندفرهنگی نیست بلکه ادغام آنان در جوامع کثرتگرای موجود در اروپا می‌باشد. تیبی در این رابطه می‌نویسد:

اگر مسلمانانی که در اروپا زندگی می‌کنند اصول مدرنیته آنرا بپذیرند، می‌توانند تبدیل به یک جامعه مذهبی ادغام شده در اروپا درآیند. یعنی جامعه‌ای متشکل از انسانهائی که شهروندان آزاد تلقی می‌شوند (بنابراین نه یک امت) و این جامعه مذهبی بطور غیرمستقیم می‌تواند تبدیل به الگوئی برای کشورهای مبدا آنان نیز شود. اروپائیان مسلمان، در صورتی که اصول مدرنیته فرهنگی را آن خود بدانند، در رابطه میان شرق و غرب می‌توانند پرچمدار اصلاح و لیبرال دمکراسی شوند در غیر اینصورت این خطر وجود دارد که افراطیون نه تنها در ایجاد تفاهم بین تمدنها مشارکت نکنند بلکه برخورد بین تمدنها را نیز تغذیه نمایند. متاسفانه علائم این خطر بطور نگران‌کننده‌ای مشاهده می‌شود بدون این‌که افکار عمومی آنرا جدی بگیرند.

اینده اسلام در اروپا نامعلوم است:

ما بعنوان اروپائیان مسیحی، مباحث بین مسلمانان در مورد آینده اسلام در اروپا را با توجه به شباهتهای موجود در تاریخ پیچیده مسیحیت بویژه آنچه که با روابط بین دولت و کلیسا ارتباط دارد، با دقت هر چه تمامتر دنبال می‌کنیم. همانگونه که در تاریخ مسیحیت، جهت تنظیم رابطه تقریباً بی‌تشنج بین کلیسا و دولت، دین و جامعه، سیاست و‌ایمان قرنهای زیادی لازم بود، به همان‌اندازه نیز در تاریخ اسلام مدرن، به مدت زمان مدیدی جهت تطبیق آن احتیاج است. مباحث درباره پیامدهای سیاسی و حقوقی پیروی از سنت ایمانی اسلام، هنوز به مواضعی که در مورد آن اجماع بوجود آمده باشد، دست نیافته و طرح یورو  اسلام با مقاومت خشن نیروهائی که در جبهه اسلامگرایان حضور دارند مواجه شده است.

با این وجود باید توجه داشت که مثلاً در میان انجمن‌های اسلامی در آلمان بعد از حادثه یازدهم سپتامبر تحرکاتی دیده شد. هر چند در هیچیک از بیانیه‌های این انجمنها از شورای مرکزی مسلمانان آلمان گرفته تا شورای اسلامی، بر مفهوم یورو  اسلام تأکید نشده و یا حداقل یک اظهارنظر مثبت در این رابطه مشاهده نگردیده است، اما با این وجود بعد از این حادثه به دلیل بروز موج ضدیت با اسلام که در آلمان نیز بی‌سابقه بود، مسلمانان با لزوم ابلاغ بهتر شناخت از خود به افکار عمومی آلمان و در نهایت اروپا مواجه گردیدند. بدین ترتیب منشور اسلام تدوین و در فوریه 2002 انتشار یافت. در این منشور تأکید شده که تاریخ اروپا در هزاره سوم نمی‌تواند به زیان یهودیت و یا نادیده گرفتن اسلام نوشته شود:

فرهنگ اروپائی تحت نفوذ میراث کلاسیک یونانی  رومی، یهودی، مسیحی، اسلامی و نیز روشنگرائی (ایلومینیسم) قرار دارد. فلسفه و تمدن اسلامی بر این فرهنگ تأثیر ذاتی گذاشته‌اند. حتی در گذر کنونی از مدرنیته تا پست مدرنیته نیز مسلمانان می‌خواهند نقش تعیین‌کننده‌ای در حل بحرانها داشته باشند. در این راستا تأکید بر تکثرگرائی مذهبی که قرآن نیز آنرا می‌پذیرد و رد هر نوع نژادپرستی و شووینیزم از اهمیت بسزائی برخوردار است (بند شماره 14 منشور اسلام.)

در ارتباط با ارائه موضوع شناخت از خود از سوی مسلمانان به عنوان شهروندان جوامعی که در آن بسر می‌برند، تأکید می‌شود:

مسلمانانی که شورای مرکزی نماینده آنان است صرفنظر از این‌که شهروند آلمانی محسوب شوند، نظام جمهوری فدرال آلمان که قانون اساسی این کشور ضامن آن‌است و مبتنی بر دمکراسی، قانونمندی، تفکیک قوا، تکثرگرائی حزبی، حقوق زنان مبتنی بر انتخاب کردن و انتخاب شدن و آزادی مذهبی است ، می‌پذیرند. بنابراین حق تغییر دین و حتی بی‌دینی را می‌پذیرد. قرآن استفاده از زور و هر نوع اجبار در مسائل مربوط به‌ایمان را ممنوع می‌داند (بند شماره 11.)

هدف ما ایجاد یک دولت دینی مبتنی بر حکومت روحانیون نیست. بلکه از نظام جمهوری فدرال آلمان که در آن هماهنگی بین دولت و دین وجود دارد، استقبال می‌کنیم (بند شماره 12.)

این بیانیه که به معنی بروز علائم رشد اعتماد متقابل تلقی می‌شود، مورد توجه شدید افکار عمومی قرار گرفت. گر چه اثری از مفهوم یورو  اسلام در این بیانیه وجود ندارد، اما با این حال رد هر گونه وسوسه یک اسلامگرائی توتالیتر و تلاش در راه پذیرش شرایط سیاسی و حقوقی جوامع اروپائی و در عین حال حفظ اسلام حقیقی، مشاهده می‌شود. نگرانی از روند مجادله` اصولی بین نیروهای سنتگرا و ارتجاعی و نیروهای تجدد طلب که خواستار تکوین آینده‌ای در آغوش اسلام ولی در بستر اروپا هستند، بجاست.

نویسنده Karl Josef Kuschel

در سال 1948 در اوبرهاوزن آلمان متولد شد. وی در دانشگاه‌های بوخوم و توبینگن، آلمانی‌شناسی و الهیات را خواند و در سال 1977 لیسانس الهیات گرفت. کوشل که مشاور و محقق مؤسسه تحقیقات و مطالعات تقریب مذاهب مسیحی وابسته به دانشکده الهیات کاتولیکی دانشگاه توبینگن بود، از سال 1989 استاد الهیات تقریب مذاهب و زیباشناسی کلامی‌و از سال 1995 استاد الهیات کاتولیک در این دانشگاه شد. وی هم‌اکنون الهیات فرهنگ و دیالوگ بین‌الادیان را نیز تدریس می‌نماید و تألیفات فراوانی در این رابط دارد.

سیلویا کورتزو
مترجم: مرتضی جریان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها