دوران دانشجویی ، فرصتی است که شخصیت چند ظرفیتی انسان را وسعت می بخشد. مردی که در سن جوانی با ویژگی های اجتماعی ، عاطفی و شناختی وارد عرصه کسب علم و دانش می شود ، فرصت می یابد که «جستجوگری علمی» را در خود ارتقاء
کد خبر: ۲۵۳۸۶
بخشد.
تداوم جستجوگری علمی در فضایی که برای چنین فعالیتی مهیا شده است ، منجر به تولید فکر و ابداع خواهد شد. برهمین اساس می توان ایجاد فضا برای جستجوگری علمی را از ملزومات «جنبش نرم افزاری» قلمداد کرد. حال این سوال مطرح می شود که وضعیت غالب در فضای دانشگاهی چه ویژگی هایی دارد که با فراهم کردن آنها می توان به جستجوگری علمی دانشجویان و فعالیت های نرم افزاری دست یافت؛ وضعیتی که در محیطهای دانشگاهی توسط استادان ، دانشجویان و متولیان آموزش عالی ایجاد می شود ، می باید ماهیت شناختی داشته و در جهت اندیشه ورزی ، بحث و گفتگوهای علمی باشد. این وضعیت را می توان در کلاسهای درس با نوع تدریس و ایجاد هسته های علمی توسط دانشجویان فراهم کرد. اگر لذت جنب و جوش علمی در دانشگاه ها چشیده شود، خود، انگیزه ای برای گسترش بیشتر این فضا خواهد شد و در صورت تداوم این روند، شادابی و نشاط در محیطهای علمی نمایان می شود. به عبارت دیگر گسترش فضای شناختی و جستجوگری علمی ، سلامت عاطفی و هیجانی را نیز در پی خواهد داشت . این احساس را می توان با ایجاد فضای بحث ، گفتگو ،
کنفرانس ، نقد مقاله و کتاب ، تشکیل هسته ها و کانون های علمی ، سخنرانی های علمی و مستند ، گردهمایی علمی و فعالیت هایی از این قبیل فراهم کرد. بدون تحقق چنین فضایی نمی توان به جنبش نرم افزاری که حیات علمی ما در گرو آن است ، دست یافت . از سوی دیگر ، ممکن است آفاتی این فضای دلنشین و نشاط آور را به مخاطره بیندازد که اگر شناسایی نشود و با هوشیاری نسبت به دفع آنها اهتمام نشود ، متاسفانه فضای اندیشه ورزی و نشاط آور جستجوگری علم را به فضایی خشک و پرتنش تبدیل خواهد کرد. یکی از این آفات ، غلبه فضای سیاست زدگی نه فضای سالم سیاسی بر فضای نشاط انگیز علمی است البته با کمی هوشیاری می توان بین فعالیت های نشاط آور سیاسی و سیاست بازی های جناحی و گروهی ، تفکیک قائل شد. متاسفانه در بعضی مواقع ، برخی عناصر با ایجاد گرد و خاک و غبارآلود کردن فضای پرلطافت و اندیشه ورزی دانشگاهی ، محیطی را به وجود می آورند که تفکیک میان فعالیت سالم سیاسی و فعالیت های ناسالم سیاسی را از انسان سلب می کند. قاعدتا در چنین فضایی ، پردازشگری ذهنی و حسابگری انسان تحت تاثیر احساسات آنی و هیجانات زودگذر قرار می گیرد و ممکن است ناخودآگاه به سمتی کشیده شود که پس از شفاف شدن اوضاع ، نوعی احساس گناه ، سرخوردگی و احساس ابزاری بودن را تجربه کند ، که عموما رنج آور است . بر این اساس ، لازمه تفکیک و تمایز بین فضاهای سالم و ناسالم سیاسی و اجتماعی ، «تامل» و «ارزیابی و تحلیل» وضعیت و پدیده های موردنظر است . در این خصوص می توان با طرح سوالات و فرضیه های گوناگون ، مقاصد بعضی فعالیت ها و «عواقب» آنها را مورد تحلیل و دقت قرار داد. طبیعی است که در صورت «پردازش» و «تحلیل» اوضاع مبتنی بر تامل ، تصمیم گیری های انسان منطقی و منطبق بر تعقل و مصالح ملی خواهد بود. آفت دیگر که فضای علمی و دانشگاه را تهدید می کند، نوع نگاه ابزارگونه برخی جریانات سیاسی نسبت به ارکان اصلی دانشگاه یعنی دانشجویان و استادان است . وقتی بعضی جریان های سیاسی به انحای مختلف ، دانشجویان را به عنوان سربازان پیاده نظام و خط شکن تلقی کنند ، طبیعی است که به جستجوگری و علم آموزی آنها توجهی ندارند و نگران آینده علمی آنها نیز نخواهند بود. در این صورت
، «دانشجو» را پلی برای رسیدن به اهداف و اغراض گروهی و حزبی تصور می کنند؛ کما این که طراحان بعضی سناریوهای سیاسی در جمع خصوصی و خلوت خود ، دانشجو را با جملاتی تحقیرآمیز وصف می کنند و در اظهارات بیرونی به گونه ای دیگر. نگاه ابزاری به دانشجو را می توان به عنوان یک آفت علمی مطرح کرد که طبیعتا این نگاه نسبت به اکثریت قریب به اتفاق دانشجویان به دلیل هوشیاری و استقلال فکری آنها تحقق نیافته و نمی یابد ؛ اما حق این است که همواره نگران آن باشیم . در هر صورت ، جامعه ما از محافل علمی انتظار ابداع ، خلاقیت و تولید فکر دارد؛ چرا که تولید فکر لازمه توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی و متضمن استقلال واقعی کشور است و این انتظار در سایه غلبه فضای علمی و اندیشه ورزی توسط دانشجویان ، استادان ، سیاستگذاران و متولیان و مجریان امر آموزش و پژوهش میسر خواهد بود.