در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اگر چنین باشد، تأثیر مردم در این زندگی، محوری است. از سویی دیگر، ما میدانیم تئاتر تنها هنری است که بدون مخاطب نام هنر را نمیتوان به آن اطلاق کرد. تأثیر مخاطب در تئاتر دقیقا به اندازه مفهوم زیباییشناسانه موثر و مهم است.
امروزه و در این خطّه، آگاهانه و ناآگاهانه، تئاتر را از مردم دور کردهاند. گاه، رندانه نمایش را به جای تئاتر قالب و با دستاویز قرار دادن مخاطب، کیفیت تئاتر را قربانی کردهاند. تئاتر نیازمند مخاطب است، اما نه به هر قیمتی. تئاتر اگر مترادف فرهنگ باشد نباید به شعور مخاطب بیتوجه بماند.
مدّعیان روشنفکری تئاتر ایران، با شکل تئاتر سرگرمیساز به ظاهر مخالفت میکنند و آن را آفت تئاتر و تعقل مخاطب میدانند. در حالی که خود آثار خیالپردازانه را که فاصله زیادی با سرگرمیساز ندارد به صحنه میکشند، این قیمت گزاف را به این دلیل میپردازند که مخاطب داشته باشند یا آنقدر از مخاطب فاصله میگیرند که حتی خواص هم نمیفهمند چه چیزی را دیدهاند.
این افراط و تفریط بَدَل به وبایی برای تئاتر این مِلک شده است. ذات تئاتر با عقل و احساس مخاطب رو در روست. بدون تعصب و پیشداوری به وضعیت تئاتری امروز توجه کنیم. نظام آموزشی ما چه تناسبی با دنیای امروز دارد؟ این سامانه چه تناسبی با جامعه ما دارد؟ آموزههای آکادمیک چند درصد در دنیای حرفهای کاربرد دارد؟
آیا اساسا آموزهای در دنیای آموزشی ما وجود دارد؟ آیا 3 نسل قدیم، میانه و جدید میتوانند در یک گفتمان تئاتری که بر پایه دیالوگ شکل بگیرد کنار هم بنشینند؟
شاید به همین دلایل است که ما هنوز تعریف روشنی از تئاتر، دراما، دراماتیک و... نداریم، در حالی که هر روزه درباره همین مفاهیم صحبت میکنیم. از سوی دیگر هنوز درک روشنی از مخاطب هم نداریم. مخاطب تئاتری، به انبوهی جمعیت و تعداد نفر شماره نمیشود. مخاطب تئاتری کنشگر، شعورمند و چالشگر است.
تئاتر روشنفکرنمای ما یا با دستاویز قرار دادن جمعیت یا به سبب نداشتن ارتباط مردم با تئاتر، از مخاطب واقعی فاصله گرفته است. از سویی، دولتمردان ما، آنچنان که به سینما و ادبیات عشق میورزند، رغبتی به تئاتر ندارند. به همین دلیل این هنر در چنین حیطهای هم دچار معضل است.
انگار همه ما در خلا صحبت میکنیم و بدون آنکه دچار دلهره و اضطراب باشیم زندگی میکنیم. برای نمونه به شعارپردازیها و رنگ و لعاب حباب گونه مهمترین سند نوشتهشده این چند ساله نظری بیندازیم تا به عمق فاجعه پیببریم تا به چشم سر، شاهد باشیم که چگونه حقیقت را در مسلخ منفعتطلبی قربانی میکنیم. (منظور چشمانداز 20ساله تئاتر ایران است.) این ترفند آگاهانه است.
امروزه قیمت تئاتر در ایران با پول سنجیده میشود و نبودن عشق آشکار است. تئاتر امروز چه نسبتی با زندگی و مخاطب دارد. متولّیان امر تئاتر و دولتمردان ما هم، ناآگاهانه گام به بازیای نهادهاند که دستاورد نهایی آن برای فرهنگ این دیار هیچ است.
کافی است به سخنرانیها، رهنمودها و... توجه کنیم. انسانی که دچار تشویش و اضطراب است، بحران را درمییابد. از یاد نبریم ملتی که تئاتر ندارد در دنیای امروز مترادف ملتی است که فرهنگ ندارد.
نصرالله قادریی
نویسنده، کارگردان و رئیس انجمن منتقدان تئاتر ایران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: