تلگرافخانه!

کد خبر: ۲۵۰۹۲۵

سمانه مالمیر از قم (یکی گفت: مطلبی که ازت چاپ شد، قبلا تو اینترنت رو وبلاگت بوده! یکی گفت: قبلا با مطبوعات هم همکاری می‌کردی؛ کسی که همچی قلمی داره و همچی سابقه‌ای، باید به قانون چهارم ما حساسیت بیشتری نشون بده که!-) عادل 18 ساله (اوشون که کارش درست بود و واسه همینم سرش بشدت شلوغ! اگه دور و بر خودت یه سر خلوتیان پیدا کردی، نشونیش رو بده تا دستمون رو از حنا بکشیم بیرون! ضمناً منظورت دقیقاً کدوم طرحها بود؟-) حدیث مطالبی (سطح سواد من همین یه ایپسیلونه. بدبختی وقتی هم به جای کنار گذاشتن مطلبی با جنبه‌های زندگی شخصی، می‌یام عمومی و قابل نشرش می‌کنم، از ایپسیلون هم ریزتر و پُر ایرادتر می‌شه! شما به بزرگواری خودت ببخش-) نارنجی از قم (اینم نظر من: اگه می‌خوای شعر بگی، این کتابها رو گیر بیار و خوب و با دقت، حتی شده دو سه بار پشت سر هم، بخون: موسیقی شعر، صور خیال در شعر فارسی، عروض. اگه هم علاوه بر اینا بری کتابایی که درباره‌ی شعر و وزن و قافیه و این‌جور مباحثه بیشتر بخونی، بهتر و زودتر به مقصد می‌رسی-) بدون نام (میر معین-) ماجده 17 ساله از بهشهر (ممنون، خیلی بسیار زیاد این هوا!-) دیوونه‌ همیشگی- هدیه از کرج- بدون نام (فایلهایی رو که با عنوان «چاردیواری» به ایمیلت اتچ کرده بودی گرفتم، اما باز نشد. پیشنهاد می‌کنم به جای پیوست کردن متنت، هر چی رو که تو «ورد» یا برنامه‌های دیگه تایپ می‌کنی، سلکت‌آل، و سپس با یه کنترل سی کنترل وی، تو صفحه اصلی کپی پیس کنی-) تمنا از اردبیل- ستاره‌ دنباله‌دار (خوش آمدی؛ فقط بگو بینم، این قانونهای صفحه رو که زیر تلگرافخونه نوشته شده، خوندی دیگه؟-) فاطمه صفری از بهشهر (ایمیل سرکار رسید. پس شما هم به ایمیلیها پیوستین آره؟ بابا پیشرفت! بابا تکنلرجی! بابا ورودِ موفق به ات‌ساین دات کام!-) انور مولودپور از بوکان- رضا حسنوند- م. رها- حامد رستمی 18 ساله از قروه (جوابت به گفته‌های صمیمیان رسید، ولی گفتن: می‌شه تبلیغ عمل و غیر قابل نشر. باز اگه یه جور بود که کسی برداشت تبلیغی نمی‌کرد... یه چیزی!-) صاحبه از زیر آسمان شهر- بیخیال (پیامهای 30 حرفت رو به ایمیل اصلی چاردیواری بفرست که بالای صفحه‌ اول، کنار لوگو یا همون اسم بزرگ «چاردیواری» چاپ شده و تو قسمت سابجکت هم بنویس: «پیام 30 حرفی.» این طوری زودتر به دستشون می‌رسه. با این حال، این پیامت رو هم بهشون دادم. تو چاپ یا عدم چاپ، دیرکرد یا زودکردش دیگه کاره‌ای نیستم-) مینا، شیشه‌ای شکسته- رحیم طاهری از حسن‌آباد فشافویه- جعفر دردمندی از سلماس- سیاوش منصور، میثاق- حسن جعفری باکلانی از اراک (نه برادر، متوجه منظورم نشده‌ای. فکر کن! شما می‌ری مدرسه‌ بچه‌ت، فرضاً می‌بینی یه بچه‌ دیگه یه حرف زشتی می‌زنه! می‌ری گوشش رو می‌پیچونی؟ تهش اینه که به بچه‌ت می‌گی باهاش همکلام نشه. حالا فکر کن بچه‌ی خودته که بهش علاقه داری و می‌خوای درست تربیت شه. لحنت چطور می‌شه؟ حرف منم، از سر ارادت و توجه ویژه بود؛ اگه درست بیان نشده، به بزرگی خودت ببخش. در برابر رفتار نادرست همکارانت هم می‌تونی بهشون بگی: 120، 121، 122 و...! قطعاً می‌پرسن اینا چیه؟ بگو دارم می‌شمرمشون!! یا مجبورن خودشون رو اصلاح کنن یا متوجه می‌شن که خودشون هم جزو همون گروهی هستن که بهش متهمت می‌کنن!!-) زهرا فرخی 28 ساله از همدان (هی داری طولانی‌ترش می‌کنی‌ها! دستت هم درد نکنه که خیلی زحمت می‌کشی و به خودت سختی می‌دی تا خوش‌خط بنویسی. پدرم که همراه با پدربزرگم هر دو با هم در اومده بودن، آخرش خوش و خندان داد زدن: آهااااان، نوشته «فنچول بچه» که یعنی «قد یه بچه فنچ...!» حالا ما بعد از این همه ساااااااال یه ایراد گرفتیما، فردا نیای پیش سردبیر، گوشُم بذاری کف دستُم، خین و خینریزی راه بندازی!-) نقطه‌‌ تسلیم (شرمنده. نه سواد من به این چیزا می‌رسه، نه اطلاعی از احوالات اون جناب می‌تونم به دست بیارم ولی درک می‌کنم که تحمل چنین شرایطی خیلی سخته-) آی‌ناز ندیمی از گنبد کاووس (دیدم تو دو سه تا از نامه‌هات قانون اول رو نادیده گرفتی و اونی که ارسال کردی رو اینترنت هست، چشمم ترسیده!-) آزاده دهقانی از اصفهان- گل آفتابگردون همیشه عاشق از قم (ممنون از پیام 30 حرفت. پاچه‌خواری نداریمااااا. جوابم به روزنه‌ی امید، معین افعی و نارنجی از قم رو بخون، امیدوارم مفید باشه-) سیاوش منصور، میثاق- رعنا از کیاسر- بدون نام- حبیب 25 ساله از تهران.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها