حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
اما این روز تمام نشده حرفها هم انگار تمام میشود. خبرنگار وسیله میشود برای به سرانجام رسیدن برنامههایی که مدیران برای ماندگاری خویش نیاز به رسانه دارند. خبرنگار میشود مدتدار. مثل شیر که مایه زندگی است اما اگر زیاد بماند مسمومت میکند. مسموم؟ کمی که فکر کنیم ... بله ... نیاز که برطرف شود شیر باشی یا شرنگ دیگر به درد نمیآیی. حکایت عجیبی است این استفاده ابزاری از خبرنگار. همه اینها را بافتم و بافتم تا اشارهای داشته باشم به اتفاقی که در حاشیه همایش خلیج همیشه فارس دو روز پیشتر رخ داد. خبرنگاران که به کیش میرسند مسوول ستاد خبری به نقل از یکی از مسوولان همایش میگوید که آوردن خبرنگاران به کیش برای پوشش خبری اشتباه بوده است. صحت این جمله، گردن راوی اما وقتی او اینها را که میگوید اشاره میکند که بلیتهای هواپیما را به زور برای خبرنگاران گرفتهاند. گویا باید همه ذهنشان را از نو شاخهبندی کنند. نه خبرنگاری آمده نه خبرنگاری رفته. فقط در این میان عدهای که برای شرکت در همایش با فرزند و اهل و عیال آمدهاند به دنبال خرید میروند و عدهای دیگر که ادارهنشین بودهاند و قرعه به نامشان برای شرکت در جشنوارهای در کیش در آمده به فکر استفاده تمام و کمال از اوقات باقی مانده.
فقط در این بین خبرنگاران میمانند که نباید میآمدند! و اخباری که باید با کمترین وسایل ارتباطی مخابره کنند. اینترنت هر 10 دقیقه 500 تومان. و تلفن که اصلا حرفش را نزن. کیش آن سوی جهان است گویا. انگار همه مقابل خبرنگاران ایستادهاند. قرار است خلیجفارس را ثبت ملی کنند اما آنقدر اهمیت رسانهایاش را نمیشناسند که آوردن خبرنگار را بیهوده تلقی کردهاند. شاید هم به دلیل نزدیکی مسافت گمان کردهاند اماراتیها خبر را ارسال خواهند کرد.
اما موضوع خبر برای خبرنگاران مهمتر از این مسائل است. اگر مدیران میانی و نیمه میانی تنها در سال یک روز را به نام خبرنگار میشناسند که سختیها را یادآوری کنند اما خودمان که میدانیم هر روز روز خبرنگار است. حال دانستید که این یادداشت چرا اینقدر زودتر نگاشته شده است.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....