حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
زمان پخش برنامه، یعنی 7 تا 8 صبح رسانه و فرهنگ خللی در انگیزه مخاطب برای شنیدن این برنامه ایجاد نکرده است؟
این زمان اگر چه در روزهای عادی ساعتی است پرشنونده برای رادیو ولی جمعهها صبح در این زمان ما ریزش مخاطب داریم. درخواست بنده نیز از شبکه این بوده که این زمان تغییر کند و لیکن خوشبختانه شنونده خاص خودمان را پیدا کردیم و با توجه به اینکه شبکه رادیویی فرهنگ هم شبکهای خاص است و شنوندهای که علاقه فرهنگی دارد، این شبکه را انتخاب میکند، بسیاری از شنوندههای دائم رادیو فرهنگ و نیز علاقهمندان رشته ارتباطات و وسایل ارتباط جمعی نیز شنونده این برنامه هستند.
فکر برنامهای با موضوع رسانه در رادیو چگونه شکل گرفت؟
ما قبل از این برنامه، برنامهای داشتیم با عنوان «شمع انجمن»، که این برنامه هم در همین زمان پخش میشد و مدت سه سال پخش آن برنامه به طول انجامید. مباحث آن برنامه بیشتر متوجه پیشینه رادیو بود و پیشکسوتان رادیو همچنین تکنیکهای برنامهسازی و جذابیتهایی که رادیو برای مخاطبانش دارد. البته بحثهای جامعهشناختی و ارتباطات هم مطرح میشد، ولی در حوزه رادیو برنامه شمع انجمن بیشتر میرفت به سمتی که ما خاطره بگوییم و خاطره بشنویم و برنامههای گذشته رادیو را مرور کنیم و احیانا ابداعات و خلاقیتهای جدید را نیز دنبال کنیم. طبق طرحی که ابتدا بنده به گروه ارائه کردم، اعتقادم بر این بود که ما بحث ارتباطات را از حوزه رادیو فراتر ببینیم و تلویزیون، سینما، مطبوعات و حتی کتاب را مورد نظر قرار دهیم. در این زمینه، بحثهای بسیار خوبی و در این برنامه انجام شد.
پس میتوان گفت موضوع تخصصی رسانه و مشتقات آن در بعد کوچکتر در شمع انجمن و حالا در دیدی وسیعتر در برنامه رسانه و فرهنگ دنبال میشود؟
بله هم میتوان از این زاویه به موضوع نگاه کرد و هم این که متعدد کردن وسایل ارتباط جمعی مورد مطالعه ما در برنامه رسانه و فرهنگ اتفاق افتاد.
شاکله کلی این برنامه به چه صورت است؟
عوامل این برنامه عبارتند از نویسنده که گفتار متن را مینویسد، یک گوینده، تصنیف و ترانههای رادیویی و تلویزیونی که میتواند برخی از آنها تداعیکننده 69 سال فعالیت رادیو در ایران باشد. از آثار مرکز موسیقی صداوسیما نیز بهره بردهایم. گذشته از این گزارشگر برنامه سعی میکند به میان دانشجویان و اساتید ارتباطات برود و همچنین در جایی که بحث نظرسنجی مطرح است، مردم را خطاب قرار دهد. رسانه گاهی با شرایط خاصی مواجه میشود. مثل دوران جنگ آمریکا و عراق یا هفته دفاع مقدس که اصلا در آن زمان یک رادیو به نام رادیو جبهه ایجاد شد. برنامهسازی «رسانه و فرهنگ» این جریانها را نیز پوشش میدهد. ضمن این که ما کلیت برنامه و موضوع را وسایل ارتباط جمعی و تعامل وسایل ارتباط جمعی و فرهنگ غنی ایران قرار دادهایم. ما برنامه را به سمتی هدایت میکنیم که مخاطب ما گزینشگر باشد یعنی از میان انبوهی از رسانهها اطلاعات مورد نیازش را انتخاب کند.
میشود این طور نتیجه گرفت که این برنامه دارد به نوعی رسانههایی را که اغلب از کشورهای دیگر وارد شدهاند ایرانی میکند.
البته نمیدانم این برنامه چقدر موفق بوده ولی ما در عصری هستیم که رسانهها حرف اول را میزنند. با توجه به دغدغههایی که بسیاری از جامعهشناسان (که آثار بسیاری از آنها را هم در برنامه انعکاس دادیم)، ما باید از رسانه به عنوان پشتوانهای بسیار غنی فرهنگی مذهبی، به نحو درستی استفاده کنیم و شرایطی را که در حال حاضر داریم درست منعکس کنیم. کشورهای غربی با بزرگنمایی مباحث خاص خود مسائل کشورهای دیگر را سطحی جلوه میدهند و برعکس مسائل حساس دولتمردان و شرایط اجتماعی، اقتصادی و... خودشان را بسیار خوب مطرح میکنند.
در حال حاضر با توجه به 24 ساعته شدن اغلب شبکهها، زمان برنامهسازی گستردهای در اختیار برنامهسازان قرار دارد و طبعا مخاطب با حجم عظیمی از برنامههایی مواجه است که حتی اسم آنها را نیز نمیداند. در بحث تبلیغات و اطلاعرسانی چگونه میتوان گامهای موثری برداشت؟
بسیاری از مدیران روی این نکته بارها تاکید کردهاند که در شرایط کنونی، مردم و بالاخص جوانان با انبوهی از MultiMedia مواجه هستند و باید این انتخابگری را داشته باشند که اگر مثلا میخواهند رادیو بشنوند چه موجی را انتخاب کنند؟ این طبعا به شناخت نیاز دارد. من فکر میکنم رسانهها باید به کمک همدیگر بیایند، یعنی ما به صورت بسیار مناسبی برنامهها را در شبکههای دیگر رادیو نیز تبلیغ کنیم. البته قبل از این باید در خود شبکه جدول پخش مورد نظر را از لحاظ مخاطبشناسی تنظیم کنیم که بدانیم مخاطبان از نظر گروه سنی در چه ساعتهایی رادیو را گوش میکنند تا در همان زمان برایشان برنامه مورد نظر را پخش کنیم. شنونده ما به صورت اتفاقی برنامهای را پیدا میکند. باید تلاش کرد که این انتخاب بهتر صورت پذیرد. راهحل این مساله این است که تبلیغات و شیوه درست آن را برگزینیم. مردم ما معمولا یک شبکه رادیویی را انتخاب میکنند ولی در مورد تلویزیون یک برنامه خاص را انتخاب میکنند، ولی در رادیو مخاطب موج رادیواش را تنظیم میکند روی یک شبکه خاص.
خب این شاید به دلیل همگن بودن شبکههای رادیویی است. یعنی شبکهای مثل رادیو فرهنگ اغلب برنامههایش از یک کلیت و یکپارچگی خاص برخوردار است.
البته در مورد این موضوع باید برگردیم روی بحث مخاطبشناسی که بسیار هم مهم است. خیلی از دوستان اذعان دارند که شبکهای مثل رادیو فرهنگ مخصوص افراد با تحصیلات آکادمیک جامعه است. ولی من اعتقاد دارم همه آحاد جامعه که علاقههای فرهنگی دارند میتوانند شنونده برنامه ما باشند. ما در گروه فرهنگ عامه مسائلی را مطرح میکنیم که یک خانم خانهدار میتواند درگیر آنها شود و حتی اظهارنظر نیز بکند. همین حالت در مورد شبکههای دیگر مطرح است. مثلا مخاطبی که به بحث اقتصادی علاقهمند است در کنار مباحث شبکه تجارت از «اقتصاد روز» رادیوایران نیز بیاطلاع نباشد یا گفتگوهای اقتصادی رادیوگفتگو را نیز دنبال کند.
در رسانهای مثل رادیو تاکید شما روی چه مواردی است؟
ما از امکانات رسانهای خوبی برخورداریم که میتواند به توسعه رسانه ما کمک کند و حتی در توسعه کشور نیز سهیم باشد بالاخص رادیو که درآسیای دور و همچنین در کانادا نیز چنین وظیفهای را بر عهده دارد. اما تاکید من بر این است که اطلاعرسانی درست انجام دهیم و به مخاطبمان نزدیک شویم.
آزاده خواجهنصیری
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....