... در جلسهای، همسر شهید مطهری تقاضا کرد که در [مراسم] اعدام قاتل شهید مطهری شرکت کند. من روز اعدام قاتل به ایشان زنگ زدم که برای اعدام بیایند. وقتی قاتل آمد جلوی در، خانم مطهری از او سوال کرد که شما میدانستید که او (شهید مطهری) کیست که او را زدید؟ ایشان (قاتل) گفت: «نه نمیدانستم» و شروع به گریه کردن کرد که: خانم به خدا من نمیدانستم ایشان کیست فقط به من گفته بودند که این شخص را نگاه کن، آن هم در یکی دو شب قبل از حادثه، من آمدم شناسایی کردم، بعد ایشان را که از منزل دکتر یدالله سحابی در دروازه شمیران خارج شدند با شلیک گلوله ترور کردم. بعد خانم گفتند: «که تو نمیدانستی چه کسی را داری میزنی؟» گفت: «نه نمیدانستم.» خانم نکات زیبایی را فرمودند. فرمودند: ...« تو میدانی چه ضربهای به جمهوری اسلامی زدی؟» بعد قاتل شروع کرد به گریه کردن و خانم گفتند: «اینها از سازمان منافقین و استکبار جهانی دستور داشتند آقای مطهری را ترور کنند.»
خاطرات حاج احمد قدیریان، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1383 صص 201202.