فرقهسازی استعمارگران در ایران نیز برای تضعیف همین سنگرهای مقاومت بود که با هوشیاری و رشادت علما ناکام ماند. دشمن که همه راههای موجود را طی کرده و به موفقیتی دست نیافته بود به فکر ایجاد جدایی بین مردم و روحانیت افتاد. مرعوبان غرب، بهتدریج نغمه شوم خلع ید از رهبری روحانیت را زمزمه کردند تا بتوانند بدون مزاحمت دینداران آگاه و پارسا آنچه میخواهند بر سر این ملک و ملت بیاورند. با فروپاشی امپراطوری تزاری و روی کار آمدن رژیم کمونیستی، امواج کفر و الحاد نیز جانهای جوانان سرزمین ما را هدف گرفت و باز این روحانیت آگاه بود که قامت مردانه خود را در مقابل تیرهای زهرآگین التقاط از نوع مارکسیستی و سوسیالیستی آن -که به التقاط لیبرالیستی اضافه شده بود- سپر ساخت.
در سالهای پس از شهریور 20 داس کفر و الحاد و التقاط بر خرمن اعتقادات ملت ایران افتاد. روحانیت آگاه میدانست که نسل تشنه حقیقت را نمیتوان در مقابل بادهای مسموم رها کرد، لذا چهرههای موثری نظیر شهید مطهری و دکتر مفتح و قاضی طباطبایی میان جوانان و دانشآموختگان مراکز علمی و دانشگاهی رفتند تا با تکیه بر ذخایر عظیم دینی، پاسخهای مناسبی به شبهات مطروحه از سوی جریانات منحرف ارائه نمایند. ارتباط عمیق روحانیونی نظیر شهید مطهری با محافل دانشگاهی ضمن خنثی کردن پروژه استعماری اسلام منهای کارشناسان مسائل اسلامی، عرصه را بر منحرفین تنگ میکرد. مدعیان انقلابیگری، برخی اسلام را فاقد حس انقلابی دانسته و جوانان را تشویق به جدایی از آن میکردند و بعضی دیگر برای عقب نماندن از قافله انقلابیگری با ارائه تفسیرهای مادی از آیات قرآنی و مبانی دینی میکوشیدند روحانیت استعمارستیز را مرتجع معرفی نمایند و زمینه جدایی جوانان را از علما و صاحبنظران اسلامی فراهم نمایند. شهید مطهری با هوشیاری، خطر التقاط را دریافت و با تمام قوا به افشای این جریان خطرناک پرداخت که به شکل موذیانهای جوانان مسلمان را هدف تفکرات انحرافی خود قرار داده بود. این روشنگریها در شرایطی که حتی برخی از مبارزان مسلمان چندان به خطر ناشی از تفکرات التقاطی پی نبرده بودند، پیشگامی شهید مطهری را در شناخت آسیبها و آفات نشان میداد و باعث شد منحرفین کوردل، کینه آن عالم متقی را که پرده از روی نفاق و انحراف خطرناک آنها برداشته بود به دل بگیرند. پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری روحانیت شیعه و پایهریزی نظام اسلامی نیز نقشههای استعمارگران که حدود یک قرن برای نابودی و استحاله اسلام تلاش کرده بودند را ناکام گذاشت.
استکبار و عوامل آن، چاره را در حذف دیدبانهای هوشیار مرزهای عقیدتی دیدند تا شاید بتوانند آب رفته را به جوی انحراف بازگردانند. کوردلان فرقان که یادآور خوارج در چهرهای دیگر بودند با به شهادت رساندن شهید مطهری مذبوحانه کوشیدند انقلاب را از «فرقان»ی که پرده از انحرافات و نفاق منحرفین برمیداشت محروم کنند؛ غافل از آن که خون شهید، خود فرقان دیگری است در رسوا ساختن نفاق و التقاط.
در این شماره سعی داریم مروری داشته باشیم بر اندیشه گروههای التقاطی و نیز زندگی پربار استاد مطهری که با فکر و نهایتا خون خود، مبلغان التقاط و تز استعماری «اسلام منهای روحانیت» را رسوا کرد.
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)