رضایی اگرچه کولهباری از تجربیات مبارزه سیاسی پیش از انقلاب و حضور در حوزه نظامی را از دوران جنگ را با خود دارد؛ اما کمتر در دید عامه مردم یک چهره سیاسی است؛ چراکه در دایره مدیریت نظام، او کمترین چرخش را تجربه کرده و جایگاهش پس از جنگ منحصر به حضور در مجمع تشخیص مصلحت نظام بوده است.
هرچند جایگاه دبیری مجمع به عنوان یک نهاد مهم تصمیمگیری جایگاه مهمی است اما از شانس بد آقا محسن، در راس این نهاد، شخصی چون هاشمی رفسنجانی قرار گرفته که حضور او در هر جایگاهی سایرین را بناچار تحتالشعاع خود قرار میدهد.
محسن رضایی در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری هم کاندیدا شده بود، اما در آستانه برگزاری انتخابات به دلایلی کناره گرفت. این موضوع یعنی خروج از دایره قضاوت افکار عمومی شاید از تیزبینی رضایی بوده است تا خود را همچنان در کوران سیاست حفظ کند، اما همین موضوع میتوانست از او چهرهای محافظهکار به نمایش بگذارد.
فارغ از همه تحلیلهایی که درباره محسن رضایی مطرح شده یا میشود، او شخصی نظریه پرداز است که چه در دوره قبل و چه این دوره برنامه عملی و گفتمان خاصی برای خود ارائه کرده است.
ایده دولت ائتلافی کارآمد و متحد که رضایی مبتکر آن بود، اگرچه با بیتفاوتی و گاه بدبینی جریانات سیاسی کشور ناکام ماند یا لااقل به بعد از انتخابات ریاستجمهوری موکول شد، اما نشان داد که به قول معروف، رضایی همیشه دست پر است و اگر در این میان طبق قرارهای قبلی که میان رضایی، لاریجانی و قالیباف مطرح بود با حضور رضایی، دو چهره شاخص دیگر از او حمایت کنند و این حمایت رسمی شود، رای رضایی میتواند قابل توجه باشد وگرنه...
عباس محمدنژاد