(هرچند که خودش زیاد رغبتی به عنوان کردن آن ندارد) اما بعد از آن سال هر اتفاقی در حاشیه زمین فوتبال میافتاد، از مصاحبههای تند و تیز مربیان و بازیکنان بعد از بازی و در کنفرانس خبریشان گرفته تا بحثهای داغی که در برنامه 90 درمیگرفت، همین کلمه «ادبیات» ابزاری میشد برای متهم کردن طرف مقابل. این قضیه به جاهای مضحکی هم رسید. جایی که مثلا مربی تیم بازنده همتای مقابل خودش را به ادبیات سخیف، زشت و کثیف متهم میکرد و شکست را به گردن او میانداخت! هرچند این واژه در فوتبال ایران نوظهور است؛ اما این نوع گفتار چیز زیاد تازهای نیست. سالها پیش یک روزنامه در صفحه ورزشیاش علی پروین را با تیتر یک کلمهایه «پروینیسم» به لمپن بودن متهم کرد! اتفاقی که همان سالها از سوی سرمربی وقت تیم پرسپولیس بدون پاسخ ماند تا تیتر همان روزنامه و اتهامش به کلی از یاد برود.در این نوشته سعی کردیم به کمک حافظه (شرمنده هیچ منبع قابل جستجویی برای این مورد پیدا نکردیم) و به یاد روزهای مدرسه، اهالی فوتبال را (منظورمان همان مربیان و بازیکنان است) به 2 دسته مثبت ها و منفی تقسیم کنیم، البته با یک استثنا به نام «فیروز کریمی» که واقعا نمیدانیم در کدام دسته قرارش بدهیم! و نکته آخر این که چون تعداد منفی این لیست بیشتر از مثبتهاست، خداینکرده فکر نکنید ایراد از همان نوع گفتار و رفتار فوتبالیها و همان ادبیات است، شاید برگردد به این حافظه نهچندان خوب ما!
رضا امیدوار