گفتگو با یک سارق مسلح

نمی‌دانم چرا وارد اینکار شدم

شنیدن نام سارق مسلح دلهره‌آور است و بسیاری را دچار اضطراب می‌کند. داوود یک سارق مسلح است. پرونده چند صفحه‌ای او نشان می‌دهد جرایمی که انجام داده آنقدر سنگین است که می‌توان او را از خطرناک‌ترین سارقان مسلح تهران دانست. در پرونده این جوان 27 ساله اتهام محاربه ثبت شده است. او تاکنون دو بار محاکمه شده و دادگاه انقلاب سومین جایی است که قرار است داوود و دوستانش محاکمه شوند. آخرین محاکمه اعضای باند این سارقان مسلح در دادگاه کیفری استان تهران بوده است. آنها همچنان منتظر محاکمه سوم خود هستند. گفتگوی ما با این جوان را بخوانید.
کد خبر: ۲۴۷۹۸۰

سرقت مسلحانه و قتل از جمله جرایمی است که در پرونده‌ات ذکر شده است در دادگاه اول اتهاماتت را پذیرفتی چرا این کارها را می‌کردی؟

خلافکار شدن آن هم در این سطح هرگز دلیل قانع‌کننده‌ای ندارد. من نمی‌توانم مثل مجرمان دیگر بگویم کمبود محبت باعث شد، خلاف کنم یا این‌که فقیر بودم. اگر راستش را بخواهید خودم هم به‌درستی نمی‌دانم چرا این کار را کردم. اما به‌صراحت می‌توانم بگویم زمانی که این کار را آغاز کردم فقط برای هیجانش بود. بعد از آن چرا ادامه دادم، نمی‌دانم!

زمانی که یک سارق مسلح شدی شغلی داشتی؟

بله من تراشکار هستم و درآمد بدی هم نداشتم به اندازه‌ای که بتوانم زندگی خودم و همسرم را اداره کنم، پول داشتم. اما زمانی که به من پیشنهاد شد وارد یک باند سرقت مسلحانه شوم آن‌قدر دچار هیجان شدم که تعلل نکردم و بلافاصله به آن باند پیوستم.

چرا تو را انتخاب کردند؟

به درستی نمی‌دانم شاید به این دلیل بود که من از کودکی با سلاح آشنایی داشتم و هدف‌گیری و تیراندازی‌ام خیلی خوب بود و اهالی منطقه این مساله را می‌دانستند.

گفتی از کودکی با سلاح آشنایی داشتی. چطور با آن آشنا شده بودی؟

من در یکی از شهرستان‌های غرب کشور زندگی می‌کردم. چون ما در کوهستان زندگی می‌کردیم وقتی با پدرم برای شکار حیوانات می‌رفتیم من هم سلاح را در دستم می‌گرفتم و شلیک می‌کردم. از همان کودکی به خاطر سبک زندگی‌مان با سلاح آشنا شدم و در واقع با آن بزرگ شدم.

تو که نیاز مالی نداشتی چرا وارد باند سرقت مسلحانه شدی؟

بار اول برای این‌که هیجانش را دوست داشتم وارد این کار شدم. قصد نداشتم ادامه دهم، اما نتوانستم دوستانم را تنها بگذارم. می‌دانستم که آنها بدون من حتما دستگیر می‌شوند. بعد از آن هم آنقدر آلوده این کار شدم که دیگر آن راترک نکردم.

چرا از دوستانت نخواستی که دست از این کار بکشند؟

کسی که یک سارق مسلح می‌شود، آنقدر به کارهای خلاف آلوده شده است که نصیحت کردن او کاری مسخره و بی‌فایده است. نصیحت برای کسانی است که خلاف‌هایی به مانند سرقت‌های کوچک و کیف‌قاپی انجام می‌دهند.

تو که همسر داشتی و زندگی مشترک داشتی و مسوولیت کس دیگری را پذیرفته بودی، چرا وارد این کار شدی ؟به همسرت فکر نکردی؟ این‌که او چه سرنوشتی خواهد داشت؟

من همسرم رادوست داشتم و هنوز هم دوست دارم، او تنها کسی است که در این شرایط سخت و غیرقابل تحمل مرا تنها نگذاشته و به دیدنم می‌آید. او از من جدا نشده و به من گفته تا زمانی که زنده است همسرم باقی می‌ماند. واقعیت این است که من در آن زمان به این چیزها فکر نمی‌کردم.

چرا؟

هیچ خلافکاری به آن چیزها فکر نمی‌کند، اگر در حالی که خلاف انجام می‌دهی به زن و زندگی و فرزند و خانواده فکر کنی که نمی‌توانی کار خلاف انجام دهی. من و اعضای باند هم در این باره صحبت کرده و قرار گذاشته بودیم که هنگام انجام عملیات در این باره فکر نکنیم.

اسلحه را از کجا به دست آوردید؟

من سلاح‌ها را از غرب می‌آوردم. البته همه اعضای گروه اهل غرب کشور بودند و همه ما می‌توانستیم به راحتی سلاح بیاوریم. مهمات را هم از آن‌جا تهیه می‌کردیم.

چه مدتی بود که مشغول انجام سرقت‌های مسلحانه بودید؟

دو یا سه سالی می‌شد که با هم کار می‌کردیم و سرقت انجام می‌دادیم. البته این سرقت‌ها در فاصله زمانی طولانی بود تا پلیس ما را تحت پیگرد قرار ندهد اما در یکی از این سرقت‌ها به دلیل این‌که مرتکب قتل شده بودیم به صورت ویژه تحت پیگرد قرار گرفتیم و در نهایت در آخرین سرقت دستگیر شدیم.

در مورد قتلی که مرتکب شده بودید، توضیح بده؟

قرار نبود کسی کشته شود به همین خاطر هم ما به طور دقیق حتی روی ثانیه‌ها هم برنامه‌ریزی می‌کردیم اما در آن سرقت یکی از نگهبانان خودروی حمل پول مقاومت کرد. من و یکی از همدستانم با هم شلیک کردیم و من نمی‌دانم تیر کدام یک از ما به مرد نگهبان خورد اما به هر حال او کشته شد.

چطور متوجه مرگ مرد نگهبان شدی؟

فردای آن روز در روزنامه خبرش را خواندم و دیدم که او به قتل رسیده است. من از این بابت بشدت ناراحت شدم و تحت‌تاثیر قرار گرفتم. من یک سارق مسلح هستم و نه یک قاتل. اما در جریان این سرقت‌ها باعث مرگی کسی شده بودم و تا زمان دستگیری هم از این موضوع عذاب وجدان داشتم.

تو و سایر اعضای باند در دادگاه دیگری هم محاکمه شدید به چه اتهامی؟

در آنجا به اتهام سرقت‌های مسلحانه‌ای که انجام دادیم محاکمه شدیم و هرکدام به حبس‌های طولانی‌مدت محکوم شدیم. بعد هم که در دادگاه کیفری به اتهام قتل محاکمه شدیم. چند ماه دیگر هم در دادگاه انقلاب به اتهام محاربه محاکمه خواهیم شد.

با تقاضای اولیای دم به قصاص محکوم شده‌ای. اگر آنها گذشت نکنند اعدام خواهی شد، برای جلب رضایت آنها کاری کرده‌ای؟

من از صمیم قلب با آنها همدردی می‌کنم. قرار نبود که ما کسی را بکشیم. به همین خاطر هم عذاب وجدان دارم. امیدوارم آنها به همسرم که زنی تنها و بی‌کس خواهد شد رحم کنند و از خون من گذشت کنند. البته می‌دانم اگر دادگاه انقلاب مرا گناهکار بداند دیگر تقاضای بخشش هم فایده‌ای نخواهد داشت و من را اعدام می‌کنند.

حرف آخر؟

پشیمانم و برای جبران کار‌های بدی که کردم حاضرم هر تاوانی پس دهم و از عذاب وجدانی که دارم خلاص شوم. ای کاش می‌توانستم به گذشته برگردم و اشتباهاتم را جبران کنم.

داوود ابوالحسنی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها