سپهری یکی از شاعران معناگرا و عارف معاصر و یکی از برجستهترین چهرههای نقاشی ایران بود اما آرامگاه او تنها به یک سنگ مزار ساده خلاصه میشود و هیچ سایه بان یا نمادی از یک هنرمند برجسته ویکی از مفاخر ادبی و هنری کشور در آن دیده نمیشود.
در طول مسیر رسیدن به مشهد اردهال هیچ نشانه یا علامتی از این که در این مکان مذهبی یک شاعر نامدار دفن شده مشاهده نمیشود و در خود مجموعه بقعه نیز تنها یک تابلوی راهنمای بسیار کوچک قرار داده شده است.
آرامگاه سهراب در حیاط کناری امامزاده و روبهروی در ورودی خواهران و در محلی قرار گرفته که شان و منزلت شاعر رعایت نمیشود.
سنگ مزار نخستین شاعر که به خط شادروان رضا مافی نوشته شده بود سالها قبل در بازسازی حرم مطهر امامزاده علی بن محمد(ع) از بین رفت و پس از آن سنگ مزار سفید رنگی بر مزار قرارداده شده بود که در این سنگ نیز شعری از سپهری نوشته شده بود اما از نظر هنری این سنگ مزار هیچ برجستگی خاصی نداشت. اگرچه 5 سال پیش صحبتهایی درباره تغییر سنگ مزار سپهری با سنگی به خط استاد امیرخانی منتشر شد، اما این خبر به فراموشی سپرده شد تا اینکه در29 اسفند سال گذشته سنگ مزار جدیدی برای آرامگاه سپهری نصب شد.
عکس سمت راست یکی از آخرین عکسهایی است که خبرنگار ما از سنگ مزار پیشین سپهری گرفته است چرا که به فاصله چند ساعت به صورتی ناگهانی و اعلام نشده سنگ مزار جدیدی بر آرامگاه سهراب نصب شد که عکس آن در سایت سهراب سپهری قرارداده شده است (عکس سمت چپ).
این سنگ مزار از سنگ قبلی نیز بدتر است. یک سنگ بزرگ سیاه رنگ که برروی سنگ قبلی قرار داده شده و سفیدی سنگ قبلی از زیر آن مشخص است و جالب این که سنگ تراشی که سنگ را حکاکی کرده است شماره تلفن همراه و نشانی سنگ تراشی خود را نیز روی سنگ مزار یکی از چهرههای برجسته ادبی این کشور تبلیغ کرده است!
آرزویی به نام موزه سپهری کاشان
سپهری شاعری است که در آثارش توجه ویژهای به زادگاه خود کاشان کرده است. علاوه بر شعرهایی که او از کاشان و نواحی اطراف آن چون گلستانه نام میبرد، در بسیاری از آثار نثری وی نیز توجه به کاشان و تاثیرات زندگی در این شهر بر دیدگاههای هنری و عرفانی سپهری مشهود است.
این کمترین دلیل برای این است که کاشانیها عزم خود را جزم کنند تا موزهای به نام این فرزند خلف شهرشان برپا کنند اما گویا همیشه عزم جزم کافی نیست چرا که سرانجام پس از کش و قوسهای فراوان برای ایجاد موزه سهراب سپهری در خانه طباطباییهای کاشان، آثار سپهری (بجز آثاری که در موزه هنرهای معاصرتهران و گالریهای شخصی بود) از موزه صنعتی کرمان سردرآورد.
همان زمان برای این مساله دلایل متفاوتی عنوان شد از جمله خانواده سپهری از نبود امکانات موزهای و حفاظتی برای مراقبت از آثار ارزشمند سپهری گفتند و در برابر مسوولان میراث فرهنگی کاشان نبود پول را دلیل این کار عنوان کردند.
به هرحال بیش از 640 تابلو و لوازم شخصی شاعر اکنون به لطف هموطنان کرمانی اش در این شهر نگهداری میشود، اما ایده موزه سپهری برای گردآوری باقی مانده آثار و لوازم و دستخطهای سهراب در کاشان همچنان وجود دارد.
محسن عبداللهی رئیس اداره میراث فرهنگی و گردشگری کاشان با اشاره به ادامه رایزنیها در این خصوص با چهرههای تاثیرگذار برای پشتیبانی از این امر میگوید: یکی از خانههای تاریخی کاشان در محله فبره که از مالک خریداری و توسط شهرداری به میراث فرهنگی تحویل داده شده است، اکنون در دست مرمت است و پس از مرمت اولویت نخست ما برای استفاده از این بنای تاریخی تبدیل آن به موزه سهراب سپهری است.
وی با پذیرفتن این که وضعیت فعلی آرامگاه در شان سهراب نیست، میگوید: با رایزنی درصددیم تا هیات امنای زیارتگاه را برای اصلاح وضعیت آرامگاه شاعر مجاب کنیم ضمن اینکه اعتباری برای مرمت آرامگاه از سوی وزارت ارشاد در اختیار اداره ارشاد قرار داده شده و در صورت نیاز ما نیز حاضریم به آنها کمک کنیم که آرامگاه به وضعیتی مناسب برسد البته باید وضعیت اجتماعی منطقه و حساسیتها را هم لحاظ کرد.
علاوه بر موزه میتوان نمادها و یادگارهایی از حضور و شعر سهراب در برخی مناطق و روستاهای کاشان که سپهری از آنها در آثارش نام برده است ایجاد کرد و با راه اندازی تورهایی علاقهمندان بی شمار شعر و هنر سپهری را به این مناطق برد.
گفته میشود اتاق آبی که یکی از کتابهای خواندنی نثر سپهری به نام آن گذاشته شده است، در یکی از باغهای روستای کوچک چنار در نزدیکی مشهد اردهال قرار دارد؛ همچنین روستای کوچک گلستانه نیز در مجاورت این روستاست. همانجایی که شاعر روزی گفته بود: «دشتهایی چه فراخ/ کوههایی چه بلند/ در گلستانه چه بوی علفی میآمد.