در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تکفرزندی و تنهایی
اولین مسالهای که در تکفرزندی به چشم میآید تنهایی است. داشتن خواهر و برادر نعمتی است. پیشتر تعداد خانوادهها بیشتر بود و اکثرا دارای فرزندان زیادی بودند که در مقاطع مختلف خواهر و برادرها همراه هم بودند و در زندگی به درد هم میخوردند. به هر حال وقتی شما تنها یک فرزند داشته باشید او در خانه تنهاست و از کسب کردن خیلی از تجارب بیبهره میماند. مساله بعدی تنهایی والدین است. به هر حال داشتن یک فرزند شما را محدود به رابطه با یک فرزند میکند. البته تمام اینها بستگی دارد به کیفیت روابط فرزند و والدین. این تنهایی ممکن است مشکلساز یا برعکس باعث نزدیکی خانواده به هم شود.
تکفرزندی و حساسیت
بسیار واضح است که شما وقتی یک فرزند داشته باشید حساسیت زیادی به خرج میدهید، اما این حساسیت، حساسیت مثبتی نیست، چراکه شما تنها برای این که دست و دلتان برای تنها فرزندتان میلرزد او را در بندهای حساسیت خود اسیر میکنید. این طبیعی است که شما وقتی بیش از یک فرزند دارید توجهتان بین آنها تقسیم میشود، حال فکر کنید تمام توجهتان معطوف به یک نفر باشد، طبیعتا برخوردها و تضادهای بیشتری به وجود خواهد آمد. شما به عنوان والدین باید این تجربه را تعدیل کنید.
والدین بر حسب رفتارشان با فرزند به چند دسته تقسیم میشوند. پدر و مادر دیکتاتور کسانی هستند که فرزند خود را تحت فشار قرار میدهند که همان چیزی که آنها فکر میکنند درست است انجام دهد، مثل آنها فکر کند مثل آنها عمل کند و به آرزوهای دستنیافته آنها جامه عمل بپوشاند. این نوع والدین اگر تنها یک فرزند داشته باشند نمیتوانند با او رابطه خوبی برقرار کنند، چراکه ناخودآگاه به طور تماموقت در حال امر و نهی کردن به تکفرزند خود هستند چون فکر میکنند این فرزند تنها شانس آنها برای زندگی موفق است و با هر اشتباه فرزندشان در زندگی، آنها هستند که شکست خوردهاند، حال اگر این شکست گرفتن یک نمره پایین یا چیز دیگری باشد. فرزند این نوع والدین معمولا با مشکلات زیادی روبهرو است، چراکه نمیتواند با والدین خود روابط دوستانهای داشته باشد و همیشه با ترس از این که مبادا آنها از دستش ناراضی باشند زندگی میکند که این امر پیامدهایی از قبیل افت تحصیلی، افسردگی، اختلال در اشتها، لاغری یا چاقی و... دارد.
دسته دوم والدین کسانی هستند که آسان گیرند. آنها به هیچ وجه به فرزند خود سخت نمیگیرندبلکه هر چه او بخواهد همان میشود و هر اشتباهی در زندگی بکند اشکالی ندارد. این والدین اگر تنها یک فرزند داشته باشند به معنای واقعی فرزندشان را لوس بار میآورند و زیستن را به او نمیآموزند و او تنها موجودی بیمصرف میشود که بدون پدر و مادرش نمیتواند به زندگی ادامه دهد. آنها حتی از بقیه میخواهند به تمام حرفهای فرزندشان گوش دهند و اگر کسی از فرزندشان ایرادی بگیرد سخت با او برخورد میکنند و نمیتوانند واقعبین باشند. شاید تا چندین سال این فرزند از این شکل رابطه لذت ببرد، ولی همین که دایره روابطش گستردهتر شد و فهمید که چقدر از همسن و سالانش عقبتر و بسیار شکننده و ضعیف است و تنها اعتماد به نفس کاذب دارد، بشدت سرخورده شده و آنگاه از دست والدیناش هم ناراضی خواهد شد. از پیامدهای این نوع از والدین داشتن فرزندی ضعیف و پرتوقع با احتمال بروز اختلالاتی مثل افسردگی، چاقی، ضعف در اعتماد به نفس، خودبزرگبینی و... است.
دسته سوم از والدین خلق و خویی مابین این دو دسته دارند یعنی نه سختگیرند و نه آسانگیر. آنها میدانند که با فرزندشان چگونه دوست باشند، حساسیتهای بیمورد را کم کنند و بر نقاط قوت فرزندشان تکیه کنند و نقاط ضعف او را هم بگویند و برطرف کنند. این والدین هیچ وقت فرزند خود را تنها نمیگذارند، ولی به او آزادی عمل تحت کنترل خودشان میدهند. آنها آرزوهای خود را در فرزندشان جستجو نمیکنند بلکه از خودش میپرسند که چه دوست داری و در همه حال با او مشورت میکنند. این والدین اگر یک فرزند هم داشته باشند دچار حساسیتهای بیمورد نمیشوند و میتوانند از پس این وظیفه خوب بربیایند.
اما به طور کل تکفرزندی همراه با حساسیتی مضاعف است که انکارناپذیر است و این از معایب تکفرزندی است.
تکفرزندی و ترس از جدایی
معمولا تکفرزندها به والدین خود وابسته میشوند و والدین نیز به این بچهها بیشتر از معمول وابستهاند. در چنین شرایطی جدایی بین فرزند و والدین بسیار سخت است، چه در دوران تحصیل و چه موقع ازدواج و این جداییهای اجتنابناپذیر برای این افراد میتواند مشکلساز باشد. ترس از جدایی میتواند در مقاطعی ناخودآگاه مانع پیشرفت فرزند خانواده شود مثلا ممکن است به دلیل این ترس بدون اینکه بدانند با دلیلهای غیرمنطقی و بهانههای بیمورد مانع ازدواج فرزندشان شوند یا برعکس فرزند آنها نتواند از والدینش جدا شود. به هر حال این اضطراب جدایی در خانوادههایی که تکفرزند دارند وجود دارد و این در حالی است که زندگی غیرقابل پیشبینی است و بسیاری از جداییها اجتنابناپذیر است. پس باید از همان ابتدا مراقب باشیم و در تربیت فرزندمان او را وابسته بار نیاوریم تا جدایی فرزند از خانواده برای هیچکدام از والدین یا فرزند مشکلی پیش نیاورد.
نکات کلیدی در تکفرزندی
بهتر است از ابتدای زندگی خیلی راجع به بچهدار شدن برنامهریزی دقیق و سختگیرانهای نداشته باشید بلکه به شرایط نگاه کنید و از ابتدا مثلا نگویید من تنها یک فرزند میخواهم چراکه ممکن است در شرایطی واقعا لازم بدانید که 2 فرزند داشته باشید. مثلا ممکن است فرزند شما همیشه به شما گله کند که من خواهر و برادر میخواهم. این نکته را جدی بگیرید چراکه فرزند شما همیشه تنها بودنش را تقصیر شما میداند، اما فرزندانی هم هستند که دوست دارند تنها فرزند خانواده باشند. پس عوامل زیادی را در تصمیمگیریتان دخیل کنید و خودتان را با ترس از آینده عذاب ندهید و از کودک یا کودکانتان لذت ببرید.
حال اگر تصمیم به داشتن تکفرزند دارید باید از حساسیت خود بکاهید. بدانید که فرزند شما هیچ فرقی با بچههای دیگر ندارد پس هیچ تمایز خاصی قائل نشوید. از او انتظاراتی در حد یک انسان را داشته باشید. او را لوس بار نیاورید. نگذارید او در کودکی باقی بماند. بر حسب سنش به او مسوولیت بدهید نه این که مسوولیتهای او را هم خودتان انجام دهید. از ترس آسیب دیدن او را در خانه زندانی نکنید و روابطش را به خودتان محدود نکنید، بلکه با یک کنترل منطقی به او آزادی متناسب با سنش را بدهید. جسم او را تنبل و ضعیف یا چاق و کرخت نکنید. به اندازه به غذا و لباس و خوابش رسیدگی کنید نه بیشتر. تمام فرزندها برای خانوادهشان عزیزند پس فرزند خود را عزیزتر از بچههای دیگر ندانید. او را تنها نگذارید و برایش یک دوست خوب باشید. نگذارید از اینکه با شما راحت باشد و حرف بزند بترسد. او را تشویق به داشتن دوستان خوب کنید تا تنهاییاش پر شود و دوستانش همچون خواهران و برادران او شوند که احساس تنهایی نکند. بیش از حد از او تعریف نکنید و به او اعتماد به نفس و غرور کاذب ندهید و در عین حال او را در شکستها سرزنش نکنید و عزت نفس او را از او نگیرید. در کل تنها پدر و مادر و دوست باشید نه محافظ و نگهبان.
فواید تکفرزندی
اگر میتوانید به نکات بالا عمل کنید ادامه این مطلب را بخوانید چراکه بسیاری از والدین به دلیل این فواید به یک فرزند اکتفا میکنند و در نهایت موفق به داشتن یک فرزند نرمال نیستند چراکه از حساسیت زیاد به خود و فرزندشان لطمه زدهاند. اولین فایده تکفرزندی این است که کودک هر وقت والدین را بخواهد آنها هستند و هیچ بچه دیگری نیست که جای او را بگیرد. این مورد گرچه باعث از بین رفتن حس رقابت خواهد شد، اما از لطمههای احتمالی از وجود یک فرزند دیگر در خانواده و معطوف شدن توجهها به او میکاهد. دومین فایده، مشمول شدن همه امکانات خانواده به اوست. شما وقتی یک فرزند دارید مجبور به تقسیم تواناییتان برای فرزندها اعم از مادی و معنوی نمیشوید. سومین فایده استفاده از سکوت و خلوت خانواده برای پیش رفتن برنامههای درسی و شخصی فرد است، دیگر خواهر یا برادر کوچکتری وجود ندارد که فرد را مجبور کند بخشی از وقت خود را برای او بگذارد پس هم وقت و هم آرامش بیشتری وجود دارد. با این تفاسیر این شمایید که باید تصمیم بگیرید که تکفرزندی برای شما خوب است یا خیر. به هر حال داشتن فرزند نعمتی الهی است که باید شکرگزار آن باشید و تمام تلاشتان را بکنید که برای فرزند و فرزندانتان والدین خوبی باشید.
حدیث میرزایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: