حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در زبان اوستایی، که قدمتی دستکم 3000 ساله دارد و ریشه بسیاری از زبانهای هندواروپایی (از جمله فارسی امروزی) بوده، واژه سرته (saretha) و سرت (saret) بهمعنای «جور»، «گونه» و «نوع» آمده است [4.] این واژه بعدها در زبان پهلوی به سرتگ، سردگ، سرته و سرده (sarda) و بههمان معنا تبدیل شده [5]، اما متاسفانه در فارسی امروزی کاربرد چندانی ندارد.
با این حال برخی اعتقاد دارند که این واژه ریشه اصلی واژه Sort در زبانهای اروپایی است [6و7.] این واژه در آلمانی و فرانسه Sorte، در ایتالیایی Sorta [8] و در سوئدی Sort [7] نیز خوانده میشود.
منابع
[1] عباس و منوچهر آریانپور، فرهنگ دانشگاهی انگلیسی فارسی،موسسهانتشارات امیرکبیر، 1379.
[3] http://www.farsidic.com/
[4] احسان بهرامی، فرهنگ واژههای اوستا، نشر بلخ، 1369.
[5] دیوید نیل مکنزی، فرهنگ کوچک زبان پهلوی، مهشید میرفخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1383.
[6] محمدعلی سجادیه، واژههای ایرانی در زبان انگلیسی، انتشارات بنیاد نیشابور، 1364.
[7] حسین آذران، واژههای ایرانی در زبان سوئدی، نشر بلخ، 1382.
[8] http://translate.google.com/
امیرشهاب شاهمیری
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....