با اشتغال چکار میکنید؟
الف. صاحبکار از سر کار: گفته بودید که برای ستادتان مشاور فعال استخدام میکنید. من دکترا دارم. از آکسفورد هم گرفتم. عنوان رساله من نیز «تحقیقات میدانی در راستای اصول و مبانی اشتغالزایی آنی» است که با نمره بالا قبول شدم ولی هنوز ناشر مناسبی برای چاپ آن پیدا نکردم. الان سرکارم، اما قراردادیام و میخواستم که اگر بنده را به غلامی قبول میکنید، به عنوان «مشاور اشتغالزایی» در خدمت شما باشم.
- اشتغال یک چیز خیلی مهم و بحث راجع به آن هم خیلی راهگشا و مفید فایده است. بخصوص برای ما که در نظر داریم نرخ بیکاری را به کمک دوستان بکشیم پایین و چنان همه را سر کار بگذاریم که هیچ جوان بیکاری این اطراف پیدا نشود. ما طرحی داریم با عنوان«اشتغالزایی در سه سوت» که بزودی به شکل بیانیه مبسوطی منتشر خواهد شد.
برنامهتان برای ازدواج چیست؟
سین. میرداماد نرسیده به برج میلاد: میخواستم ببینم که شما در راستای برنامه ازدواج جوانان، چه طرح و ایدههایی به غیر از اختصاص بودجه به سازمان ملی جوانان و ازدواج دانشجویی دارید؟ الان شرایط ازدواج خیلی سخت شده و البته خود خانوادهها هم سخت میگیرند. چون شرایط اقتصادی و تجملات و تشریفات طوری شده که خیال میکنند اگر شل بگیرند، دخترشان به فنا رفته. شما چه طرح و برنامهای در این ارتباط حسنه دارید؟
- جوانان و برنامه آنها از دغدغههای ثابت و خدشهناپذیر ما بوده که کماکان نیز به قوت خود باقی است. شما که هیچ؛ نصف بیشتر همین «جوانان حامی ما» هم تاکنون ازدواج نکردهاند و سرشان بیکلاه مانده. ما فکر خیلی داریم و اگر رای بیاریم، همه را اجرایی میکنیم؛ به طوری که تمام دختران خوشبخت شوند و هیچکس سرگردان نماند. نباید سخت گرفت و بلکه باید کمی شلش کرد. مگر حضرت آدم چی داشت که با حضرت حوا ازدواج کرد؟...
ترافیک را نابود میفرمایید؟
یک راننده خاور از میدان مادر: من که شغل شریفم رانندگی است، بیشتر از سایرین، بار سنگین ترافیک را روی دوش گرم خود و خانوادهام حس میکنم. من با خاورم ضایعات ساختمانی حمل و نقل میکنم و الان با تلیفون همراهم از میدون مادر مزاحم میشم. من به خط و خطوط سیاسی میاسی شما کاری ندارم؛ فقط یک کاری بکنید که ما توی این خطوط شهری بتوانیم بهتر و راحتتر رانندگی کنیم. ماشین ما روی آسفالت خیابون راه میره، ماشین بقیه روی اعصاب ما. اگر راست میگویید این ترافیک را جمع کنید. ملانصرالدین، دانههای درشت تگرگ به سرش خورد، سرش شکست. رفت داخل منزل یک هاون سنگی آورد بیرون، گرفت به سمت آسمون و گفت: اگه مردی، اینو بشکن...! آخ خ خ خ خ... ببخشید؛ زدم چراغ عقب ماشین جلو رو شکوندم. بخشکی شانس!
- خوشحالیم که با یک همچین برادر راننده اهل درک و فضلی مواجهایم. در عالم رانندگی به این میشود گفت حسن تصادف...! عرض شود که برای گره کور ترافیک تهران و سایر کلانشهرهای کشور هم برنامههای اساسی و زیربنایی داریم. «حرکت با چراغ خاموش»، یکی از این برنامههاست. شما تصور کنید حداقل نصف رانندگان ما چراغهای خودروی خود را خاموش کنند. در این صورت، شما فکر نمیکنید که خودروهای کمتری در سطح خیابان ببینید؟... الباقی برنامههای راهگشا و قفل بازکن را در صورت انتخاب شدن، شدیدا اعلام وجود خواهیم کرد.
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)