با شهیدان اهل هنر

از شکاف سینه

از شکاف سینه رنگ مایه‌ای به سراپرده چهره این دیار پاشیدن و رفتن و جاودانگی را به جا گذاشتن و به این حرکت سرخ توانی دیگر بخشیدن تا همواره زنده بماند و درس ایمان و فداکاری و گذشت را برای جمع از نو با رفتن بازگو کردن و سنت مبارزه را از نو در ذهنها به یادآوردن و خصم را پیروزمندانه به عجز کشیدن و فریاد را که سالیان است بغض بود به خشم تبدیل کردن و قنداق‌های تفنگ را با کنده‌های دست آشتی دادن و نماز را در کشاکش جنگ به جا آوردن و به جمع اندیشیدن و به بودن معنی دادن و با قلدران چپ و راست به مبارزه برخاستن و لبیک‌گویان جهاد را پذیرا شدن و به خاک غلتیدن، همه از ارزش‌های تازه بیدار شده جامعه است که با ورود امام احیا گردیده. هر روز به هر کوچه پس‌کوچه و بر دیواره این زمان شاهد این مدعی هستیم و انسان‌های بسیاری را می‌شناسیم که سلحشورانه به جبهه می‌روند و بر دشمن دون می‌تازند، می‌کشند و کشته می‌شوند.
کد خبر: ۲۴۶۷۵۰

مجید هم یکی از همین‌هاست با این تفاوت که او را مسوولیت بزرگتر می‌نمود چرا که دریافته بود، مبارزه تنها از طریق تسلیحات و ادوات نظامی امکان‌پذیر نیست و نمی‌یابیم جامعه‌ای را که بدون توسل به فرهنگ و معنویت خود قادر به ادامه حیات و مبارزه باشد. حال اگر فرهنگ را از میان برداریم جنگ به تنهایی معنایی نمی‌دهد. چرا که این جنگ نیز خود برخاسته از فرهنگ جامعه است و به خاطر اعتقاد به همین فرهنگ است که مبارزه شکل می‌پذیرد و در حالات گوناگونی بروز می‌کند. مجید که ملهم از فرهنگ سرخ انقلاب بود و به عنوان نسل جوان و پیشتاز انقلاب، این واقعیت را خوب احساس می‌کرد، نیرویی از درون همیشه او را برای تحرک و تحول هر چه بیشتر مهیا می‌ساخت و به آگاهی نزدیک می‌کرد و اندک اندک، نه ، که سریع در می‌یابد که باید پوسته دیروز را کند و دگرگون شد و حصار تنگ و تاریک مه‌آلودی را که با دستهایی آلوده و با شکلهای مختلف به دور ما می‌تنیدند درید و خویش را دریافت و جمع را نیز. چرا که مبارزه در فرهنگ ما از خود آغاز می‌گردد و به بیرون می‌خزد و با جمع همگام می‌شود و به خدا منتهی می‌گردد، چنانچه می‌بینیم. از این جاست که زنگهای درونی به صدا درمی‌آیند و او با دریافت این زنگها فریادی می‌گردد و شکل می‌گیرد و می‌یابد که باید شتاب داشت، این احوال مصادف است با شروع انقلاب، اما هنوز انقلاب به پیروزی نرسیده است و باید مبارزه ادامه پیدا کند، مجید نیز با هماهنگی به مبارزه با رژیم شاه با شکلهای متداول آن زمان ادامه می‌دهد تا این‌که انقلاب به پیروزی می‌رسد. مجید که در این حال محصل است، به درس ادامه می‌دهد و به فعالیت‌های دیگر می‌پردازد در همین هنگام است که در هنرستان تابلوی بزرگی از امام و آیت‌الله طالقانی به قطع سه در چهار متر تهیه می‌کند که تابلوی امام را به مجلس شورای اسلامی تقدیم می‌کند که اکنون نیز به یادگار در آن مکان باقی است و با جدیت بیشتر به درس و کار می‌پردازد. تا هنر را دارویی کند و مرهمی بر زخمهای کهنه که او خوب یافته بود نیاز را و به همین دلیل بود که شتاب داشت. به هنرستان بدلیل فقدان نیرو و برنامه نمی‌توانست بسنده کند، چرا که پاسخگوی نیاز او نبود. مدتی در حوزه اندیشه و هنر اسلامی به کار پرداخت و از آنجا به کانون شهید مفتح رفت و در این هنگام بود که درسش در هنرستان پایان یافت و مدتی در دفتر پژوهش امور هنری به عنوان محقق نقاشی می‌کرد تا بالاخره در تربیت معلم شاخه هنر قبول شد، به تربیت معلم رفت ولی آنجا را هم خالی یافت. و بدلیل رکود کاری فضای اقناع کننده‌ای برایش نبود، می‌نالید و ارضاعش نمی‌کرد و در پی فرصتی و فراغتی می‌گشت تا تجربه‌های کاری خود را بیشتر کند. بدلیل اعتقاد زیادش به بعد هنری و ضرورت این مهم و دریافت این واقعیت که باید اسلام زیبا به زیباترین و جامعترین شکل در قالبهای هنری مطرح شود. سعی در علمی شناختن و دقیق دریافتن هنر نقاشی کرد. با وجودی که مدت زیادی از پرداختن به کار بطور جدی‌اش نمی‌گذشت مع‌الوصف جهش محسوس و چشمگیری در کارهایش مشهود است که این حاصل شتاب و جدیت اوست.

بی‌محابا و باقدرت و با اعتماد به نفس که لازمه کار نقاشی است بکار می‌نشست و تجربه‌های خود را عملی می‌نمود و از آن جلمه‌اند نقاشی‌های دیواری که در محله خود به تصویر درآورده و تابلوهای رنگی و اتودهای چند بعدی دیگر که با دوره کردن آثار شهید بخوبی آشکار می‌گردد، شتابی است سریع، که در کارهای او بخوبی نمایان می‌شود، شتاب آگاهانه انتخاب گردیده و بی‌شک این انتخاب جدال احوال درونی او نبوده چرا که بر این عقیده بود که باید شتاب داشت و کوشید تا وقفه‌های گذشته را جبران کرد و جز با دریافتن لحظه‌ها و گرامی داشتن آنها و به کار گرفتن آن در گذر، عملی نخواهد بود چون ما به اینجا رسیده‌ایم، گذشته‌ای از کف رفته و آینده‌ای که به انتظار اراده و انتخاب ما نشسته و تنها لحظه است که ما می‌شناسیم با تصاویری از گذشته و آینده و باید از این لحظه‌ها تاریخ‌های ابدی و همیشگی و راهنمایی برای آیندگان ساخت تا در شاهراه همیشگی هستی جهت‌دهنده انسانهای درگذر باشد.

شتاب در کار مانع از غور و تامل در او نبود، چه در کارهایی که به جستجو و شناخت می‌نشیند این رد پا آشکار می‌گردد و این تعریف در چهره‌ای که با ماژیک از صورت خود طراحی کرده بخوبی عیان است با توجه به سرعت عمل و موفقیت طرح، یقینا زمانی اندک بکار پرداخته، حاصل، جدیتی که در چهره و نگاه خود نگاشته بیننده در خود احساس می‌کند.

همینطور پرسشی که بیننده را به پاسخگویی وادار می‌کند سایرکارهای شهید این توجه و سرعت را همراه دارد حتی در طرحهایی که حامل لطافت و ملایمت هستند این اصل رعایت شد. این اثرگذاری نشات گرفته از روح پرتحرک و پویای آن عزیز است که دعوت به دریافتن واقعیت و یقین می‌کند.

درعوض صورتی آرام دارد و محجوب، آرامشی که زاده یقین است. آخر آرامش همیشه در کنار یقین بدست می‌آید والا اضطراب است و سوال و پریشان حالی، موفقیت مجید هم مدیون همین یقین و باوری است که از اسلام دارد و دریافت قلبی اسلام.

چهره‌ای آرام و خطوطی متلاطم، آرامش، آرامش یک روح به یقین و باور رسیده است و تلاطم جستجو و کاویدن کنه این هستی است که برای به واقعیت رسیدن باید تلاطم داشت و شتاب که آرام گرفتن زاییده یک روح منجمد است و سرد و سردرگم در این هستی و به قولی می‌کوشید که دیار ناپیدای آشنا و زیبا را در این پیدای بیگانه و زشت تقلید کند و خوب یافته بود که برای رسیدن به فردا باید از امروز گذشت آنجا از اینجا می‌گذرد و ما انتخابگریم و برای این‌که محق و لایق آنجا را دریابیم باید از اینجا لایق سفر کنیم.

مجید در عمر کوتاه هنری خود فرصت نیافت که آثار زیادی برای ما بجا بگذارد هر چه هست سیاه مشقها و تمرین‌هایی است که برای بیشتر پی بردن به فنون کار می‌باشد. فرصت و فراغت آن را نیافت که با اطمینان خاطر بکار بنشیند و هنرآفرینی کند، یادداشت‌هایی از جبهه دارد که در عین اختصار و صراحت مقدسند و پرارزش و پرقدرت و می‌رفت که از آنان تابلوهایی بیافریند که برای همیشه و برای فردا بعنوان معرفی چهره جهاد امروز به یادگار بماند.

مجید از آن تیپ هنرمندانی نبود که به مرحله‌ای از کار قانع باشد، متجسسی بود دقیق و پرکار در نقاشی، این تعریف برای نزدیکانش به خوبی عیان است و در کارهایش هم، شتاب و عطش او برای دست یافتن به مرحله‌ای از در کار برای معرفی چهره اسلام و انقلاب به‌رغم کسانی که چندانی اهمیتی به این شکل روبرو شدن با هنر رای برای دست یافتن به مرحله‌ای از قدرت در کار برای معرفی چهره اسلام و انقلاب علی‌رغم کسانی‌که چندان اهمیتی به این شکل روبه‌رو شدن با هنر را برای عرضه تبلیغات مفید نمی‌دانند، معتقد بود و تعریف ظرف و مظروف معمول را به شیوه‌ای عاقلانه پذیراست و می‌کوشد که سخن زیبا را در قالبی زیبا عرضه دارد و سخت به ایستایی که اکنون به غلط می‌خواهد با شکلی منطقی و با استنباط غلطی که از تعریف بالا دارد جایگزین گردد مخالف بود. او برای دریافت حقیقتی که جاری است، سبکبال و چابک، به جبهه می‌رود. به روی دوش تفنگی دارد و در کنارش دفترچه طراحی برای یادداشت آنچه می‌گذرد که اینها همه خود لمس نزدیکی است از جنگ که در این صورت تعریف او از جنگ به‌گونه نقاشی عمیق‌تر و عالی‌تر جلوه می‌کند. چرا که در امن خانه نشستن و پیچ رادیو را پیچاندن و براساس اخبار خبرگزاری شعری سرودن یا طرحی ریختن همه فلجند یا نه لنگانند. باید دید تا توانست بازگو کرد و این بازگو کردن معیار است برای دوباره دیدن و مگر نه این‌که باید در رگهای طرحهای ما جنگ و در استخوان شعر ما جنگ جاری باشد تا پیام‌آور آنچه در حال به واقعیت پیوستن است باشیم.

رضا هادی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها