
نقش سلولهای بنیادی در چشم چیست؟
هر بافتی دارای سلولهای بنیادی است که به طور مداوم در حال تولید و تزاید هستند، از جمله بافتهای اپیتلیایی قرنیه چشم انسان که دارای چنین سلولهایی است. این سلولها در محل تلاقی صلبیه و قرنیه قرار گرفتهاند و حلقه 360 درجهای را تشکیل دادهاند که تزاید پیدا میکنند.
جالب است بدانید این سلولهای اپیتلیایی عامل حفظ شفافیت قرنیه هستند، به گونهای که اگر دچار آسیب شوند معمولا به دنبال سوختگیهای قلیایی، اسیدی و حرارتی یا ابتلا به برخی بیماریهای خودایمنی در بدن و حتی برخی اعمال جراحی اتفاق میافتد، به کمبود سلولهای بنیادی و از دست رفتن شفافیت قرنیه منجر خواهند شد.
آسیبدیدگی سلولهای بنیادی قرنیه با چه نشانههای بالینی همراه است؟
معمولا این نشانهها شامل اشکریزش دائمی، ترس از نور، قرمزی و تحریک موضعی و زخمهای سطحی چشم و قرنیه میشوند و به دنبال آن کاهش دید و تحریک دائمی چشم را به همراه دارند.
این سلولهای آسیبدیده به خودی خود قابلیت جایگزینی مجدد را ندارند؟
یکی از ویژگیهای چنین سلولهایی این است که وقتی خودشان از بین بروند جایگزین نمیشوند. قرنیه این افراد کدر میشود به شکلی که حتی با عمل پیوند قرنیه هم پس از مدتی فرد دوباره دچار کدورت قرنیه میشود و به این ترتیب هرگز به مدت طولانی امکان بهرهمندی از دیدی شفاف را نخواهد داشت.
در حالیکه قرنیه فرد با لایهای از سلولهای بنیادی پوشیده شود شفافیت دید از دست رفته دوباره به ویباز میگردد و در این صورت عمل پیوند قرنیه نیز با موفقیت بیشتری انجام میشود؛ البته پیوند قرنیه که همراه با پیوند سلولهای بنیادی انجام میشود بسته به شدت بیماری، یعنی اینکه بیماری یکطرفه یا دو طرفه باشد از طرق مختلف انجام میشود.
منظور از یکطرفه یا دو طرفه بودن آسیبدیدگی قرنیه چیست؟ چه درمانهای متفاوتی براساس آن در نظر گرفته میشود؟
در موارد یکطرفه بودن، آسیبدیدگی قرنیه یک چشم بر اثر سوختگیهای شیمیایی از بین میرود. در چنین مواردی 2 شیوه برای پیوند سلولهای بنیادی وجود دارد که یکی پیوند از سلولهای چشم سالم فرد است که در آن در تکه 60 درجه از چشم سالم به چشم معیوب منتقل میشود ولی مشکل این روش با توجه به بزرگی قطعه برداشته شده در معرض خطر قراردادن چشم سالم است ولی به جای آن میتوان با استفاده از کشت سلولهای تکه کوچکی از چشم سالم (یک میلیمتر) در آزمایشگاه، سلولهای رشد یافته را به چشم معیوب منتقل کرد.
در مواردی هم که آسیبدیدگی در چشم باشد میتوان از حلقه 360 درجه سلولهای بنیادی از جسد بهره گرفت.
کشت این سلولها در آزمایشگاه چگونه صورت میگیرد؟
مهمترین روش کشت روی پرده جنینی یا غشای آمنیوتیک در آزمایشگاه انجام میشود که در حال حاضر در آزمایشگاه کشت پژوهشکده رویان این کار انجام میشود و سلولهای کشت یافته بعد از 2یا 3 هفته به چشم معیوب منتقل میشوند. عمل پیوند قرنیه هم پس از 2 تا 3 ماه از پیوند سلولهای بنیادی قابل انجام است.
میشود از سلولهای بنیادی شخص دیگری نیز برای پیوند استفاده کرد؟
استفاده از سلولهای بنیادی چشم دهندهای از میان افراد فامیل شخص آسیبدیده در مواردی که با کمبود نسبی سلولهای قرنیه مواجه هستیم انجام میشود که معمولا این اتفاق برای جانبازان شیمیایی میافتد. در چنین شرایطی طبیعتا افراد دهنده باید 2چشم سالم داشته باشند و بیماری خاص چشمی نداشته باشند.
سیستم ایمنی بدن در مقابل سلولهای بنیادی دریافتی، واکنش نشان نمیدهد؟
اتفاقا تفاوت مهم میان پیوند سلول بنیادی از جسد و چشم سالم هم نیاز به سرکوب سیستم ایمنی است. در پیوند اعضای مختلف بدن هر چه این بافت دریافت کننده پیوند پررگتر باشد امکان واکنش به سیستم ایمنی در آن بیشتر است در حالی که قرنیه بافتی بدون رگ است و این واکنشها با شدت کمتری نسبت به بدن بافتها مانند کلیه صورت میگیرد. با اینحال متخصصان ما در بیمارستان لبافینژاد با استفاده از 2 دارو که در بازار دارویی کشور به سهولت یافت میشود و از نظر هزینهای نیز بار زیادی را به بیمار تحمیل نمیکند، مانع بروز این واکنشها میشوند.
چه کسانی بهترین کاندیدا برای این نوع پیوند محسوب میشوند؟
در اینجا تاکید بر چند نکته لازم است. ابتدا اینکه اکثریت بیماریهای چشمی مربوط به کمبود سلولهای بنیادی چشم نیستند. پس این تصور که هر بیماری مربوط به پیوند این سلول است صحیح نیست. بلکه مهمترین بیماریها در این زمینه سوختگیها و اصولا آسیبهای چشمی شغلی هستند.
از سوی دیگر، آنچه بیماران مبتلا به سوختگیهای مختلف چشمی نباید فراموش کنند آن که بلافاصله پس از آسیب باید تحت درمان طبی قرار بگیرند؛ چراکه بررسی و اقدامات سریع، درمانهای بعدی را موثرتر میکند، کما این که اولین و سادهترین اقدام شستشوی چشم آسیبدیده با آب لولهکشی است.
مساله بعدی آن که پیوند سلول بنیادی در معرض پس زدن است، بنابراین افراد تحت درمان با سلول بنیادی باید در تمام عمر تحت نظر با استفاده از داروهای سرکوبکننده ایمنی باشند.
برای آن که بیمار برای انجام عمل پیوند آماده شود، باید چه مراحلی را بگذراند؟
به طور کلی درمان کمبود سلولهای بنیادی قرنیه نسبتا پیچیده است. در هر فازی اقدامات درمانی خاصی ممکن است مورد نیاز باشد. ممکن است در مرحلهای درمان با استفاده از چرب کردن سطح چشم، سوزاندن مجرای اشکی یا اصلاح وضعیت پلکها به منظور آرامتر کردن وضعیت چشم صورت بگیرد تا شخص برای پیوند آماده شود. گاهی هم با کمبود نسبی سلولهای قرنیه از پیوند غشای جنینی بهره گرفته میشود. به هر حال بهتر است تا زمانی که التهاب مزمن در چشم وجود دارد عمل پیوند انجام نشود مگر آن که بیمار در خطر پارگی قرنیه چشم باشد.
بیمارانی که شرایط پیوند را دارند برای انجام این عمل به کدام مراکز درمانی میتوانند مراجعه کنند؟
این بیماران میتوانند به تمام مراکز درمانی دانشگاهی ما اعم از مراکز درمانی دانشگاه تهران، بیمارستان لبافینژاد، فارابی و حضرت رسول مراجعه کنند و تحت درمان قرار بگیرند. در عین حال، بیماران میتوانند به پژوهشکده رویان نیز برای برخورداری از این نوع خدمات درمانی مراجعه کنند.
این نوع جراحی شامل پوششهای بیمهای نیز میشود؟
این عمل جراحی تحت پوشش بیمههای درمانی قرار داشت ولیکن به دلایل اداری و مشکلات تکنیکی از شمول بیمه خارج شد. با این حال در حال حاضر با تشکیل جلسهای درصدد هستیم تا آن را دوباره تحت پوشش بیمه قرار دهیم. چراکه این نوع شیوه درمانی، یک عمل زیبایی نیست و عمده بیماران آن هم از اقشار محروم و کارگر جامعه هستند.
این نوع جراحی برای دیگر بخشهای آسیبدیده چشم هم قابل انجام است؟
سلولهای بنیادی چشم محدود به سلولهای قرنیه نیستند و در شبکیه انسان هم سلولهای بنیادی یافت میشوند. با این تفاسیر، در حال حاضر روی پیوند این سلولها برای رفع آسیبهای شبکیه نیز کار میشود که تا چند سال آینده نتایج قطعی آن مشخص خواهد شد. بعلاوه طرح دیگری نیز از سوی متخصصان در ایران و دیگر کشورهای پیشرو در زمینه تحقیقات سلولهای بنیادی در حال پیگیری است که آن پیوند سلولهای بنیادی پوست به چشم است. جالب است بدانید که تحقیقات گستردهای نیز در دنیا برای تولید قرنیه مصنوعی که بتواند روزی جایگزین پیوند قرنیه شود در حال انجام است.
مرکزی برای ارائه خدمات درمانی
پژوهشکده رویان با احداث مرکز سلول درمانی خدماتی را در 3 بخش ارائه میکند. در بخش اول با همکاری مراکز بالینی مطالعات کار آزمایی بالینی را انجام میدهد که در این بخش در حال حاضر روی بیماریهای قلب، زخم اندام تحتانی وکبد چشم فعالیت میکند.
در بخش دوم مرکز، ارائه خدمات به بیماران را به صورت سرپایی انجام میدهد که استفاده از پیوند سلولهای رنگدانه در افراد مبتلا به لک و پیس از آن جمله است و بالاخره در بخش سوم مرکز، خدمات مربوط به بانک سلولهای بنیادی خون بند ناف را به صورت عمومی در دستور کار خود دارند. البته در این مرکز بیشتر خدمات چه به صورت تحقیقاتی، چه به صورت بالینی در همکاری با دیگر مراکز ارائه میشود.
بنابراین در بیماریهایی مانند قلب و عروق لازم است بیمار پیش از مراجعه به پژوهشکده به مراکز همکار مراجعه کند تا شرایط ورود بیمار مورد بررسی قرار گیرد و در صورت کاندیدا بودن، بیمار بتواند از این خدمات استفاده کند. در حال حاضر، مراکز همکار برای بیماریهای قلب و عروق عبارتند از: بیمارستانهای بقیهالله، جماران، مرکز قلب تهران، شهید رجایی، لواسانی، مسیح دانشوری و بیمارستان رضوی مشهد.
برای بیماریهای چشم بیمارستان لبافینژاد و مراکز تحقیقات چشم شهید بهشتی؛ برای کبد مرکز تحقیقات گوارش دانشگاه تهران، بیمارستان نمازی شیراز و مرکز تحقیقات پیوند اعضای دانشگاه علوم پزشکی شیراز؛ برای زخم اندام بیمارستان سینا و برای غضروف و استخوان بیمارستان سینا.
نکته جالب دیگر آن که در پزشکی امروز پزشک پس از معاینه بیمار برای وی دارو تجویز میکند و بیمار مجبور است برای تهیه آن به داروخانه مراجعه کند. در سلول درمانی نیز اگر پزشک برای بیمار خود سلول درمانی را تجویز کند، بیمار میتواند با مراجعه به این مرکز برای دریافت سلول یا پروسس سلول مراجعه کند.
البته در بیماریهایی مانند بیماری پوست که نیاز به بستری وجود ندارد، این روند از ابتدا تا انتها میتواند در پژوهشکده به بیمار ارائه شود. نکته دیگر آن که در هر دو مرحله کارآزمایی و خدمات بالینی، هزینههای درمانی با هم برابر هستند با این تفاوت که در مرحله کارآزمایی هزینه تامین سلول را خود پژوهشکده متقبل شده و از بیمار دریافت نمیشود.
این درست است که از حیث تاسیس مرکزی برای ارائه خدمات سلول درمانی در منطقه ایران اولین کشور نیست ، یعنی امارات یا تایلند چنین مرکزی را تاسیس کردهاند، ولی تفاوت عمدهای که این مرکز با دیگر مراکز دارد، این است که برخی از مراکز صرفا به ارائه خدمات و درمانهایی که تثبیتشده میپردازند، ولی در این مرکز علاوه بر انجام درمان ،علم مورد نظر را نیز داریم و تمام مراحل تامین سلول را انجام میدهد یعنی کشورهای منطقه باید منتظر باشند تا کشوری علم مربوطه را به آنها بفروشد تا آنها بتوانند به درمان اقدام کنند و هیچ کدام از کشورهای منطقه حتی تایلند در مرحله تولید علم نیستند، مگر کشورمان ایران.
در ارتباط با خدمات رسانی به خارجیها نیز هم اکنون در خصوص کبد تعداد زیادی بیمار از آمریکا و انگلیس ایمیل زده و درخواست درمان را دارند، بخصوص درباره بیماری ویتیلگو. گفتنی است با وجود آن که در مرحله کارآزمایی بالینی نیز میتوانیم پذیرش بیمار خارجی داشته باشیم، اما تاکنون انجام ندادهایم؛ چرا که این امر نیازمند شرایط خاصی است که بیمار خارجی باید پذیرا باشد. یعنی بتواند تعهد کند که درمان ایشان قابل پیگیری نیز باشد؛ چرا که در مرحله کارآزمایی اصل مهم پیگیری اثرات و عوارض احتمالی درمان است.
پونه شیرازی
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)