همزمان با تشکیل اولین مراکز درمانی به سبک جدید در ایران قسمتی از آنها به محل ارائه خدمات درمانی اورژانس اختصاص یافت .
کد خبر: ۲۴۶۵۴
اورژانس یعنی فوریت ؛ درمانی که باید در کوتاهترین زمان ممکن ارائه شود. اما با وجود گذشت سالها هنوز در بخشهای اورژانس مراکز مختلف درمانی ، آنچه که بیش از هر چیز دیگر به چشم می خورد، بی نظمی ، ازدحام ، سرگردانی و تاخیر در درمان مراجعان است و حاصل کار جز نارضایتی نیست ، هم برای کادر پرتکاپوی اورژانس و هم برای بیماران . از حدود یک سال و نیم پیش ، مسوولان بهداشت و درمان کشور، توجه ویژه ای به اورژانس ها نشان دادند طوری که انتظار می رفت با تحولی عظیم و سازنده در اورژانس های بیمارستانی روبه رو شویم ؛ ولی عملا پس از گذشت مدتی ، تغییرات قابل توجهی در بیشتر اورژانس های کشور دیده نمی شود و با حضور کوتاه مدت در هر یک از آنها می توان به میزان آشفتگی این بخشها پی برد.
اورژانس کجاست؛
به یکی از شلوغ ترین مراکز اورژانس تهران سر زده ایم که بخشهای جنوبی شهر را پوشش می دهد. بیشتر مراجعان این مرکز افراد آسیب دیده از تصادفات جاده ها و اتوبان های اطراف هستند که به وسیله بالگرد امداد یا آمبولانس های اورژانس تهران آورده می شوند. ازدحام افراد، از کوچک و بزرگ و صدای هیاهوی گوشخراش در سالن مرکزی بخش اورژانس خود گویای آشفتگی اوضاع است و مقابل در ورودی که با ازدحام جمعیت روبه رو می شویم . تریاژ جایی است که بیماران براساس شدت و وخامت حال عمومی و اولویت زمانی برای اختصاص مناسب ترین جا و کافی ترین امکانات طبقه بندی می شوند. در کشور ما اگرچه بتازگی در چند مرکز قسمتی از اورژانس را تریاژ نام نهاده اند؛ اما عملا کاربرد مناسب و تعریف شده ای ندارد. مثلا در این مرکز مسوول تریاژ پزشکی است که دستیار طب داخلی است و از ویزیت بیماران تصادفی که بیشتر از 90درصد مراجعان در ساعات شب را به خود اختصاص می دهند، خودداری می کند و معتقد است ویزیت بیماران «ترومایی» در حیطه وظایف و اختیارات یک پزشک متخصص طب داخلی نیست و تصمیمی که منجر به حضور او در این بخش شده کاملا اشتباه است . یکی از کارکنان پرستاری این اورژانس ، مهمترین علت شلوغی اورژانس های کشور را پایین بودن فرهنگ مراجعه به اورژانس می داند و معتقد است برای مراجعه به اورژانس باید فرهنگ سازی شود. در کشورهای پیشرفته اگر فردی به دلیل مشکل غیراورژانسی که می توانست تا صبح صبر کند و به مراکز درمانی یا درمانگاه های خصوصی در ساعات اداری مراجعه نماید، در ساعات غیراداری به اورژانس مراجعه کند، از طرف بیمه های مورد قرارداد تحت پوشش قرار نمی گیرد و در صورت درمان در اورژانس تمام هزینه های درمانی وی به صورت نقدی گرفته می شود. همچنین آنها با طبقه بندی بیماران براساس نوع بیماری و اولویتی که دارند، تدابیری اندیشیده اند که بیمار بدحال و با شرایط حاد در سریعترین زمان ممکن و در بهترین مکان اورژانس از نظر امکانات مستقر شود و بیماری که مشکل حاد ندارد، به قسمت دیگری که خدمات درمانی فوریت کمتری نیاز دارند، راهنمایی گردد. اما در مراکز اورژانس ما، وقتی بیمار بدحال می آورند که حتی ثانیه ها را برای نجات جان او نباید از دست داد. افرادی مراجعه می کنند که شاید به دلیل سرماخوردگی که از روز پیش داشته اند، در آخرین ساعات شب به اورژانس مراجعه کرده و انتظار دارند چون زودتر هم مراجعه کرده ، سریعتر در اولویت درمان قرار گیرد.
فقط چند دقیقه !
صدای ناله ای توجهم را جلب می کند. مادری است که در سوگ فرزند ناله می کند. گروه احیای قلبی تنفسی تک تک از اتاق C.P.R بیرون می آیند. مسوول گروه سری به تاسف تکان می دهد. درون اتاق روی تخت احیا، جوانی برای همیشه آرام گرفته با جراحات متعدد در اندامها و سر، می گویند اگر فقط چند دقیقه زودتر رسیده بود، شانس زنده ماندن را داشت . در گوشه ای از اتاق تصادفات ، کودکی ناآرام که پانسمانی خون آلود سرش را پوشانده ، روی برانکارد آهنی بیقرار است . مادر کلافه و مضطرب سعی در آرام کردن فرزندش دارد، لب به شکایت می گشاید: نمی دانم اگر مسوولان هم عزیزانشان دچار حادثه شوند، آنها را روی این برانکارد سخت و بدون پوشش می گذارند و راضی می شوند که این گونه از سرما بلرزند؛ پتو و ملحفه به تعداد کافی نیست و می گویند باید از خانه بیاورید. یک ساعت است که همسرم برای آوردن پتو رفته ، دیر کرده ، می ترسم برای او هم اتفاقی افتاده باشد. هنوز جمله اش را به پایان نبرده که لبخند تلخی به لبهایش می نشیند، مرد در حالی که پتویی زیر بغل دارد و زیر لب چیزی زمزمه می کند نزدیک می شود. کودک مصدوم را داخل پتو می پوشاند تا از سرمای محیط و آهنی که مجبور است تحملش کند، حفظ نماید. در قسمت دیگر اتاق تصادفات مرد میانسالی که خودش را کارمند معرفی می کند، می گوید: چند ساعت است اینجا هستم . پسرم موقع بازی به سرش ضربه خورده است . تا حالا 3بار نمونه به آزمایشگاه بردم و خودم جوابش را گرفته و آوردم . عکس ریه و لگن گرفتند. از سوی دستیاران جراحی و ارتوپدی ویزیت شد و با دیدن عکسها و آزمایش ها از سرویس جراحی و ارتوپدی مرخص شد. هیچ کس حرف مرا نمی فهمد. می گویم فرزند من مشکل شکم و ریه و لگن و خون و کلیه و... ندارد، فقط ضربه به سرش خورده است . پزشک مغز و اعصاب می خواهم که بیمارم را ویزیت کند. درست است که تحصیلاتم به علوم پزشکی مربوط نیست ؛ اما این قدر می دانم که برای تشخیص در ضربه به سر سی تی اسکن مغز می گیرند نه عکس لگن و پزشک جراحی اعصاب بیمار را ویزیت می کند. یکی از دانشجویان پزشکی که خود را اینترن ارتوپدی معرفی می کند، می گوید: در این که پزشکان هم مثل افراد سایر حرفه ها باید آموزش ببینند، حرفی نیست ؛ اما صحبت اینجاست که چرا باید دانشجویان پزشکی بدون تجربه و تبحر کافی در اورژانس مراکز آموزشی درمانی به حال خود رها شوند. اشتباهاتی که در مراکز درمانی ، بخصوص در اورژانس ها مرتکب آن می شویم ، گاهی بسیار فاحش و جبران ناشدنی است و کم نیست مواردی که سلامت بیمار را با خطرات جدی مواجه می کند. گرچه سیستم بهداشت و درمان همیشه توجیهاتی را برای ضایعه و مشکل ایجاد شده دارد و شاید در نهایت بیمار و همراهان او پی به علت اصلی مشکل نبرند؛ اما با تکرار این قبیل اشتباهات از یک طرف اعتماد به نفس و قدرت تصمیم گیری پزشک در آینده ، بخصوص در فوریت هایی که پیش می آید، کاهش می یابد و از طرف دیگر اعتماد و اطمینان مردم به کادر پزشکی و تصمیم های آنها روز به روز کمرنگ تر می شود. مسوول شیفت شب اورژانس این مراکز با تایید وجود نارضایتی مراجعان می گوید: به دلیل آموزشی بودن مراکز، گاهی یک تست تشخیصی چندین بار تکرار می شود و به دلیل حضور نداشتن پزشکان باتجربه ، بیمار ساعتها و بدون تشخیص قطعی در اورژانس سرگردان است و این خود یکی از مهمترین دلایل ازدحام در اورژانس است . در بسیاری از موارد فرد به امید این که بیمارستان دولتی است به این مرکز مراجعه می کند؛ اما عملا به دلیل تکرارهای غیرضروری در آزمایشات ، عکس رادیولوژی و ویزیت سرویس های غیرمربوط به نوع ضایعه بیمار، مجبور است هزینه ای بیشتر از درمان در بخشهای خصوصی بپردازد. در صورتی که این مشکل با حضور استادان و پزشکان متبحر قابل حل است و آموزش دانشجویان نیز با هدایت یک پزشک باتجربه و متبحر روال طبیعی به خود می گیرد. از طرفی نقطه مقابل این شرایط بیماران بی بضاعت و حضور مداوم مشتریانی ثابت در اورژانس است ، در حالی که توصیه های مکرر مسوولان وزارت بهداشت به پذیرش بیماران بی بضاعت در اورژانس است ، هیچ بودجه ای برای این منظور در اختیار بیمارستان هایی که خودگردان است ، قرار داده نشده است و مسوولان مراکز درمانی خودگردان بیشترین فشار را بر کارکنان زیر دست خود می آورند. به طوری که کارانه و سختی کار کارکنان را با بیش از یک سال تاخیر می پردازند که این خود در کاهش انگیزه این افراد موثر است ؛ اما در مورد مشتریان ثابت اورژانس ، افرادی هستند که به دلیل اعتیاد تقریبا هر روز یا یک روز در میان مراجعه می کنند و برخی خدمات درمانی رایگان می گیرند و می روند و هیچ مرجعی نظارت بر این افراد را به عهده نمی گیرد.
خط اول نارضایتی
در بیشتر موارد نیروهای اورژانس ، تنها کسانی هستند که با نارضایتی های مردم روبه رو می شوند و باوجود شرایط سخت کاری مورد کم لطفی مراجعان قرار می گیرند. در صورتی که بسیاری از مشکلات موجود، ریشه ای و حاصل سوئمدیریت و نبود امکانات کافی است که به مسوولان تصمیم گیرنده مربوط می شود. ولی بیماران و همراهان آنها به دلیل شرایط خاص روحی و استرسی که به آنها وارد شده ، افرادی را که مخاطب می بینند، می آزارند. یکی از بزرگترین مشکلات نبود امنیت در محیط اورژانس است . در واقع بخش اورژانس در بسیاری از مراکز بدون متولی است که مخصوصا در شیفتهای شب به حال خود رها شده است . نیروهای نگهبانی برای کاستن از هزینه ها، کم تعداد است و ضعیف عمل می کند و انتظامات اورژانس در بیشتر مواقع از کادر درمان در برابر تعرض هایی که به آنها وارد می شود، حمایتی نمی کند. تابلو قاب شده ای را که به دیوار روبه رو نصب شده نشان می دهد: «منشور حقوق بیمار»، ادامه می دهد هیچ کس منکر حقوقی که بیمار دارد، نیست و تمام افرادی که در ارتباط با بیمار کار می کنند به نوعی علاقه مند کمک به مردم هستند؛ اما آیا فقط با قاب کردن یکسری شعار، بیماران به حقوق خویش دست می یابند یا باید زمینه احقاق این حقوق را فراهم کرد و آیا نیروهای کادر درمان که بدیهی ترین حقوق خودشان ضایع شده است ، انگیزه ای برای رعایت حقوق بیماران پیدا می کنند؛.
سی تی اسکن خراب است
ساعت از 12شب گذشته ، وارد یکی از اورژانس های شلوغ و پرازدحام بیمارستانی در مرکز شهر می شویم . صدای زن در سالن می پیچد. 24ساعت است که دختر کوچکش اینجا تحت نظر است . دستیاران با تشخیص احتمالی خونریزی کلیه او را در قسمت تحت نظر اورژانس بستری کرده اند. تشخیص قطعی را جراحی که استاد آنهاست باید بدهد که حضور ندارد، روز تعطیل است و تا فردا باید صبر کنند. مادر دیگر تحمل بی قراری کودکش را ندارد، می خواهد دخترش را به مرکز دیگری انتقال دهد که می گویند جابه جایی برای بیمارش خطرناک است . سی تی اسکن تشخیصی را درخواست می کند تا نزد پزشک متخصص دیگری ببرد و براساس تشخیص او اقدام کند؛ اما دستگاه سی تی اسکن بیمارستان قدیمی است و کلیشه نمی گیرد. پزشکان می گویند: این دستگاه از سال 1362 تا به حال اینجاست و باوجود این که مرکز بزرگی است و مراجعان زیادی دارد ، دست کم هفته ای 2 تا 3 بار خواب می شود و مجبوریم بیماران حاد را برای گرفتن سی تی اسکن به خارج از اینجا بفرستیم ، حین جابه جایی و با از دست رفتن فرصت ، گاهی ضایعات غیرقابل جبرانی اتفاق می افتد یا در مواردی کلیشه نمی توان گرفت . پزشکی که مسوولیت بیماران پذیرش را به عهده دارد حضور فیزیکی ندارد و کادر درمانی هم اختیارات لازم برای تصمیم گیری در مورد بیمار را ندارند. یکی از کارکنان باسابقه اورژانس می گوید: متاسفانه سیستم ارجاع ضعیف است و هنگام انتقال بیمار از مرکزی به مرکز دیگر، هماهنگی لازم میان مراکز درمانی ، حتی مراکزی که تحت پوشش یک دانشگاه واحد هستند، وجود ندارد. مثلا فردی که برای مشکلی مراجعه می کند و برای او برخی آزمایش و گرافی انجام می شود، اگر در نیمه درمان ناراضی باشد و بخواهد به مرکز دیگری برود، باید تمام آزمایش ها و تستهای تشخیصی را دوباره در مرکز دوم تکرار کند و گاهی اگر متوجه شوند از مرکز دیگر آمده ، هیچ اقدام درمانی برای وی انجام نمی شود و بیمار به بیمارستان اول عودت داده می شود. دکتر سعیدی ، رئیس بخش اورژانس بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) طب اورژانس را یک رشته تخصصی معرفی می کند که هدف از آن تربیت متخصصانی با قابلیت فعالیت در اورژانس های بیمارستانی جنرال است و اضافه می کند، این رشته در کشور ما تازه فعالیت خودش را آغاز کرده است و متخصصان آن براساس الگوگیری از کشورهای امریکا، استرالیا و انگلیس و پس از طی دوره فلوشیپ در دانشگاه جورج واشنگتن امریکا به کشور بازگشته اند و بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) ، اولین مرکز تخصصی طب اورژانس در کشور است که متخصصان طب اورژانس به صورت تمام وقت در این بخش حضور دارند. وی تاکید می کند که در این مرکز آموزشی ، برحسب آزمون و خطا نیست ؛ بلکه بر حسب آزمون و تجربه است و اگر احیانا تشخیص اشتباهی از سوی دستیاران داده شود، با حضور بموقع متخصص طب اورژانس که حضور 24ساعته در اورژانس دارد، تشخیص خطا، اصلاح می شود. وی در ادامه می گوید: در شکل استاندارد، همراه بیمار، بیمار خود را تا سالن اورژانس می آورد و او را به تیم اورژانس می سپرد و خود در اتاق انتظار تا پایان درمان بیمارش منتظر می ماند؛ اما در اینجا سیستم طوری است که به دلیل کمبود نیرو، از همراه بیمار کمک گرفته می شود و این خود یکی از دلایل نارضایتی مراجعان است . مثلا در بسیاری از موارد همراه بیمار خودش برانکارد را جابه جا می کند، خودش نمونه را به آزمایشگاه می برد و خودش بیمار را تا رادیولوژی و سی تی اسکن همراهی می کند که این امر گرچه نادرست است ؛ اما با شرایط موجود اجتناب ناپذیر به نظر می رسد. این عضو هیات علمی دانشگاه ، در مورد مشکلاتی که برای تشکیل گروه طب اورژانس پیش رو دارند، می گوید: باور کنید طی یک سال و نیم گذشته نیروهای این گروه بسیار خسته شدند و به دلیل عدم حمایت که در کل مجموعه بهداشت و درمان مملکتی وجود دارد و بخشهایی که مایل نیستند سیستم ملوک الطوایفی پیش از میان برود، مقاومت هایی بود که در مسیر اصلاح مسیر درمان در اورژانس وجود داشت و بسیاری از انرژی ما در سال اول صرف این شد که با این مقاومت ها، مقابله کنیم . یکی از بزرگترین مشکلات ما این است که خوب یاد نگرفته ایم گروهی کار کنیم ، اورژانس های بیمارستان های ما محروم ترین بخشهای بیمارستان هستند؛ زیرا متولی نداشته اند و بدون برنامه ریزی مشخص اداره شده اند. این دید باید شکسته شود و بخش اورژانس بیمارستانی باید تخصصی شود و در تمام اورژانس ها از سوی متخصص مربوطه و مستقل از سایر بخشها اداره شود. مورد دیگر کاغذبازی زیادی است که در اورژانس ها وجود دارد و باتوجه به کمبود نیرو و نبود کادر اداری به خصوص در شیفتهای عصر و شب که شلوغ ترین زمانهای اورژانس است ، قسمت زیادی از انرژی ، نیرو و وقت کادر درمان به نوشتن برگه های متعدد برای یک بیمار اختصاص می یابد. در صورتی که با دادن یک کد رایانه ای به هر بیمار در انرژی و وقت صرفه جویی می شود.