صادق خوشحال

نگاهی به سریال مرد 2 هزار چهره

سریال «مرد 2 هزار چهره» را می‌توان گامی حرفه‌ای در زمینه سریال‌سازی کمدی در ایران دانست. این موضوع از چند جهت کلی قابل بررسی است:
کد خبر: ۲۴۶۴۰۸

1-‌ شخصیت مسعود شصتچی در مرد هزار چهره رها نشده است و با بسط داستان از پتانسیل کار در دنباله‌سازی استفاده خوبی شده است. این کار در سریال‌های خارجی به‌وفور انجام شده است.

2- مرد 2 هزار چهره در حفظ منطق داستان یک گام به پیش گذاشته است. اگر در سری اول شصتچی با هر کسی می‌توانست اشتباه شود و منطقی بر این اشتباه شدن حکمفرما نبود (اشتباه شدن با دکتر سپهر جندقی یا سرهنگ نیروی انتظامی)‌ اما در این سری ما شاهد بودیم که اشتباه شدن مسعود شصتچی قانونمند شده بود. همین‌طور به دلیل مشکل روانی مهران مدیری در داستان، بقیه حرکات عجیب او را باور می‌کنند (مثل کشتن مار توسط او یا برخوردش با عوامل فیلمبرداری و پیشنهاد ازدواجش به خانم زکریا)‌ یا مثلا زمانی که شصتچی در حال بازی کردن نقش خلبان است با یک خلبان اشتباه می‌شود که آن هم با گریمی که شده است طبیعی جلوه می‌کند یا خلبان کمکی اولین پرواز را تجربه می‌کند و تمام سوال‌های شصتچی را امتحانی می‌بیند که کاپیتان واقعی در حال گرفتن از اوست.

3- در مرد 2 هزار چهره کل بار کمدی اثر به عهده شصتچی قرار گرفت و کمتر شخصیت جذابی به قصه‌ها وارد می‌شد. برخلاف سری قبلی که مثلا در محفل شاعران و نویسندگان کاراکترهای فکرشده‌ای وجود داشتند یا مثلا در قسمت خانواده مافیایی شخصیت‌ها هر کدام جذابیت خاصی داشتند، اما در این سری، آدم‌های حاشیه‌ای، بودنشان چندان تاثیر‌گذار نبود و بازی خوب مدیری در قسمت اول نویسندگان را از توجه به شخصیت‌های جزیی که در قسمت اول بار مهمی از کمدی را به دوش داشتند غافل کرد.

4- مرد 2 هزار چهره تلاشی است تا کارگردان از یک کمدی کلامی که صرفا هدفش خنداندن با استفاده از تکیه‌کلام بوده است، به یک کمدی موقعیت برسد. در این سری، تکیه کلام‌های شصتچی تا حد امکان کم شده است و شوخی‌های کلامی آنقدرها در داستان جایی ندارد و به جای آن، موقعیتی که شصتچی در آن گرفتار شده است طنز را می‌آفریند (صحنه‌ای را به خاطر بیاورید که شصتچی در هواپیما در حال درست کردن کباب است یا صحنه‌ای که بازیکنان فوتبال در حال آرایش کردن در رختکن هستند یا حضور شصتچی به عنوان شومن در عروسی دختر مورد علاقه‌اش که یک کمدی سیاه را شکل می‌دهد)‌ این نوع نگاه به کمدی، اثر را از لودگی نجات می‌دهد و توجه به مسائل و مشکلات اجتماعی روز و نگاه انتقادی به آنها به طنز ارائه شده تشخص داده است. اوج این نگاه انتقادی در قسمت مربوط به فوتبال صورت گرفت.

5- مرد دوهزار چهره در زمینه جذب مخاطب هم دست به خطر زده و مخاطب خود را انتخاب کرده است. در واقع متن‌ها به‌گونه‌ای نوشته شده که اطلاعاتی اولیه برای فهمیدن بسیاری از شوخی‌ها لازم است. ‌ مدیری به خوبی مخاطب تلویزیونی را شناخته و با احترام به شعور او در جذب تماشاگر هم موفقیت نسبی به دست آورده است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها