اصغر قاتل، بیجه، خفاش شب و... ازجمله این قاتلان هستند که در صورت بررسی زندگی شخصی و دوران کودکی آنها میتوان فهمید همه آنان یا والدینی خلافکار و خائن داشتند یا خود به شکل دردناکی در کودکی مورد تعرض قرار گرفتهاند.
قاتلان سریالی که مورد تعرض قرار میگیرند، معمولا برای انتقامگیری و فرونشاندن خشم خود اقدام به قتل پسربچههایی میکنند که سنشان با سنی که خودشان مورد تعرض قرار گرفتهاند یکی است.
کسانی که اقدام به قتل زنان و دختران جوان میکنند قاتلانی هستند که مادر یا همسرشان به آنها خیانت کرده است. البته این به آن معنا نیست که همه افرادی که مادر یا همسرشان خیانت کرده قاتل سریالی میشوند، اما زمانی که فردی در کودکی والدین خود را به دلیل خیانت مادر از دست میدهد یا در خانوادهای زنستیز زندگی میکند، شخصیت پایدار خود را به دست نخواهد آورد و در نفرت و تردید باقی میماند.
قاتل سریالی آبادان هم از این قاعده مستثنی نیست. بررسی زندگی شخصی او نشان میدهد وی از کودکی مورد بیمهری مادر و تفکر زن ستیز پدر بزرگ قرار داشته و البته پدر نیز در زندگی او حضور نداشته است. فرید به دلیل این که بارها شاهد حمله پدربزرگ به زنان بوده و احتمالا حرفهایی تحقیرآمیز از سوی پدر بزرگ در مورد زنان شنیده است فردی زن ستیز بار آمده و به او یاد داده شده است که در همه جا باید با زنان مقابله کند. این آموزه زمانی در کودک تقویت شده که وی فهمیده زنی که سالها او را آزار میداده همسر عمویش نیست بلکه مادرش است. بنابراین کینهای عمیق نیز از سوی مادر در وجود او کاشته شده است.
اما آنچه مسلم است. این قاتلان زاده اجتماع بیمار نیز هستند چرا که شرایط برای بر طرف کردن خلا‡های عاطفی آنها وجود ندارد و فقر، بیکاری و شرایط سخت زندگی راه را برای پر کردن این زخمهای عاطفی میبندد و از فرد یک جانی خشن میسازد.
در صورتی که اگر این فرد آسیبدیده از سوی جامعه حمایت میشد و تحت درمان قرار میگرفت به یک جانی تبدیل نمیشد. بنابر این فقط قاتل زنجیرهای در برابر اعمالی که انجام داده مسوول نیست و جامعه نیز باید بازخواست شود. این افراد بیماری ژنتیکی روانی ندارند. آنها در جامعه به بیمار اجتماعی تبدیل شدهاند. بنابر این جامعه نیز باید در مورد آنها مسوول باشد.