این به نفع هیچکس نبودن یک استدلال ساده دارد: نظام جمهوری اسلامی ایران را مانند یک کشتی فرض کنید که دولتها ناخدای تعویضپذیر آن هستند. حالا هرقدر ناخدا در حفظ این کشتی بکوشد، به نفع همه و حتی خود آن ناخداست چون خودش هم سوار همان کشتی است؛ اما اگر کسی از کار ناخدا یا ناخداهای قبلی آن کشتی ناراضی باشد و برای اعلام نارضایتی خودش مثلا به بادبان یا دکل کشتی که توسط قبلیها ساخته شده، آسیب برساند، اول به خودش ضرر زده و بعد به دیگران. چون همه در کشتی نظام نشستهایم و بس.
این است که حفظ کرامت و خدماتی که هر دولت به اندازه بضاعت و توان خویش و متناسب با شرایط روز کشور به ایران و نظام جمهوری اسلامی کرده، در واقع کمک به همان کشتی است. البته روی این قلم با شخص یا دولت خاصی نیست، چرا که پدیده بزرگنمایی خدمات و کارهایی که در طول عمر یک دولت انجام شده، بدیهیترین و دمدستترین ابزار تبلیغات برای راهیابی به دوره بعدی است، اما باید پذیرفت که این بزرگنمایی از حد گذشته این روزها بیش از قبل به چشم ناظرین میآید و آنان را از این جهت دلتنگ و دلخور میکند که نگراناند رو شدن عدم صحت برخی از این آمارها و گفتهها را بسیاری چشم و گوشهای هوشیار به پای نه یک دولت، بلکه به پای نظام بگذارند و خدشهای به آن کشتی وارد آید.
این است که چارهای نمیماند که به برخی دولتمردان و مدیران تذکر بدهیم در مقایسه عملکردها، ارائه آمارها، بیان کارهایی که شده و نشده نهایت صداقت را به خرج دهند که صداقت و جولان آن در سیاست و اقتصاد عین منافع ملی است و حد و اندازه نگه داشتن در هر کاری از جمله گزارش عملکرد دادن عین خرد و رستگاری.