حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
ده نمکی عقایدی را که سالها با پافشاری از آنها دفاع میکرد، در اخراجیها 2 کمی تعدیل و با آنها شوخی میکند تا ما بخندیم. خدا خیرش بدهد.
محکمترین و خوشساختترین سکانس فیلم که غافلگیرانه هم به نظر میرسد، سکانس ابتدایی فیلم، سکانس جنگ در خط مقدم و اسیر شدن رزمندهها انصافا خوب از آب درآمده که نشان میدهد دهنمکی میتواند در مواقع لزوم خیلی جدی باشد (که میدانیم هست).
سکانس معرفی داخل هواپیما با تصویر بسته شیلا خداداد شروع میشود. لنزهای چشمیاش بدجوری توی ذوق میزد و نوید یک دروغ بزرگ را میداد! لحن فیلم مشخص نیست و از شلختگی در متن رنج می برد.
بداههها بخصوص در مورد جواد رضویان، گاهی از کنترل ده نمکی خارج شده... آیا فیلم اساسا یک کمدی درباره جنگ است؟ اگر اینطور است پس چرا بینندهها باید سوختن مجروحان جنگی را در آن بیمارستان صحرایی ببینند که دلخراش مینماید؟... چرا باید یک نفر شعارهای مهم و عقیدتی بدهد (فرمانده) و بقیه بیاعتنا به او کار خودشان را بکنند؟ از شخصیتپردازی که اصلا نپرسید.
هیچ شخصیت کاملی در فیلم وجود ندارد. همه تیپ هستند. ده نمکی آنقدر شخصیت وارد این فیلم کرده که نمیتوانسته به همهشان بپردازد و پرورششان بدهد. فقط میتوانم از رسول (حسام نواب صفوی) به عنوان کسی که لااقل سعی میکند با شخصیت باشد، یاد کنم.
دهنمکی در این فیلم هم با بحثهای عقیدتی بازی به راه میاندازد و انصافا خوب و رو هم بازی میکند. اگر بخواهم یک نمای کلی از فیلم بدهم، اینگونه مینویسم: یک آدم بزرگسال را در نظر بگیرید که در جمعی نشسته و قصد دارد حرفهای اساسی درباره جامعه و زندگی و ایدهآلها بزند... حالا یک پسر بچه را تصور کنید که کنار او نشسته، مدام آدم بزرگسال ما را قلقلک میدهد و میخنداند... جماعت هم به این صحنه ها میخندند همین!
سکانس گروگانگیری خیلی سرسری پرداخت شده. شخصیتهای گروگانگیر به دلقکهایی دست و پا چلفتی شبیهاند. هیچکس از آنها نمیترسد و اگر هم میترسند به دستور کارگردان است، (ترس دستوری). دو نیمه فیلم، منظورم هواپیما ربایی واردوگاه اسرا به هم نمیچسبد و هرکدام سعی دارد با تکیه بر بازیگرها، خنده بیشتری از تماشاگر بگیرد، اما انصافا سکانسهای اردوگاه اسرا بهتر از آب در آمده است.
ده نمکی باز هم جنگ عقیدهها را پیش میکشد، همه را به جان هم میاندازد و در آخر با یک سرود ملی، سروته همه چیز را هم میآورد. از سکانس سرشماری اسرا و بخصوص قضیه عموزنجیرباف لذت بردم. سکانس مسابقه فوتبال بین ایران و عراق نیز خوب از آب درآمده است.
اینکه مردم برای دیدن یک فیلم صف میبندند،خوشحال کننده است و اینکه مردم در سالن میخندند و راضی از سالن خارج میشوند نیز باعث امیدواری است.
میدانم که دهنمکی کلی جنگیده تا این فیلم را بسازد. احتمالا با ممیزی و ارشاد هم مشکل داشته (شاید هم نداشته) اما از دهنمکی لااقل برای اینکه فیلمی ساخته که رونق را به سینما تزریق میکند، باید تشکر کرد. دهنمکی و خیلیهای دیگر جنگیدهاند تا ما بخندیم...!
علی اختیاری
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....