اگر در ایام عید شنونده رادیو ایران بودید

با عجایب سرزمین خود آشنا شده‌اید

نمی‌دانم عید به کجا مسافرت کرده‌اید؟‌ امیدوارم هر جا که رفته‌اید به‌شما خوش گذشته باشد. خیلی‌ها هستند که نمی‌دانند از تعطیلاتشان یا اوقات فراغتی که دارند چگونه استفاده کنند؟ نمی‌دانند کجا بروند، به‌همین دلیل زانوی غم بغل می‌گیرند و مدام می‌گویند کجا برویم؟ بعضی‌ها هم از بس که یک جا رفتند دیگر صفا نمی‌کنند و همه چیز برایشان تکراری شده است. خیلی‌ها هم فکر می‌کنند حتما باید سفر خارج از کشور بروند چون اگه غیراز این باشد به گروه خونیشان نمی‌خورد. اما من می‌گویم خیلی بده که در ایران باشیم اما خبر از روستاهای شگفت‌انگیزی که در ایران هست نداشته باشیم. کاش می‌شد قبل از این‌که مارکوپولو باشیم، اول کل جاهای دیدنی ایران را از نزدیک می‌دیدیم، از دیدن منظره‌هاش لذت می‌‌بردیم، یک صبح یا غروب را با هوای دلپذیر اونجا سپری می‌کردیم، بعد کفش جهانگردی به پا می‌کردیم. راس ساعت 14 :30 هر روز در ایام عید برنامه «عجیب و شنیدنی»‌ کاری از گروه ایران و جامعه رادیو ایران پخش می‌شد. چنانچه نتوانسته باشید شنونده این برنامه‌ باشید کافیست که این گزارش را بخوانید.
کد خبر: ۲۴۵۲۹۲

اینجا ساختمان شهدای رادیو، استودیوی شماره 9

محل ضبط برنامه «عجیب و شنیدنی»

ساعت 10 صبح به محل ضبط برنامه می‌روم. ندا رادمهر سردبیر و تهیه‌کننده جوان برنامه به همراه مارال دوستی نویسنده با بچه‌ها مشغول تمرین متن‌های نمایشی این برنامه هستند. علی اسدی کوچک‌ترین بازیگر این برنامه که امروز به مدرسه نرفته، با عوامل برنامه نقش‌هایش را تمرین می‌کند. او که هشت سال دارد و در کلاس دوم دبستان درس می‌خواند، می‌گوید: در این برنامه نقش پسربچه نق‌نقویی را بازی می‌کنم که همش می‌گه دلم درد می‌کنه، چون به یک روستایی رفتیم و من ناپرهیزی کردم و چیزایی خوردم و دل‌درد گرفتم.

از علی می‌پرسم دوست داری چه کاره بشی؟!‌ می‌گوید: دانشمند. می‌گم پس چرا سر از رادیو درآوردی؟! با چشم‌های معصومش به من نگاه می‌کند و ادامه می‌دهد: مامانم دوست داره من در رادیو باشم ولی خودم می‌خواهم دانشمند شوم.

علی از نقش‌هایش می‌گوید: مصاحبه با بچه‌های روستاهای شگفت‌انگیز، گوینده خبر، چوپان دروغگو، موتورسوار و نقش اصلی‌ام دکتر گالینا بلانکا. می‌پرسم نقش‌هایت را چطور اجرا می‌کنی؟ برای خودت متن مربوطه را می‌نویسی و می‌خوانی؟ می‌گوید: خانم رادمهر نقشم را می‌خواند و من تکرار می‌کنم. بعدا صدای خودش را پاک می‌کند. وقتی که دوستان برای نمایش بعدی نفس تازه می‌کنند، علی گوشه استودیو می‌رود و بادبادک آبی رنگی را باد می‌کند و مشغول بازی کردن می‌شود.

وقتی که رادمهر برنامه‌هایش را ضبط می‌کند سر فرصت دیگری پیش‌اش می‌روم تا برنامه ضبط شده را گوش کنم. آرم برنامه پخش می‌شود. صدای گنجشک و طبیعت روستا همراه با نی‌لبک و میکسی از قسمت‌های شگفت‌انگیز روستا که توسط زنان با گویش آن محل گفته می‌شود. آنگاه کیوان همتی می‌گوید: «عجیب و شنیدنی.» پس از آن استاد اردشیر صالح‌پور کارشناس برنامه ادامه می‌دهد: «می‌شه به هر پیشنهادی گوش داد اما نباید هر پیشنهادی رو پذیرفت. شگفتی زندگی در همین حرفه. شهر شگفت‌‌انگیز امروز شهر سپیدچادرانه. از اسم شهر می‌شه فهمید راجع‌‌‌‌به‌‌‌چی می‌خواهیم صحبت کنیم؛ از تنها شهری که هنوز جماعت نسوانش به سنت پوشیدن چادر سپید پایبندن.» پس از آن ندا رادمهر به همراه مارال دوستی نقشه‌خوانی از همان روستایی که قرار است معرفی شود دارند و مسیر راه را مشخص می‌کنند.

سپس محمد بخشایش در نقش یک راننده خاطرات مسیر را با مادرش مرور می‌کند. بخشایش که متن‌هایش را هم خودش نوشته با آب و تاب خاصی نقش‌اش را اجرا می‌کند.

«الو، سلام مامان، کجایی... آها، مامان اون چادر گلدار سفیدتو هنوز داری... ا خوب بذارش کنار دیگه، من اینجا برات چادر سفید گرفتم. مامان اونقد خوبه، اونقدر قشنگه. بله؟! کجا دیدم، خب معلومه همه‌جا، بگو کجا ندیدم، راستی داشتیم می‌رفتیم اصفهان گفتیم یه سری هم بیاییم تا تفریح کنیم. جل‌‌الخالق چرا همه اینجا چادراشون سپیده؟ اولش فکر کردیم دچار کوررنگی شدیم، اما دقت کردیم دیدیم نه، مامان، اینجا همه سپیدچادرن.

راستی کارت سوخت اضافه نداری، یه دونه برام بفرست. یه شعر هم برات بگم و خداحافظی کنم. امسال بهار برو شدیم از گردنه، هوای اینجا به بهشت می‌زنه، پس از چادر سپید اینجا ننه، مردم ده بهش می‌گن ورزنه»

بخشایش که سابقه 11 سال کار سردبیری و تهیه‌کنندگی رادیو را داراست در خصوص نویسندگی این برنامه می‌گوید: در برنامه کوچه رادیو پلاک 17 سابقه سر زدن به روستاهای مختلف را داشتیم اما در این برنامه تخصصی‌تر به معرفی روستاهای شگفت‌انگیز پرداختیم.

پس از بخش صحبت‌های راننده بچه‌ها که در روستا‌ها هستند قرار می‌گذارند که راس ساعت 5/2 بعدازظهر در جایی باشند. سپس آرم زنگ ساعت نواخته و تکه‌های نمایشی این برنامه پخش می‌شود. مجتبی امیری گزارش‌های طنز این برنامه را تهیه کرده و در قالب گزارش با اهالی روستا صحبت می‌کند.

همچنین فرزانه ناظری و الهه دهقان نیز با مردم آن روستا در خصوص رسم و رسوم عید، رفت و آمدها، سنت‌ها، پیرترین فرد محله، قرار گرفتن نانوایی و چیزهای شنیدنی دیگر صحبت می‌کنند.

پس از آن اردشیر صالح‌پور ادامه می‌دهد: «به محض ورود به شهر اولین سوال شما از خودتون اینه که چرا زن‌های ورزنه چادر سفید می‌پوشن؟ این نشون قومیه که تاریخش به چند هزار سال قبل می‌رسه. قدیم‌ترها به شهر ورزنه می‌گفتن شهر ملائکه که دیدن زنان سفیدپوش توی این شهر مناسک بزرگ حج رو تداعی می‌کرد که همه با رنگ سفید حول یک محور می‌چرخن. شاید یکی از دلایل چادر سفید سر کردن این باشه که توی این شهر پنبه در دسترس‌تره. در کل چادر سفید هم دلیل فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و جغرافیایی داره.» بعد از آن صدای شنیدن تایپ کردن می‌آید. برنامه با این جمله صالح‌پور تمام می‌شود: «یه موقع‌هایی زمین هم می‌تونه جای فرشته‌ها باشه حتی به لباس.» در این برنامه شهر سپیدچادران در استان اصفهان نزدیک ورزنه که هنوز زنان آن به سنت قدیم چادر سفید بر سر می‌کنند و به شهر ملائکه شناخته شده است معرفی می‌شود.

ندا رادمهر که سابقه 4 سال فعالیت را در رادیو داراست و از سال 86 به رادیو ایران آمده است و حالا حالا‌ها نمی‌خواهد از رادیو بیرون برود چون به قول خودش می‌خواهد مادر رادیو شود درخصوص برنامه «عجیب و شنیدنی» می‌گوید: این برنامه به معرفی روستاهای شگفت‌انگیز ایران می‌پردازد. در این برنامه روستاهای چنشت در خراسان جنوبی معروف به سرزمین رنگ‌ها که 6 ماه از سال همه امورات آن را زن‌ها بر عهده دارند، روستای ماخونیک‌ معروف به سرزمین لی‌لی‌پوت‌های ایران که همه آدم‌های آن قدهای کوتاهی دارند و در خراسان جنوبی واقع است، روستای زنوزق‌ به خاطر ساختار پلکانی آن، روستای قوری قلعه‌ نزدیک جوانرود شگفت‌انگیزترین غار آبی آسیا که نزدیک کرمانشاه است، روستای سورت واقع در شهرستان‌ ساری به خاطر واقع شدن دو چشمه شگفت‌انگیز با آب‌های کاملا متفاوت از لحاظ رنگ و بو و مزه که یکی کاملا شور و دیگری ‌ترش است، روستای قلعه رودخان‌ که بنای نظامی ایران در آن واقع شده، روستای شاه‌کوه‌، روستای ابیانه‌ به خاطر آتشکده قدیمی آن، روستای اشتبین‌ کنار رود ارس در استان آذربایجان شرقی که بحق جایی شبیه بهشت می‌باشد و حیاط هر خانه پشت‌بام خانه دیگر است، روستای برف‌انبار‌ که همیشه سال برف دارد، روستای بق‌‌بقو‌ در خراسان شمالی که پر از کبوتر است، روستاهای جوراب‌ و پول‌ و فیل‌آباد‌ به خاطر ویژگی اسمی‌شان معرفی می‌شوند.

رادمهر ادامه می‌دهد: در این برنامه آیتم‌ها و گزارش‌های خاص طراحی شده که همگی هدفشون معرفی این روستا یا منطقه خاص هست. در واقع چند تا جوان ایرانی قراره برن و از شگفتی این روستاها سردربیارن. خوب از اونجایی که تهیه‌کنندگی این برنامه هم به عهده من است حساسیت خاصی در انتخاب موسیقی‌های منطقه‌ای و محلی دارم. بیشتر از موسیقی‌های متناسب با آن استان و منطقه استفاده خواهم کرد که با نوروزخوانی آن مناطق هم همراه است. برای انتخاب هر کدام از این روستاهای شگفت و جالب تحقیقات زیادی انجام دادیم و با کارشناسان ایران‌شناسی، زمین‌شناسی و اساتید دانشگاه هم جلسه‌هایی داشتیم. در اینترنت هم جستجوهایی داشتیم و از همه مهم‌تر گفتگو با اهالی همون منطقه بوده. بسیاری از مطالب از زبان خود مردم بومی این روستا هست. برنامه یک مستند شگفت‌انگیز حقیقی است و هیچ اغراقی در معرفی این روستاها نشده است.

می‌پرسم برای تهیه گزارش‌های تلفنی با مردم شماره تلفن مردم روستا را از کجا به دست آوردید؟ با خنده می‌گوید: زنگ می‌زنیم 118 هر استان و بعد از هماهنگی کد و پیش‌شماره روستای موردنظر را می‌گیریم، سپس با کم و زیاد کردن 4 شماره آخر، شماره منازل مردم را به دست می‌آوریم. مردم آن منطقه یا به ما اعتماد می‌کنند و صحبت می‌کنند یا این که تلفن را قطع می‌کنند.

اگر با ما صحبت کنند خودشان درخصوص آداب و رسوم، لهجه، سوغاتی آن منطقه و شگفتی‌های روستایشان حرف می‌زنند یا یک کسی که بتواند خوب صحبت کند را به ما معرفی می‌کنند. رادمهر تاکید می‌کند که به هیچ عنوان از موسیقی پاپ در برنامه استفاده نمی‌کند، بلکه از موسیقی محلی همان روستا استفاده کرده، فقط در اصفهان چون موسیقی محلی خاصی ندارد از موسیقی ایرانی، اصیل و سنتی استفاده کرده و موسیقی به صورت پالس استفاده می‌شود. همچنین استفاده از افکت‌های مختلف همچون صدای گاو و گوسفند، آب، خروس و گنجشک، قیچی‌کردن قالی، دهل کشیدن در عروسی و لالایی‌های مختلف از دیگر ویژگی‌های این برنامه است که به فضاسازی در برنامه کمک نموده است. برای رادمهر و تیم برنامه‌سازش آرزوی موفقیت داریم و باز تکرار می‌کنم قبل از این که مارکوپولو باشیم، ایران‌شناس باشیم.

زهره زمانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها