این عبارتها تنها بخشی از توجیه به ظاهر موجه استادانی در کلاسهای دانشگاهی است که همزمان در دو لباس مدیر و مدرس انجام وظیفه میکنند و البته از مزایای مادی و معنوی هر دو بهره میبرند. به طور معمول در برترین دانشگاههای دنیا، مدرس به همان اندازه که از پرستیژ اجتماعی و مزایای مادی برخورداراست، بار سنگینتری هم بر دوش دارد و آن هدایت سکان علمی دانشگاه، بهروز کردن اطلاعات علمی و منابع درسی، ارتباط مستمر با دانشجویان، تحقیق و پژوهشهای مدام، مدیریت و مشاوره پروژههای پژوهشی و ... است، اینبار مسوولیت، آنها را وامیدارد که تنها در چارچوب وظایف تعیین شده فعالیت کنند، اما در ایران ظاهرا وضع به گونه دیگری است؛ از آقای وزیر، معاون وزیر، مشاور وزیر، مدیرکل، مدیر بخش میانی و... همگی ادعای تدریس در دانشگاه را دارند و با وجود مشغله بسیار،کسوت تدریس را رها نمیکنند و جالب این که در اغلب موارد، کلاس درس دانشگاه را فدای پست اجرایی خود میکنند. جالبتر این که در سیستم آموزشیما نیز بهرغم تاکید بر حضور نظاممند استادان در دانشگاهها و دفاتر گروه، این قاعده را مشمول مدیران اجرایی و غیراجرایی نمیدانند و از سویی به حضور معاون وزیر و مدیرکل در جایگاه استاد حتی به صورت نصفه نیمه به عنوان فرصت مینگرند و به آن مباهات میکنند.
در واقع بسیاری از مدیران، کانال ارتباطی روسای دانشگاهها با مقامات بالاترند پس به این بهانه میتوان از حضور کمرنگشان در کلاس درس چشمپوشی کرد و حساب آنها را از حساب دیگر استادان جدا دانست.
اما نظر دانشجویان چیز دیگری است؛ در ابتدای امر حضور چهره برجسته یک مدیر در کلاس درس با استقبال دانشجویان روبهرو میشود، اما با شروع کلاس استاد به شبحی تبدیل میشود که هرازچندگاهی در کلاس حاضر و دانشجویان را با حرفهای تکراری و کهنه مستفیض میکند، ضمن این که در برخی موارد محافظ یا راننده استاد مانعی برای ارتباط نزدیک دانشجو با استاد است. صحنه شتاب استاد برای سوار شدن به اتومبیل اختصاصی در حیاط دانشکده و سد فیزیکی محافظان برای ممانعت از نزدیکی بیش از حد دانشجویان به استاد، فضای غمانگیزی را به تصویر میکشد که هیچ شباهتی به محیط درس و دانشگاه و رابطه مرید و مرادی استاد و دانشجو ندارد!
متاسفانه بعضی از مدیران، دانشگاه را به آب باریکهای شبیه میدانند که نیازمند حفظ آن هستند. آنان میدانند که شاید حضورشان پشت میز وزارت و ریاست همیشگی نباشد، شاید هم یک روز همین دانشجویان سکوی پرتاب به قله بالاتر باشند....
کتایون مصری