از دیگر سو، کتاب مصور اولین اثر هنری است که معمولا در زندگی با آن مواجه میشویم. این اولین اثر و هنری است که میتواند با حساسیتهای ناآزموده و در عین حال قابل انعطاف و شکلپذیری کودکان ارتباط برقرار کند. پس اگر کتابی برانگیزاننده احساسات کودکی نباشد، وسیلهای ناموفق است، اما اگر در بزرگسالی به کتابی برخورد کنیم که در دوران کودکی ما، تاثیرگذار بوده است از خود خواهیم پرسید:«چه چیزی در این کتاب بوده است که مرا خوشنود کرده است؟»
کتابی که مناسب کودکان 3 ساله است، باید دارای نکتههایی باشد که وقتی همان مخاطب به سن 5 سالگی رسید، هنوز هم برایش قابل توجه باشد. حتی باید نکاتی را در خود داشته باشد که در 10 سالگی، 20 سالگی، میانسالی یا دوران پیری هم، اگر با آن کتاب مواجه شد، تصوری زیبا از آن کتاب در ذهنش خطور کند.
چنین کتابی میتواند دهها سال و بدون وقفه، به وسیله کودکان مورد استفاده قرار گیرد. با توجه به این امر، کیفیت هنری کتابهای مصور نباید آنقدر ساده و سطحی باشد که فقط قابل استفاده برای خردسالان باشد.
قواعد ثابتی برای خلق کتابهای مصور نیست
هنوز هم افراد بسیاری تاکید دارند که کتاب مصور نیازمند تکنیکهای پایه است، اما کارهایی که عمدا بدون چنین تکنیکهایی خلق شدهاند به ظرایف و کیفیتهای غیرمترقبهای دست یافتهاند. در اینجا به دنبال این نیستیم که لیستی از بایدها و نبایدها فراهم آوریم تا مجبور به لحاظ کردن آنها باشیم. آنچه مهم است این است که هنرمند باید آزاد باشد و اساسا هنر با آزادی رابطهای نزدیک دارد.
کودکان نیز آزادند. بنابراین کتابهای مصوری که به وسیله بعضی هنرمندان دست و پا بسته و اسیر بایدها و نبایدها به وجود آمدهاند، با مخاطبان خود ارتباط مناسب برقرار نمیکنند.
برای هر سوالی درباره نحوه کتابسازی کتابهای مصور، پاسخ کاملی متصور نیست. وقتی کسی از من سوال میکند که «در یک کتاب مصور، شما به تصویر اولویت میدهید و یا به متن؟» پاسخ من این است که «این سوال به خودی خود، هیچ پاسخی ندارد.» کتاب مصور، اصالتا یک رسانه بصری است. بنابراین تصویرسازی ذهنی آن عمدتا از طریق تصاویر است. اگر متن در ابتدا نوشته میشود، اما متن نیز فرم نظام یافتهای از تصاویر ذهنی است.
بعضی میپرسند «آیا هنگام کار به کودکان فکر میکنید؟» پاسخ من این است «نه، چون من خودم یک کودک هستم» در میان انسانها چنین تقسیمبندیهایی مطلق نیست. هر شخصی از کودکی به بزرگسالی میرسد. پس هر فردی کودکیاش را نیز با خود دارد. غالبا از بعضی هنرمندان میشنویم که «هنگام خلق کتاب مصور، من سعی میکنم دوران کودکیام را به خاطر آورم و به افکار و دنیای آن روزها بازگردم.» من باید باصراحت اعلام کنم که چنین هنرمندانی قادر نیستند کتابهایی خلق کنند که در کودکان تحرکی ایجاد کنند. کتاب کودک خوب، نمیتواند به وسیله هنرمندانی به وجود آید که دوران کودکی خود را به یاد میآورند و یا حتی به آن سر میزنند.
من ظاهرا یک فرد بزرگسالم، اما هنوز خصوصیات کودکیام را با خود دارم. هم در وجودم و هم در قلب و روحم. خلاقیت از همین بخش وجودی من نشات میگیرد. من به دوران کودکی خود فکر نمیکنم. شما چگونه به کودکان دیگر فکر میکنید، بدون این که به کودک درون خود فکر کنید؟
بعضی به خلق کتابهای مصور میپردازند در حالی که سعی میکنند به نحوی به کودکان امروز نزدیک شوند تا آثارشان فروش بهتری داشته باشد. البته اگر در خلق آثار تکنیکهای مناسب به کار گرفته شود، یک کتاب میتواند فروش مناسبی هم داشته باشد، اما چرا شما به جای این که به درون خود بروید، به چیزهای بیرونی متوسل میشوید. اگر شما حقیقتا کتابی را میخواهید در خیال خود کشف کردید، میتوانید بدون این که نگران فروش آن باشید، دست به خلق آن بزنید.
برخی مادران میپرسند « آیا این کتاب برای فرزند من مناسب است؟ در اینجا رنگهای خوبی به کار رفته، اما تصاویرش برای او سنگین است...» من از این مادران میپرسم چرا خودتان حذف میکنید؟ شما خودتان درباره این کتاب، چه تصوری دارید؟ وقتی خودتان کتابی مصور را پسندیدید از آن کتاب تاثیر میگیرید و میتوانید تاثیر آن را در کودک خود نیز ببینید. پس آن کتاب را بخرید و برای کودکتان بخوانید اما قبل از خواندن به سادگی بگویید «این کتاب زیبا را مامان برایت پیدا کرده است. پس لطفا خوب گوش بده چون من این کتاب را خیلی دوست دارم...» به این ترتیب احساس مادر مطمئنا در قلب کودک نفوذ میکند.
هرکودک، فردی مستقل است و شخصیتی منحصر به فرد دارد. بنابراین استخراج نتایج معین یا صدور فتوای ثابت برای قضاوت روی کتابها و تصاویر آنها روشی غیرصحیح است، اما بعضی بدون توجه به این حقیقت به دنبال نفی ابتکارات خاص برای هر اثر و تعیین قانون و قاعده برای کل آثار هستند. کتابهایی که برای بیش از 30 سال متداوما به وسیله مخاطبین مورد استفاده قرار میگرفتهاند، تماما از تازگی و ابتکاراتی قوی برخوردار بودهاند.
در پایان لازم است اشارهای هم به مساله مهم حقوق پدیدآورندگان (کپی رایت) در کتابهای مصور داشته باشیم.
در ژاپن، قبلا حقوق پدیدآورندگان (کپی رایت) در مورد کتابهای مصور رعایت نمیشد تا این که هنرمند تصویرگر توانایی چون تاکاشی موتای در بستر بیماری درگذشت. او درست در زمانی که کتابهایش به خوبی فروش میرفت، دچار بیماری شد. اما چون چیزی در بساط نداشت که خرج دارو و درمان کند و سراغ پزشک و بیمارستان برود، در بستر جان سپرد. در حالی که دیگران مشغول جمعآوری ثروت از دسترنج او بودند.
امروز بیش از 20 سال است که من با ناشر آثارم بر سر حقوق پدیدآورنده (کپی رایت) جنگیدهام و پیروز شدهام. بنابراین میتوانم سالی یک یا دو کتاب را مصور کنم و زمان کافی در اختیار داشته باشم تا برای خلق این آثار سنگ تمام بگذارم.
عدهای میگویند، هنرمندان ژاپنی پس از این که به ثروت و درآمد خوب دست یافتند، به خلق آثار کیفی میپردازند، اما این امر به طبیعت و روحیات هر هنرمند وابسته است.
باید به این مساله توجه کرد که برای خلق آثار خوب نیازی به ثروت فراوان نیست، اما این امر وابسته به شرایط تضمین شده در زندگی فرد است. نیازی به بیان نیست که وقتی من از گرسنگی مشرف به موت هستم، نمیتوانم با ناشرم بر سر حق و حقوقم در تولید یک کتاب خوب، مصالحه کنم.
سیزو تاشیما (تصویرگر - ژاپن)
مترجم: معین مهدوی