اشکال کار کجاست؟ آیا حقیقا جنگ، با وجود چهره کریه و نفرت انگیزش، در نظر متولیان «تئاتر جنگ»، واژهای محبوب و ارزشمند است که تئاتر ضد جنگ را ضد ارزش میدانند؟ یا اساسا آنچه به عنوان تئاتر ضد جنگ ارائه شده و میشود در اصل تئاتر ضد ارزش است و نه تئاتر جنگ؟ و در اصل، اشکال اصلی در انتخاب غلط واژههاست؟
فرض دوم، یعنی انتخاب نادرست واژه «تئاتر ضد جنگ» به نظر صحیحتر میرسد. چرا که متولیان «تئاتر جنگ» و به قولی «تئاتر مقاومت» و «دفاع مقدس» بعید است که واژه «منفور» جنگ را «زیبا» و تئاتر «مبلغ جنگ» را «ارزشمند» بدانند. چرا که آنچه به عنوان تنفر عمومی از جنگ بیان شد امری است فطری نه قراردادی که بتوان با اعمال سیاستی خاص، هنرمندانی را به بیان خوبیهای جنگ تشویق و کسانی را از ذکر بدیهای آن نهی کرد؟
با نگاهی حتی سطحی به واژههای «تئاتر مقاومت»، «تئاتر پایداری» و «تئاتر دفاع مقدس» به راحتی میتوان پی برد که متولیان امر، با انتخاب چنین واژههایی به جای تئاتر جنگ در واقع در صدد توجیه نمایشهایی برآمدهاند که به هر شکل مبلغ جنگ 8 ساله و البته منعکس کننده افتخارات و ارزشهای سالهای دفاع مقدس بودهاند. کما اینکه جنگ 8 ساله ما نیز در مقطعی، از شعار معروف جنگ، جنگ تا پیروزی، به دفاع مقدس تغییر واژه داد!
البته شکی در این نیست که جنگ تحمیلی، برای ما در اصل نوعی مقاومت و دفاع مقدس محسوب میشد و انتخاب واژههای تئاتر مقاومت، تئاتر پایداری و... نیز از آنجا که منعکسکننده سالهای دفاع مقدس و پایداری هستند درست و بجاست.
اما بحث بر سر این است که چرا وقتی نمایش یا نمایشنامهای در خصوص سالهای جنگ تحمیلی، به تجلیل از عملکردمان در خصوص جنگ میپردازد تئاتر مقاومت نام میگیرد، اما هنگامی که در مقام نقد و بیان معضلات آن برمیآید تئاتر ضد جنگ محسوب میشود؟ چرا تکلیفمان را با واژه دفاع و جنگ روشن نمیکنیم؟
اگر براساس آنچه گفته شد و همه میدانیم، جنگ 8 ساله ما نوعی دفاع بوده است و نه جنگ، پس هر گونه اثری که به این دوره و یا تبعات و بازتابهای آن بپردازد به نوعی تئاتر دفاع و پایداری است. حال چنانچه در صدد تفکیک و مرزبندی بین موضوعات مختلف این گونه از تئاتر باشیم میتوانیم آن گروه از آثاری را که در مقام تایید و تجلیل و تکریم دفاع برمیآیند، تئاتر مقاومت و آنان را که به نکوهش دفاع میپردازند تئاتر ضد دفاع و ضد مقاومت بخوانیم نه ضد جنگ! چرا که گفته شد تئاتر ضد جنگ مقبول فطرت است اما تئاتر ضد دفاع، منفور و مذموم.
2 - اکنون، با جای گزینی واژه تئاتر ضد دفاع به جای ضد جنگ، این سوال پیش میآید که آیا آثاری که تاکنون با برچسب تئاتر ضد جنگ ضد دفاع مورد بیمهری و کم توجهی قرار گرفتهاند حقیقتا دفاع و مقاومت 8 ساله ملت ما را در مقابل تهاجم دشمن، زیر سوال بردهاند؟ آیا آنچه به عنوان مضمون اصلی در این گونه از نمایشها، دستمایه کار قرار گرفته است نکوهش جنگ خانمان برانداز است؟ یا مذموم شمردن دفاع شرافتمندانه؟ اگر نکوهش جنگ باشد که نسبت دادن واژهای «ضدجنگ» برای آن مناسب بوده و چنین کاری علاوه بر برانگیختن اقبال عمومی، شایسته تقدیر است. اما چنانچه دفاع و مقاومت را مذموم شمرده و مصداق حقیقی واژه ضد مقاومت باشد البته مستحق بیمهری و کمتوجهی است!
هر چند به گمان نگارنده، بعید به نظر میرسد که هنرمند این آب و خاک از آنجا که فرزند زمانه خویش است و قرار است نگاهی منصفانه و البته فراتر از نگاه عامه مردم به مسائل پیرامون خود داشته باشد، دفاع و مقاومت هم نسلان، یا پدران و حتی اجداد خود را در مقابل تهاجم دشمن خارجی مورد نکوهش قرار دهد! با این ادعا، به جرات میتوانم بگویم که نه در زمانه اکنون که هنوز چند سالی از آن روزهای آتش و خون فاصله نگرفتهایم و نه در هیچ زمان دیگری در آینده، قلم و بیان و حتی احساس هنرمند این مرز و بوم به خلق اثری، مستحق واژه ضد مقاومت و دفاع آلوده نخواهد شد!
آنچه تاکنون تحت چنین عنوانی ارائه شده، یا اعلام انزجار از ماهیت جنگ به عنوان پدیدهای خانمان سوز بوده است (تئاتر حقیقتا ضد جنگ) که البته دستمایه و مضمونی است جهان شمول و حدیث مکرر، یا به نوعی تنها به نقد و نه نفی دفاع و مقاومت 8 ساله کشورمان پرداخته که جای تامل دارد!
3 - بر هیچ انسان فرهیختهای پوشیده نیست که در یک جامعه پویا، نقد نوعی عملکرد به طور مثال: دفاع از کیان یک مملکت با نفی آن متفاوت است. از قضا چنین جامعهای، برای اثبات پویایی خود، فضای نقد عملکرد خویش را همواره باز گذاشته و به استقبال از چنین نگاه موشکافانهای میرود. بدون آن که نگران زیر سوال رفتن ماهیت عمل و از دست رفتن ارزشهای عملکرد مردانش باشد.
دفاع 8 ساله از مرز و بوم کشور اسلامیمان، عملکردی نیست که توسط هیچ هنرمندی اهل این آب و خاک، هر چند ظاهر بین و غیرمنصف، ماهیتا مورد سوال قرار گیرد و مورد نکوهش و نقد! اما فضا برای پرسش از چگونگی دفاع و نقد نحوه عملکرد دفاعیمان همواره میباید باز باشد. این نقد عملکرد به معنای نادیده گرفتن ارزشها نیست. بنابر این به دور از انصاف است که تئاتر ضد جنگ و تئاتر نقد کننده دفاع و مقاومت را تئاتر ضد ارزش بنامیم و به سرکوب کردن و محدود ساختن دامنه آن اقدام کنیم!
چه بسا فضای تیره و سیاهی که هم اکنون بر نمایشهای به اصطلاح ضد جنگ و به قولی ناقد دفاع و مقاومت سایه افکنده، بازتاب همان سرکوبها و محدودیتهایی باشد که از سوی متولیان امر بر چنین تئاتری اعمال میشود.
4 - حساسیت نسبت به مسائل پیرامون جامعه از ویژگیهای روحیه هنرمندی است. این ویژگی اکتسابی و آموختنی نیست. حتی نمیتوان به هنرمند تحمیل کرد که نسبت به چه مسائلی حساس باشد یا از کدام دریچه به اطراف بنگرد. بنابر این آنچه که از قلم و بیان هنری وی تراوش میکند، باز خورد وقایعی است که پیرامون او را احاطه کرده است. محدود کردن مضامین و یا خطکشی در اطراف پارهای مسائل، از ترس زیرسوال رفتن ارزشها، راه به جایی نخواهد برد!
این حساسیت هنرمندانه را البته چنانچه بدون اغراض شخصی و سیاسی و... به کار گرفته شود. شاید بتوان به نوعی آیینگی تشبیه کرد. بنابر این محدود کردن و در تنگنا گذاشتن هنرمند حقیقت بین به معنای تعیین تکلیف برای آینه است! مثل این است که به آینه بگوییم: تصاویر خوب و مقبول را ببین و نشان بده. اما از بازگو کردن بدیها و معایب، صرف نظر کن وگرنه به جرم نمایش زشتیها، محکومی که شکسته شوی! اگر به درستی عملکردمان در دفاع 8 ساله اطمینان داریم نباید هراسی از نقد و سوال داشته باشیم اما چنانچه خود نیز به ضعفهایی معتقدیم که هستیم چرا آنها را در آینده اثر هنری برآمده از احساس هنرمند خودی نبینیم؟ چرا هنرمند خودی را بدون شک، که دلسوزانه به نقد و نمایش کاستیها میپردازد محدود کنیم در حالی که میدانیم بیگانگان، همان ضعفها را با استفاده از امکانات و ابزارهای بیشمار خود، مغرضانه و با بزرگنمایی، تحویل خودمان میدهند؟
به جای برچسب زدن به آینه و محکوم کردن آن به نمایانگر ضد ارزشها، فضا را طوری هوشمندانه باز کنیم که مخاطبان، خوبی و بدی و زشتی و زیبایی را در قاب یک اثر هنری، در کنار هم ببینند. خوب میدانید که زیبایی و خوبی و ارزش در کنار زشتی و بدی و ضدارزش ماهیت حقیقی خود را آشکار میکند. البته به شرط آنکه اثر هنری نیز یک سویه، تنها به انعکاس زشتیها و بدیها نپرداخته باشد و حقیقتا همانند آینه صیقلی و صاف حقایق را خوب و بد در کنار هم ارائه کرده باشد!
از گفتن حقایق و نقد و سوال نترسیم. فضا را باز کنیم. ارزشها، چنانچه حقیقتا ارزش باشند، در هر شرایطی، چهره زیبای خود را نشان خواهند داد.
ما امروز، در تئاتر دفاع مقدس بیش از تولید آثار متعدد تبلیغ کننده ارزشها! به مخاطب این گونه از تئاتر نیاز داریم! و مخاطب واقع بین و حقیقت جو نیازمند فضای باز هنری است تا گوش و چشم و احساس و ادراکش خریدار اثر باشد.
به هنرمندان خود اعتماد کنیم و بپذیریم که تئاتر ضد ارزشهای دفاع مقدس برآمده از سرپنجه هنرمند این آب و خاک وجود ندارد.
سید حسین فدایی حسین