حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
نتیجه فلسفی: کنفرانس جایی است که در آنجا میشود حرف زد. اگر خوب حرف زده شود یا حرف خوب زده شود، کنفرانس خوبی از آب درخواهد آمد.
در میان حرفهای خوب زیادی که در این کنفرانس مطبوعاتی زده شد؛ معذلک پارهای از روزنامههای اصلاحطلب، از بین تمام حرفهای مهمی که میتوانست تیتر یک صفحه اول شود؛ این مطلب قرص و محکم را خیرخواهانه، از قول میرحسین موسوی تیتر درشت کرده بودند که: "گشتهای ارشاد را جمع خواهم کرد."
استدلال مخالف: از آنجا که مثل سایر خبرنگاران حاضر در کنفرانس مذکور، ما نیز حق نظر داریم و نظر هرکسی هم بلاشک محترم میباشد؛ لهذا به عنوان مشاوره مجانی دوستانه هم که حساب کنید، عرض میکنیم که به نظر صائب ما نباید گشتهای ارشاد را جمع کنید. عجالتا فقط دو دلیل اسطقسدار خود را که مو، لای درزشان نمیرود مگر چطور بشود به طور فشرده بهشرح و بسط زیر اعلام میداریم. حالش را ببرید:
1- گشت داریم تا گشت: اصولا ما دو جور گشت داریم. یک نوعش "گشت خزان" است که همیشه بوده و شاعر هم با اشاره به آن فرموده: گشت خزان نوبهار من، بهار من / رفت و نیامد نگار من، نگار من.... و الی آخر." خب البته این نوع گشت چون بوی خزان میدهد و برگریزان، خیلی خوب نیست و اگر نباشد، بهتر است. اما نوع دیگر گشت که بوی بهار میدهد،"گشت ارشاد" میباشد که چون بیشتر با فصل بهار و تابستان (و کلا هوای گرم) گره میخورد؛ در حقیقت به آن "گلگشت ارشاد" هم میتوان گفت. در هوای گرم فقط کولر نیست که لازم است. حضرت مولانا هم در جایی به این نوع گشت آگاهانه و حکیمانه، مختصر اشارتی دارد و معتقد است که حتی آدم حکیمی همچون "دیوژن" نیز اهل گشت بوده است. آنجا که میگوید: دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر......و الی آخرش که خودتان بهتر میدانید.
2- گشت ارشاد و گردشگری: اجتماع انسانی نیز همچون طبیعت بکر و بیزبان اطراف، از برای خودش دارای یک نوع اکوسیستم خاص میباشد که طی وطبق آن، خیلی از چیزها به خیلی از چیزهای دیگر ربط پیدا میکند. هرچند که کسی هم پیدا شود وقائل به ربط نباشد. به عنوان مثال اگر که همین ارتباط ماهوی موجود میان گشت ارشاد و صنعت گردشگری(توریسم سابق) را یک واکاوی سریع و عمیقی بفرمایید؛ شدیداً ملاحظه میفرمایید که این دو مقوله، نه تنها بیربط نیستند که کلی هم به یکدیگر ربط دارند. ریش هر دو عبارت از واژگان دلنشین "گشت و "گردش" گرفته شده است که هر دوشان به یک مفهوم و معنا میباشند. فلذا وقتی که گشت باشد، گردش هم هست. هر گردشگری، اعم از خودی و بیخودی (یعنی داخلی و خارجی) احتیاج مبرم به ارشاد و راهنمایی به جاهای مختلف دارد. نمیتواند بیچاره پرسان پرسان برود وزارت ارشاد که...! باید در سر همان خیابانی که وی در حال گردش است، یک گشت ارشاد هم باشد که بهطور سیار در خدمت باشد و بلافاصله او را بشدت ارشاد نماید.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....