بررسی نقش بهداشت روانی در کیفیت آموزشی دانش آموزان
بهداشت روانی از جمله علومی است که هرمعلم باید برای کمک به رشدصحیح دانش آموزان خود و تامین سلامت روانی آنها از آن آگاهی داشته باشد
کد خبر: ۲۴۴۳
بهداشت روانی از جمله علومی است که هر معلم باید برای کمک به رشد صحیح دانش آموزان خود و تامین سلامت روانی آنها از آن آگاهی داشته باشد. هر یک از دوره های تحصیلی برای فراگیران با فشارها و سختی هایی همراه است که ناگزیر بر کیفیت سازگاری و بهداشت روانی آنها اثر می گذارد. وظیفه مشترک خانواده و مدرسه ، فراهم آوردن فرصت های مناسب تربیتی و آموزشی برای پرسشگری ، طرح مساله و یافتن راه حل ، تجربه عملی با وسایل و تجهیزات و ایجاد فرصت های فعالیت مشترک گروهی با سایر دانشآموزان است.کودک در سالهای اولیه دبستان بویژه در حدود9 سالگی از حافظه ای بسیار قوی برخوردار است . خانواده ها باید به منظور کمک به رشد ذهنی کودک دبستانی ، بافراهم آوردن محیطی آرام و بدون اضطراب برای حفظ کردن و یادآوری و نیز ایجاد فرصتهایی برای تفکر و بیان محتوای کتابهای درسی و فعالیت های پیش بینی شده ، در فرآیند تدریس و یادگیری به او کمک کنند.ورود دانش آموزان به مدرسه ، گام نهادن به دنیایی جدید است که ارتباطاتی گسترده را از طریق گروه های مختلف همسالان ، معلمان و مربیان برای او فراهم می آورد. مدارس و مربیان آن باید با آگاهی از روان شناسی رشد و نقش گروهها در تکامل شخصیت اجتماعی ، در کودکان فرصت های مطلوب شکل گیری گروه همسالان را فراهم آورند و با برنامه ای هوشمندانه و ظریف ، شرایط تعامل سازنده برای کودکان را ایجاد کنند.متخصصان بهداشت روانی ، تامین نیازهای جسمانی بویژه برای کودکان دبستانی را مورد تاکید قرار می دهند و معتقدند که سلامت جسمانی ، سنگ بنای سلامت روان کودک است.همان گونه که تامین نیازهای جسمانی کودک با سلامت جسمانی او ارتباطی تنگاتنگ دارد، ارضای نیازهای روانی - اجتماعی او نیز سلامت روانی اش را تامین میکند.کودک نیازی مبرم به حرکت و فعالیت دارد تا مهارت هایی را در خود پرورش دهد و ابراز وجود کند و در نتیجه بر اعتماد به نفس خویش بیفزاید. او در دبستان دارای انگیزه و اشتیاق و علاقه وافری برای یادگیری و کنجکاوی است و مدرسه و معلم موظفند تا با ایجاد فرصت های مناسب و خلاق ، نیاز به کنجکاوی را در او برآورده کنند.ایجاد فضای صمیمی و گرم و دوستانه در مدرسه و کلاس درس و پذیرش کودکان آن گونه که هستند و ارائه فعالیت های آموزش و یادگیری با روشهای شوق انگیز و توام با محبت و احترام ، وظیفه معلمان در تامین نیازهای کودکان است و این رفتار درباره کودکان محروم از آموزش پرمهر مادر باید به مراتب قویتر باشد.از آنجا که انسان موجودی اجتماعی است و دبستان تقریبا برای اکثریت کودکان ، نخستین و مهمترین کانون زندگی اجتماعی گسترده است ، معلمان و مربیان مدارس باید در کمک رسانی به کودکان و فراهم آوردن زمینه ای برای ایجاد رابطه و سازگاری کودک با دیگران کوشش کنند. فرصت عضویت در گروه همسالان ، راهی مطلوب برای ارزیابی کودک به وسیله خودش در میان اعضای گروه است . همچنین میل به فعالیت و کار و زندگی اجتماعی از نیازهای مهم روانی کودک دبستانی است.دوره اول نوجوانی از12 تا15 سالگی ، همزمان است با تحصیل در مقطع راهنمایی . در این دوره از رشد با توجه به مشکلات فراوانی که خانه و مدرسه در زمینه برقراری ارتباط با نوجوانان دارند و نیز افزایش بزهکاری در میان نوجوانان ، باید در زمینه تامین بهداشت روانی آنها اقدامات لازم صورت گیرد.ترس ها و نگرانی ها از جمله مشکلات عاطفی نوجوان هاست . در بین تجارب عاطفی نوجوانان ، ترس و نگرانی آنها به دلیل آن که اغلب خیالی و غیرواقعی است ، باید کمتر مورد توجه قرار گیرد. اما به هر حال برای مقابله با ترس و نگرانی باید نخست ماهیت موقعیت ترس آور را کاملا شناخت و رابطه نوجوان را با محیط درک کرد.راهنمایی و مشاوره نوجوان در زمینه های تحصیلی ، شغلی و کمک به حل مسائل و مشکلات فردی یکی از کارآمدترین راههایی است که معلمان و مدارس برای رفع مشکلات مربوط به ترسها و نگرانی ها در نوجوانان می توانند از آن بهره گیرند.روان شناسان و صاحب نظران بهداشت روانی معتقدند که وضعیت فیزیکی و شرایط روانی خانه و مدرسه ، تاثیر عمیقی بر میزان و شدت خشم نوجوان دارد.حسادت نیز از جمله عواطف و هیجاناتی است که ابتدا در خانه نسبت به خواهر و برادر بروز می کند و در صورت اعمال تبعیض بین فرزندان از سوی والدین ، تشدید میشود.محیط مدرسه و روشها و رفتارهای معلمان و مربیان و مدیران مدارس در صورتی که حاوی مقایسه غیراصولی و غیرمنصفانه بین نوجوانان باشد، حسادت را تشدید میکند.دوره اول نوجوانی )مقطع راهنمایی ( معمولا دشوارترین زمان برای نوجوان است . در پژوهشی که سال 1358 روی 4 هزار نوجوان 12 تا15 ساله انجام شده است ، نوجوانان نگرانی های خود را در مواردی از جمله روشهای مطالعه ، مردودی ، افت تحصیلی و دیگر زمینه های درسی بیش از بقیه مسائل بیان داشته اند.اگرچه پرورش روحیه معنویت و اعتقاد به خدا از خانه و از ابتدای تولد آغاز می شود؛ اما معلمان و مربیان در مدارس می توانند نقشی بسیار تعیین کننده در ایجاد و تعمیق این باورها یا تخریب روحیه معنویت گرایی در نوجوانان داشته باشند.کودکان و نوجوانان در همه مراحل زندگی خویش نیاز به احساس ارزشمندی دارند. هر اندازه این نیاز کمتر برآورده شود، سازگاری نوجوان بیشتر به خطر می افتد؛ به گونه ای که احساس ارزشمندی کودک و نوجوان ، امکان رسیدن به استقلال فکری و عملی را در آنها فراهم میآورد.معلمان و اولیای مدرسه می توانند نوجوانان را در این راه یاری رسانند. چنانچه نیاز دانش آموز به دوست داشتن و مورد احترام و شناساییقرار گرفتن ازطریق برنامه های هدفدار مدرسه و روشهای خلاق آموزش و یادگیری تامین شود ما دیگر نیازی به بروز رفتارهای نابهنجار، به منظور جلب توجه دیگران نیست.به وجود آوردن زمینه های خودشناسی و تکوین شخصیت در دانش آموزان با رعایت موارد زیر می تواند در ایجاد بهداشت روانی موثر باشد:بحث و گفتگوی معلمان و مشاوران مدرسه با دانش آموزان درباره مشکلات و راههای برطرف کردن آنها یکی از راههای اساسی دست یافتن به خودشناسی در دانش آموزان است.پرورش روحیه نظم ، تقویت روحیه حقیقت جویی ، تعقل و تفکر و پرورش روحیه مقاومت در برابر تبلیغات سوء فرهنگی و ضد اجتماعی از طریق دادن آگاهی های درست و تامین رشد استقلال فکری در دانش آموزان با روشهای مناسب از دیگر راههای تامین بهداشت روانی در مدارس است.ظاهرا مهم ترین هدف مدارس ایجاد امکانات مقابله و مبارزه با مشکلاتی است که بر سر راه تحقق خواسته های آموزشی وجود دارد. مشکلات تربیتی دانش آموزان که سرچشمه بسیاری از تنشها و درگیری های رایج بین والدین و فرزندان و معلمان و دانش آموزان است و باعث تحقق نیافتن بهداشت روانی می شوند، عموما آموختنی هستند و دانش آموزان آنها را در محیطهای خانه و مدرسه و جامعه به صورت مستقیم و غیرمستقیم از دیگران فرا میگیرند.از این رو مدرسه باید به گونه ای باشد که دانش آموز در آن احساس شادی کند و دریابد که آموزش و دانستن ، خود موجب شادی و سرزندگی است.شیوه رفتار معلمان نیز عامل دیگری است که می تواند بر حل یا تشدید مشکلات دانش آموزان تاثیر جدی داشته باشد. خودداری معلم از تنبیه و تحقیر و خشونت و بدرفتاری با دانش آموزان بویژه در دوران بلوغ می تواند از بروز مشکلات پیشگیری کند و آگاهی معلمان از خصوصیات سنی و ویژگی های رشدی دانش آموز و در پیش گرفتن رفتار متناسب با آن می تواند از شکل گیری رفتارهای زیانباری چون اضطراب ، پرخاشگری ، نافرمانی ، بی انضباطی ، افسردگی و... در آنها جلوگیری به عمل آورد.