در ایران رسم است که دختر بله نهایی را بگوید اما انگار این فقط ظاهر ماجراست چون برای بله گفتن افراد زیادی از پشت پرده داستان را هدایت میکنند. پس برای داشتن زندگی زیبا ابتدا باید از هفت خوان خانواده گذشت چون پیش از عروس این اعضای خانواده هستند که حرف اول و آخر را میزنند. البته این مساله شامل حال آن دسته از دخترخانمهایی که حرفشان را به هر قیمتی به کرسی مینشانند، نمیشود ولی آنان که گوش به فرمان خانواده هستند، بیشک این جملات را تایید میکنند. برای این جور دخترها روز بله برون روز سرنوشتسازی است چون تصمیم جمعی خانواده باید به کرسی بنشیند.
داستان با آمدن خانواده داماد به خانه دختر شروع میشود و طبق رسم این قبیل مراسم ساعات اولیه جلسه با بررسی وضع هوا و خاطرات گذشته همراه میشود. در این لحظات است که دل در دل دختر و پسر نیست چون آنها دوست دارند هر چه زودتر بزرگترها سر اصل مطلب بروند. اما بالاخره پس از انتظاری طولانی بزرگترها سر اصل مطلب میروند و این اصل مطلب بحث بر سر مهریه است.
داستان چانه زدن بر سر مهریه از آن داستانهایی است که کمتر کسی با آن ناآشناست. در مراسم بله برون بحث بر سر تعیین میزان مهریه آنقدر بالا میگیرد که گاه ساعتها زمان هدر رفته و بیشتر وقتها انبوهی از کدورت بر جا میماند.
چانه بیچانه
بحث بر سر مهریه که داغ میشود مثل اینکه همه به وجد آمده باشند، از هر سو نظری ارائه میشود و این خانواده داماد است تا در رقابتی سخت معامله را به سود خود تمام کنند. در این رقابت البته خانواده دختر نیز دستبردار نیستند و بسختی بر خواستههای خود پافشاری میکنند. در این لحظه است که بیشتر حضار از کوره در میروند چون معمولا خانواده دختر و پسر با هم به تفاهم نمیرسند.
در این میان برخی از دخترها هستند که به خاطر به درازا کشیدن مراسم یا به خاطر تمام شدن غائله از موضع خود پایین میآیند و داغ مهریه بالا را بر دل خانواده خود میگذارند. اما هستند کسانی که آرزوی داشتن مهریهای رویایی را با هیچ چیز عوض نمیکنند و همچنان بر موضع خود پافشاری میکنند. در این هنگام است که اگر خانواده داماد از اقشار متوسط جامعه باشند، عنان از کف میدهند و مبلغ بالای مهریه را تاب نمیآورند.
اما کلید حل مشکل باز هم به دست دختر است چون اگر او بخواهد میتواند هم خانواده خود و هم خانواده پسر را راضی نگه دارد.
شیربها کی از مد میافتد
اما امان از شیربها، معلوم نیست این رسم بالاخره کی از مد میافتد. البته برخی از خانوادههای ایرانی این مبلغ را که در اصل به مادر عروس اختصاص دارد با ترفندی نهچندان تازه به خرید چند کالا از سوی پسر تبدیل کردهاند که این نیز خود از دلواپسیهای خانواده داماد است.
در این شیوه، خانواده عروس تهیه 3 یا 4 کالای اساسی زندگی را به عهده پسر میگذارند تا هم شیربهای دریافتی را در بهترین راه خرج کرده باشند و هم کمی از بار خرید جهیزیه را بر دوش پسر بگذارند. البته اگر 2 خانواده همفرهنگ با هم وصلت کنند مشکلی به وجود نمیآید، اما کدورتها آن زمان شروع میشود که 2 خانواده از دو سوی ایران با هم قصد فامیل شدن داشته باشند.
مهریه ؛ نشانی از مهر
حالا با تمام این کشمکشها، 2 فامیل با هم وصلت کردهاند، اما آن چیزی که باقی است خاطرات این وصلت است. دور نیستند کسانی که هنوز بعد از چند دهه زندگی، یاد خاطرات گذشته میافتند و با یک آه کشیدن از آن روزها یاد میکنند.
اما واقعیت این است که مهریه نشانی از مهر مرد به زن است و همین مهر و عاطفه است که زن و مرد را در تلاطم زندگی هدایت میکند. این همان مفهومی است که اسلام نیز به آن اشاره دارد.
مهر که به آن صداق هم میگویند، عطیه و پیشکشی است که مرد در قبال ازدواج به زن خود میدهد و پرداخت آن باید توام با رضایت، صداقت و صفا باشد. چنانکه قرآن کریم نیز به مردان امر میکند که صداق زنان خود را با رغبت و رضایت بپردازید. از آنجایی که هدیه مرد نشانه راستی علاقه و رضایت اوست، به آن صداق هم میگویند و نکته قابل توجه دیگر در تعریف مهر این است که برخی آنرا هدیه خداوند به زنان نیز میدانند.
فلسفه مهریه در اسلام
هرچند فلسفه اصلی مهریه ابراز محبت و افزایش عشق همسری است، اما اینک در جامعه به ابزار فخرفروشی و خودبرتربینی تبدیل شده است. درباره فلسفه و جایگاه مهریه در اسلام باید گفت که وجود مهریه موجب میشود که مرد، زن را دارای ارزش بیشتری دانسته و شخصیت حقوقی او را در اسلام بداند؛ همچنین زن احساس میکند که به طور رایگان و بدون هیچ قید و شرطی در اختیار مرد قرار نگرفته، بلکه تمکین او در برابر مرد، بر پایه قوانین محکم و احکام خاصی است که موجب اعاده حقوق اصلی او میشود.
همچنین در فلسفه مهر آمده است که چون زن به خاطر جسم ظریف و روح حساسش نمیتواند مانند مرد در فعالیتهای اجتماعی سنگینتر شرکت کند و به همین علت کمتر به کسب و تجارت مشغول است، مهر میتواند پشتوانه اقتصادی مناسبی برای او باشد.
البته باید توجه داشت که ازدیاد علاقه، جواز افزایش مقدار مهریه نیست، زیرا همانطور که تعیین مهریه ارزشمند است زیادی بیش از حد آن نکوهش شده است. هرچند مهریه خیلی کم نیز نهی و توصیه شده است درحدی نباشد که اعتبار و حیثیت زن را پایین آورد.
مهر معقول، علاقه زیاد
در اسلام سفارش شده است که باید مهریه زنان به گونهای باشد که مرد بتواند با طیب خاطر و رضایت قلبی آنرا بپردازد و هیچگونه فشار مالی یا روحی بر مرد وارد نشود...
البته اگر دلیل افزایش مهریه را نوعی وثیقه مالی مرد برای زن و وسیله اطمینان فکری او در برابر خطرات احتمالی و مشکلاتی که مرد برایش فراهم میآورد بدانیم، نظریه درستی نیست.
در این میان همانطور که کم بودن مهریه در احادیث نشانه برکت و خوش یمنی قدوم زن به خانه مرد شناخته شده است و باعث بالا رفتن فضیلت و ارزش معنوی او میشود، سنگینی مهریه هم مورد نکوهش قرار گرفته و در روایات از آن به عنوان بدیمنی و شومی زن نام برده شده است. اما متاسفانه، این روزها شاهد افزایش بیرویه مهریه هستیم. بعضی از افراد، اموری مانند مهریههای سنگین، جهیزیههای بالا و تجملات زندگی را مایه تفاخر و خودبرتربینی قرار دادهاند و تصور میکنند این امر باعث تداوم استحکام زندگی میشود. در حالیکه شرع و عرف، تقوا و پاکدامنی را عامل برتری و بزرگی میشمارد.
مهریههای سنگین نه تنها باعث تداوم زندگی نشده است بلکه شاهد افزایش آمار طلاق هستیم و از سوی دیگر مهریههای بالا باعث بالا رفتن سن ازدواج شده است.
امروزه به هنگام مشخص کردن اندازه مهریه با جمله «مهریه را که داده و که گرفته!!! » تلاش میکنند آن را امری تشریفاتی نشان دهند. در حالیکه پرداخت مهریه زن وظیفه مرد است و زن حق دارد آنرا طلب کند. حتی قانون مدنی ما هم این اجازه را به زن داده است که قبل از دریافت مهریه در برابر مرد تمکین نکند.
اما اینکه زنان جامعه ما از دریافت مهریه خودداری میکنند، به علت علاقهای است که نسبت به شوهر و زندگی خود دارند و آنرا عاملی برای تحکیم بیشتر عشقشان میدانند که البته این نگرش مثبت زن هیچگاه برای مردان دلیل نمیشود که خود را بدهکار ندانند.
هر چند هنگام طلاق و جدایی، پرداخت مهریه به زن موجب آسایش نسبی در اداره امور زندگی میشود، ولی نکته حائز اهمیت این است که اصل مهریه برای قبل از طلاق است و فلسفه واقعی آن این است که همان زمانیکه زن در کنار همسرش زندگی می کند مهریه به نشانه صداقت و درستی علاقه مرد به او تقدیم شود.
پولدارها ارجح نیستند
نکته دیگر اینکه مهریه زنان بیانگر جایگاه اجتماعی زنان نیست تا بگوییم دختران تحصیلکرده و ثروتمند باید مهریه بیشتری دریافت کنند. اساسا اگر دختران متمکن و تحصیلکرده حاضر شوند که با مهریه کمتر به خانه مرد قدم بگذارند، همین امر موجب بالا رفتن وجهه اجتماعی و احترام آنها میشود و نشانگر بالا بودن میزان فهم و درک آنان است. در غیر اینصورت میتوان گفت که زن میخواهد مدرک تحصیلی خود را با مبلغ یا ملکی بهنام مهریه به شوهرش بفروشد یا در برابر او و مردم فخرفروشی کند و این امر با اصل و هدف ازدواج مغایرت دارد؛ سعادت و قربی که باید در پناه یک زندگی آرام و با سکونت و آرامش او در کنار یک زن فهمیده و خداشناس تحقق یابد ، نه در زندگیای که معیار ارزش آن، مادیات و امور دروغین و غیرواقعی باشد.
حرف آخر
و اما حرف آخر، لطفا دختر و پسرها عاقل باشند و به چیزهای زودگذر اهمیت ندهند. در ضمن لازم است دخترها بدانند که از مهریه مهمتر شروط ضمن عقد است؛ چرا که به جای مهری که بیشتر پسرها توان پرداخت آن را ندارند، این شروط میتواند راهگشای زندگی باشد. این شرطها البته طیف گستردهای از اجازه ادامه تحصیل تا حق کار و مسافرت را دربرمیگیرد. برای همین است که ما معتقدیم دخترخانمها نباید به هر قیمتی بله بگویند.
مریم خباز