در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مدید مدتی است که دلباختگان عرصه هنر، در فراق محبوب ازلی، به نجوا با قلم شکسته و الفاظ دلفریب و دلی آکنده از آرزوی دیدار، گلایه خویش را بر گوش عالم بر میخوانند و چون شمعی پرفروغ، مسیر در پیش را منور میکنند. بدان امید که بر مکر فلک مستولی گشته، نسیم وصل را به جان خویش بشارت دهند.
فلک را غیر از این خود نیست کاری
که یاری را جدا سازد ز یاری 1
کاتب سرمدی
«در میان همه هنرها، خوشنویسی را میتوان مهمترین نمونه تجلی روح اسلامی به شمار آورد که خود قرآن نیز بر اهمیت نوشتن تاکید کرده است. 2
بسمالله الرحمن الرحیم / ن / والقلم و مایسطرون 3
«اختراع خط به حدی مهم است که برخی آن را در ردیف لغت قرار داده و انسان را دارای دو زبان یکی زبان بیان و دیگری زبان بنان دانستهاند؛ چه خط معانی را از راه چشم ابلاغ میکند و لغت معانی را از راه گوش و با این کیفیت، هر دو به وسیله ابلاغ معنانی میکنند. مضافا این که خط [مکتوب] وسیله ابلاغ معانی نسبت به دور و نزدیک است و لغت [الفاظ شفاهی] فقط میتواند نسبت به نزدیک معانی را ابلاغ کند.»4
«اگر خط نبود افکار سلف به خلف نمیرسید و با این حال، سلسله افکار منقطع میگردید و تمدن رو به کمال نمیرفت.5
در اولین سوره نازل شده (علق 43)، خداوند قادری متعادل توصیف شده است که انسان را به وسیله قلم آموزش داد و در سوره قلم، سوگند اینگونه آغاز میشود: «نون« »و قسم به قلم و آنچه مینویسد.»6
موضوع «نوشتن» در سورههای دیگر قرآن نیز یافت میشود. «بل هو قرآن مجید فی لوح محفوظ؛ بلکه این کتاب قرآن بزرگوار الهی است که در لوح محفوظ حق نگاشته است.»(بروج 2122...)
بدینترتیب نوشتن دارای منشاء الهی است. حتی امروز نیز مسلمانان سرنوشت را «مکتوب( »نوشته شده) مینامند و در زبان ترکی به آن «آنچه با دست نوشته شده» میگویند و بدینترتیب در بسیاری از اشعار، خداوند «کاتب سرمدی» نامیده شده است.
بر این گواه، اول کاتبی که قلم و لوح بیافرید و به اراده خویش امر به کتابت بر لوح نمود حضرت باری تعالی است؛ تا آنچه از ازل تا ابد باید متعین شود به عینیت ظهور کرده، نظام آفرینش قرار یابد.
«قرآن علاوه بر سخن از راز و رمز قلم و لوح، تمام زندگانی انسان را تحتالشعاع پدیده «نوشتن» قرار میدهد. آیا خداوند فرشتگان را ناگزیر نکرد که چون کاتبان عمل کنند؟... کراما کاتبین (فرشتگان کاتب.)7
بر این اساس اصل کتابت و نوشتار در ساحت وجود علمی، توسط اراده خداوند صورت پذیرفت. اما به یقین منظور ما از کتابت و نوشتن در عرصه بروز و ظهور عالم شهادت است و کاتب را بر این معنی میشناسیم؛ آن کس که قلم به دست گرفته با مرکب بر صفحه بیاضی، کلمات را خوش بنگارد.
«حروف به گونهای اسرارآمیز با موجودات انسانی پیوند مییابند. چنین احساسی به دو طریق صورت میبندد. از سویی، انسان الفبایی عمده گزیده است که معنای آفرینش بدان وسیله بیان میشود. از سوی دیگر، چون خوشنویسان حروف را تعلیم میدهند، به موجودات انسانی شبیهاند. بنابراین، احتمال دارد حروف حالت روحی نویسنده را بازتابانند.8
باری، همانگونه که خلق عالم به اراده حضرت حق جل و علا باز میگردد، کتابت و فعل قلم بر لوح محفوظ نیز بر همان اراده استوار بوده و هست و خداوند است که فاعل مطلق قلمداد میگردد. هر کاتبی که بر سبیل تجلی قلم میراند، به یقین از فیض فاعل علیالاطلاق بهرهمند است از تعین اول الی النهایه` المخلوق، همه مکتوب حق بوده و هست. خود گوید و راز خود ز خود میشنود از ما و شما بهانه برساخته است.
کاتب اول
در سیر خلقی ایجاد، آغازگری که خلیفه حضرت باری تعالی است با عنوان انسان کامل، تکاملبخش و مبدع هر پدیدهای است که بر همین اساس میتوان گفت تمامی علوم الهی و هنرهای قدسی و در نهایت تجلیات ملکوتی از رای و نظر حضرت انسان کامل بهرهمندند.
دریای کهن چو برزند موجی نو
موجش خوانند و در حقیقت دریاست
«آدمیان زبده و خلاصه کائناتند و میوه درخت، موجوداتند و انسان کامل زبده و خلاصه موجودات آدمیان است. موجودات جمله به یک بار در تحت نظر انسان کاملند، هم به صورت و هم به معنی.» 9
با عنایت به نکات فوق در بررسی مدققانه ساحت خط و کتابت و خوشنویسی و با تکیه بر اقوال بزرگان دین و هنر، جامعه بلندپایه خوشنویسان از بدو حضور و دخالت دادن زیبایی در کتابت و مکتوب، پیوند این هندسه روحانی را که به قول افلاطون «الخط هندسه` الروحانیه ظهرت باله`الجمسانیه»` 10 است، با امداد از ملکوت عالم نقش بر صحیفه هستی نمودهاند.
سرمنشاء کتابت
در احوالات معنوی عرفا و علمای اسلامی، روشن است که اکابر وادی ریاضت و افاضل دریای مروت از بحر وجود پرفیض و پرسخاوت ذوات مقدسه بهره بردهاند و اعتقاد راسخ بر آن داشته و دارند که از سلسلهای از فرق مختلفه عرفانیه ختم به اولیای خاص حضرت باری خصوصا وصی پیامبر اکرم (صلی... علی و اله و سلم) نشود، آن فرقه و سلسله در طی مراتب سلوک دچار نقص و نقصان میگردند.
این طریقتها هر چند که به نامهای گوناگون خوانده میشود، وی درنهایت از یکجا منشعب شده و آن شخص بی مانندی چون امیرالمومنین، امام العارفین حضرت علی بن ابیطالبع است و چنان که اهل طریق میدانند هر طریقتی و هر سلسلهای که به آن امام همام ختم نشود از لحاظ اعتبار طریقتی خالی و ساقط میشود. 11
همه خوشنویسان اهل باطن از دور و نزدیک تاریخ، بر این باورند که خوشنویسی سنتی این دیار با سر سلسله کاتبان وحی و عنقای مغرب کتابت، همانا حضرت مولانا و مولی الکونین امام الموحدین، یعسوب الدین امیرالمومنین علی بن ابیطالب، روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمهالفداء، پیوند رازناکی با گذشته ایام و اکنون این مسیر به وضوح داشته است. بزرگی که قرآن ناطق است و به کلام معجز نظام خویش بارها با ندای «سلونی» همه حقطلبان وادی حیرت را متذکر رفعت و شوکت مقام ولایت مطلقه خویش نمود. قال النبی ص علی مع القرآن و القرآن مع علی: علی با قرآن است و قرآن با علی.
باشد تا دست توفیق پرده از باطن قرآن بردارد. رمز وجود حضرت ختمی مرتبت و علی بن ابیطالب عیهما السلام هویدا گردد.
جمیع العلم فی القرآن لکن
تقاصر عنه افهام الرجال 12
علی(ع) و اقوال خوشنویسان
«در تکاملیابی خوشنویسی ایران نقشی هر چه مهمتر داشته است. به روایت معتبر امام اول شیعیان و پسرعم و داماد رسول اکرمص حضرت علی بن ابیطالب نخستین فردی بود که به شیوهای شخصی خط معروف به کوفی (منسوب به کوفه) را نوشت و خوشنویسان بعدی تردیدی به دل راه ندادند که شجرهنامه خود را نسل پشت نسل، به آن حضرت برسانند همانگونه که سلطانعلی مشهدی در نامه شاعرانه خود اشاره کرده است: «شهرت قلم من مرهون نام علیع است» بدینترتیب خوشنویسی میان ایرانیان مقام و معنایی بس متعالیتر از نوشتن متون به خط خوش داشت»13
خوشنویسان به حرمت پیشه مقدس خویش که همان بهرهگیری مکتوب و کتابت از کلام و کلمه است متفقا دارای سلسلهای در طول تاریخ بودهاند و هر کدام به حسب شرایط و موقعیت خویش نام مستعاری را از بطن آن طایفه شریف بر خود مستعار میکردند و پشت در پشت از مراد و سرحلقه خوشنویسان بهره بردهاند و مراتب سلوک را با حفظ مراتب پی گرفتهاند و سخت بر این باورند که زینت کتابت و تجلی روح قداست از زمان نزول آیات نورانی قرآن کریم آغاز گشته است و شفاها رتبت الفاظ به قوت حنجر مقدس حضرت نبوی و مکتوبا رتبت نوشتار به ید مبسوط حیدر کرار در عالم قابلیت، حضور یافته است. «سوگند به نون و قلم و به عزت پیامبر امی که قلم جز به خاطر او آفریده نشد.» 14
باری، در طی مسیر پرفراز و نشیب سیر و سلوک عرفانی خط و تحمل ریاضات وافره در فراگیری خوشنویسی سنتی، علی علیهالسلام هادی راه و مراد حلقه شیفتگان بوده است که اکنون به تمسک بر مصادیق فراوان که ما بخش کوچکی از آن را تیمنا در قالب مقال ذیل عنوان میکنیم به جایگاه رفیع آن بزرگمرد در عرصه خوشنویسی سنتی اشاره مینماییم.
«همچنین باید به خاطر داشت که چندین تن از پیشگامان زمینه خوشنویسی با خواب دیدن حضرت علی علیهالسلام، نظیر میرعلی تبریزی (واضع خط نستعلیق) یا [به خواب دیدن] حضرت خضر علیهالسلام نظیر سلطانعلی مشهدی، شیخ حمدالله هدایت شدند و اینان [حضرت علی علیهالسلام و حضرت خضر رحمه`الله علیه] جهت و مسیر پیشرفت و تکامل شیوه آنان را بدیشان نشان دادند.» 15
«و اما خواجه جمالالدین یاقوت علیهالرحمه`، امیرالمومنین علیابن ابیطالب علیه الصلوه` و السلام را در خواب دید؛ فرمودند که قلم را محرف قط بزند؛ خط اوصافتر شد.»16
در اشارت حیرتآور نبی اکرم ص و علی مرتضی علیهالسلام در توصیه به کاتبین وحی و خوشنویسان زمان خویش در تاکید «قط محرف» نکاتی بس شگرف نهفته است که چنین مقالی نه جای آن است و طی توفیقی در مقالتی دیگر به آن خواهیم پرداخت.
«و چون مدتی بدین گذشت در زمان بنیعباس شخصی مقله نام، حضرت امیرالمومنین علی علیهالسلام را در خواب دید و از آن حضرت ارشاد یافت و در خط کوفی تصرف کرد و اندکی از تدویر در آن خط پدید آورد و مدت خویش گذرانید.»17
«قبل از آنکه خطوط متداوله بر روی کار آید و کارگاه عالم را چون این مرقع به جواهر خطوط و نقوش بدیعه بیاراید، خطی که دیده اولوالابصار را سرمهوار به وحی الهی و اوامر و نواهی رسالت پناهی روشنایی بخشید، خط کوفی بود و ارقام اقلام معجز نظام حضرت شاه ولایتپناه علیهالسلام در میان است که چشم جان را ضیاء و لوح ضمیر را جلا کرامت میفرماید.» 18
نه تنها حضرت ابوتراب علیه افضل الصلواه`المصلین سرسلسله و مقتدای همه خوشنویسان اهل باطن و هدایتگر اقلام محرم و پرشوکت آنان است، بلکه به شواهد متعدد تاریخی و متون کهن و قسمتی از شهودات بزرگان وادی حیرت حضرت ایشان از هنرمندان بزرگ و آغازگران این مسیر نورانی است؛ طریقی که پس از ظهور جسمانی پیامبر اکرم ص و نزول قرآن کریم، هنرمندان در واکنش به کلام پرصلابت وحی، دل در پیش داشتند و تدخیل زیبایی و عشق و مهر، علاقهمندی و بهرهمندیشان را در جان پروسعت کلمات بر خداوند خویش به بهانه ارسال آخرین رسل ابراز کردند.
«کوفی به جهت آن گویند که در کوفه پیدا شد و کسی که از همه نیکوتر نوشت حضرت شاه ولایت پناه علیبن ابیطالب علیهالسلام است، نقل آن کردن و مثل آن نوشتن امکان بشر نیست و به آن معجزه به جز از به جز چارهای نیست.» 19
تا در زمان بنی امیه خط کوفی استخراج کردند و مستخرج آن جماعتی از دانایان کوفه بودند... و چون در آن خط از اکابر و اشراف رغبت و اقبال مشاهده میشد خلایق در جودت و تحسین آن خط سعی تمام نمودند. تا نوبت به حضرت با نصرت، حضرت امیرالمومنین و امام المتقین علی بن ابیطالب رسید و آن حضرت این طایفه را به مرتبه کمال رسانیده، و هیچ آفریده مثل خط آن حضرت نتوانست نوشت چه در زمان او چه بعد از او.» 20
اشارات پیامبرص و حضرت علی ع به خوشنویسی
پس از ذکر شواهد و مصادیق اندک از بسیار که در کتب تاریخی و عرفانی به چشم میخورد و ما به قدر کفایت از ارجمندی و درخشش حضرتش بر تارک خوشنویسی سنتی سخن رانده و منظور میسر شد، لازم است که کلامی چند از لسان مبارک حضرت پیامبر و علی علیهماالسلام نیز در ترغیب و تشویق خطاطان و خوشنویسان ارائه شود تا به مقصود خویش که حساسیت و لزوم پرداختن به امورات باطنی خط در عین سعی و کوشش در کسب ظاهر و صورت زیبای آن است، نایل آییم:
«قال رسولالله صلیالله علیه و آله و سلم: الخط الحسن یزید الحق و ضحا، خط نیکو شدت ظهور حق را روشنتر میسازد.»
«قال رسول الله صلیالله علیه و آله و سلم: من کتب بحسن الخط
«بسمالله الرحمن الرحیم» دخل الجنه` بغیر حساب، هر کس که با خط خوش کتابت کند «بسم الله الرحمن الرحیم» را، وارد بهشت شود، بدون حساب.» 21
«قال رسول الله صلیالله علیه و آله و سلم: الخط نصف العلم: خط (نوشتن) نیمی از علم است.»
«قال امیرالمومنین و امام المتقین علی بن ابی طالب علیه السلام: اعلم، ان حسن الخط مخفی فی تعلیم الاستاد و قوامه فی کثره` المشق و ترکیب المرکبات و بقائه علی المسلم فی ترک المنهیات و محافظه` الصلوه` و اصله فی معرفت المفردات، بدان حسن خط پنهان است در تعلیم استاد، قوام و پختگی آن در زیادی مشق و ترکیب حروف مرکب است و حیات آن در مسلمان، ترک آنچه نهی شده و محافظت نماز است، و اصل خط در فهم مفردات آن است.»
«قال علی علیهالسلام: الخط لسان الید و بهجه` الضمیر: خط زبان دست و سرور دل است» و احادیثی ژرف و پرمغز که هر یک پرده از رموزات حروف و حد اقالیم کلمات برمیگشاید. همه اقطاب خوشنویسی از آغاز تا اکنون به سروری وی اقرار کردهاند و نه تنها حضرت امیر علیهالسلام را سرحلقه کاتبان نامبردار شمردهاند که فرزندان آن بزرگ را که صاحب ولایت مطلقه خاصهاند را نیز دائر مدار و محور قلمرانی حکمرانان خطه خوشنویسی سنتی میدانند که:
«درود نامحدود بر مرقد منور پیغمبری که اگر مقصود ظهور مصحف وجود او از عالم غیب به عالم شهادت نبودی لوح و قلم پیدا نشدی و اگر غرض، حصول اجزای خط آن مصحف نبود در آسمان هیئت دور و در زمین صورت، سطح هویدا نشدی اعنی محمد مصطفی صلیالله علیه و آله و سلم و تحیات زاکیات نثار روح پرفتوح اهل بیت او که نقطه دایره ولایتند.» 22
علی ع و اقوال مفسران پس از ذکر شریف حضور حضرات ذوات مقدسه علیهمالسلام و دخالت جان قدسی آن بزرگواران در خلقت و بهانه خلقت این هندسه روحانی که در روِیت اشکال حروف جان مشتاقان را به نور جمال شاهد حقیقی منور میگرداند و هیاکل ظاهر را به منتها درجه کمال میرساند، حائز عنایت مینماید که روح فاتح حضرت مولا را نه تنها در شکلگیری دور و سطح حروف موثرا دخیل بدانیم، بلکه وقوف آن حضرت را در اقلیم بلاغت و فصاحت و معانی ژرف لغات نیز موثر دانسته، و با نگاهی عمیق به کتاب بیبدیل «نهج البلاغه» که دون کلام خالق و فوق کلام مخلوق است، نظری نموده، آشکار شود که اشراف حضرت هم به ظاهر کلمات و هم بر باطن لغات بوده و در هر دو وجه، دخالت داشته است تا آن جا که به روایت تاریخ در زبان عربی نیز فرمان وی موجب شکلگیری و تکامل قواعد آن است.
«نخست قواعد ساده و بسیطی برای زبان عربی و تازی به دستور امیرالمومنین علی علیهالسلام و با کوشش پیگیر ابی الاسود دوئلی تاسیس شد.» 23
حضرتش در علم تفسیر و قرائت قرآن کریم، در باب اسباب النزول آیات الهی، آیات ناسخ و منسوخ و تقدم و تاخر آن و در جمعآوری قرآن کریم پس از رحلت حضرت ختمی مرتبت ص به گفته تاریخنویسان جلودار همه مقربان و صحابه رسول بوده است. و چنان سینه نورانیاش مشحون از معارف و علوم لدنی است که بر ندای «سلونی» همگان را به دعوتی فرا میخواند تا سوال سوال کنندگان را پاسخ گوید و تاکنون هیچ فردی در تاریخ بشریت چنین ادعایی را آشکار نساخته است.
«ثعلبی در تفسیر این آیه کریمه «والسابقون الاولون من المهاجرین و الانصار» میگوید همه علما همداستانند که نخستین مردی که پس از خدیجه به پیامبر ص ایمان آورد علی بن ابی طالب بود.»
«از ابن عباس روایت شده که گفته است: نه دهم علم به علی بن ابی طالب داده شده است و سوگند به خدا که در یک دهم باقی مانده نیز با دیگران شریک است.» 24
«علم تفسیر هم به حضرت استناد دارد. زیرا ابن عباس در تفسیر، شاگرد علی علیهالسلام بوده است. وی میگوید: امیرالمومنینع تنها در تفسیر «باء« »بسمالله الرحمن الرحیم» از آغاز تا پایان شب برای من سخن گفت.» 25
«علی علیهالسلام فرمود: سوگند به خدا هیچ آیهای نازل نشد جز آن که درست میدانم درباره چه موضوع و مسالهای و درباره چه کسی و در کجا و کدام نقطه از سرزمین نزول یافته است.» 26
«تمام فریقین به خاطر همین نکته، امیرالمومنین علی علیهالسلام را به عنوان تواناترین و آگاهترین فرد در تفسیر قرآن کریم برشمردهاند چرا که آن حضرت به طور دقیق و عمیق و گسترده بیش از دیگران از «اسباب النزول» مطلع بوده است.» 27
«قال علی علیهالسلام: سلونی فوالله لاتسالونی عن شیء الا اخبرتکم و سلونی عن کتابالله. مردم پرسشهای خود را با من در میان گذارید، چرا که سوگند به خداوند، هر چه از من بپرسید گزارش آن را بازگو کنم و شما را مطلع سازم و هرگونه سوالی راجع به قرآن کریم را نیز با من مطرح سازید.» 28
شهرت علی علیهالسلام در حیطه و قلمرو هر علم و عملی جایگاهی ویژه دارد تا آنجا که به رای همه اندیشمندان، بزرگترین امت، پس از پیامبر ختمی مرتبت بوده و هست.
آن جا که بحر نامتناهی است موج زن
شاید که شبنمی بکند قصد آشنا
باری با این مقدمه مشهود است که وجود نازنین و بزرگش از ازل صحنه گیتی را معطر ساخته است.
کاتب حقیقی اول در عالم شهود
در خوشنویسی سنتی، مراحلی در تکمیل خط توسط بزرگان قدما یافت میشود که به اصول و قواعد دوازدهگانه معروف است و سالک راه، پس از طی این مراحل به مقام استادی رسیده در مردم، سمت هدایتگری را زیب وجود خویش میسازد و پس از سلوک در منازل قواعد دوازدهگانه صاحب شان میگردد و شان مرحله از آخرین مراحل این قواعد است که کاتب همه مقدمات فنی خوشنویسی را فرا گرفته و دیگر، حروف در جان و باطن وی موثر میگردد تا حدی که صاحب منشی خاص و در خور تحسین میگردد. در برخی از رسائل از شان چنین یاد کردهاند که: آن که صاحب شان شود در صورت و وجه وی، وجدی رویت میشود که درک باطن وی از صورت ظاهر رویش و صورت خطش نمایان میگردد. پس از کسب رتبت شان «استاد» خوشنویسی با غور و بررسی و رجوع همه هنر خویش به مبدا اصلی آن و کاتب حقیقی اول هر فعلی را از فاعل مطلق میداند، که از اثر چنین تفکری خط وی صاحب «صفا» میگردد.
پس از کسب مدارج عالیه خوشنویسی همه اکابر و اعاظم این هنر شریف بر این مهم قائلند که: بلندپایهترین خوشنویس آن است که در عین تصرف در شاکله صور و هندسه موجود در خط، بیشترین بهرهمندی را از زبان کلمات و مفاهیم و معانی لغات دارا باشد. فیالواقع وقوف بر ظاهر و صورت کلمات و وقوف بر باطن و معانی آن دو بالی است که کاتب را در پرواز به سوی جاودانگی و ماندگاری خود و اثرش یاری میرساند و اگر قصوری در یکی از دو رکن اصلی حاصل آید، کاتب صاحب صفا و شان و امتزاج این هر دو که نه کار هر نیم پخته و خامی است، نمیگردد، به زبان دیگر و به وجهی دگر، هر چه کاتب روحش از جان کلمات بهره گیرد، قوت تاثیر خطش در بیننده و مخاطب بیشتر و افزون میگردد.
در حال پس از بررسی جایگاه والای مولای مومنان علیبن ابیطالب علیهالسلام که از وجهی در عداد کاتبان مستمر وحی قلمداد گردیده و از وجوهی مفسر کبیر قرآن و کلام الهی و سنت نبوی بوده، حضرتش در هر علمی سرحلقه و محرک آن علم و تفکر بوده، خاصه علومی که در بستر کلام و کلمه تحقق یافته است، در علم تاویل ژرفاندیشی وی زبانزد دوست و دشمن بوده و در خوشنویسی از پیشگامان اقلیم خوشنویسی محسوب شده است، از این همه بدین نتیجه نائل میگردیم که او، تنها فردی در همه زمانهاست عموما و خصوصا در زمان پیامبر اسلام ص که در هنگام کتابت وحی بهترین و درستترین دریافت را از کلام الهی داشته است و مقریم که بر سیاق و سنت خوشنویسان اسلامی، وی بلندپایهترین خوشنویسان است. گرچه در زمان حیات وی کاتبان دیگری بر ثبت کلام الهی کوشیدهاند و حتی مفسران دیگری در کنار وی حضور داشتهاند، اما او تنها کسی است که کتابت را به بهترین وجه و با درستترین درک از کلمات جاری ساخته است تا آن جا که به جایگاه رفیع ایشان چه در عالم صورت و چه در باطن کلام و کلمات از آن زمان الی یوم الحشر هیچ کاتبی به قدر و منزلت ایشان دست نیافته است.
نتیجه آن که علی علیهالسلام کاتب حقیقی عالم در باطن حقیقت محمدیه ص و اول کاتب عالم شهادت با حفظ مراتب حقیقی کتابت قلمداد میگردد.
پس به یقین همه خوشنویسی اسلامی مرهون وجود مبارک و عظیمالشان وی بوده و هست و تا آخرین زمان و زمان آخر همه خطوط، وامدار پنجه گرم و «صفا»ی وجود وی است و هر خط نوپیدایی که سر از بستر هر زمانی، از پس هر موهبتی نوپدید بیرون کند بهره از کاتب اول و کاتب حقیقی برده است و هیچ کاتب و قلمی بدون اذن از محضر مبارکش نتواند به جاودانگی و دوام دست یازیده و مورد اقبال واقع گردد. پس از ذکر اوصاف بیبدیل آن حضرت بر هر خوشنویسی واجب مینماید که در کسب بدایات و نهایات خوشنویسی به ظاهر این هنر شریف بدون عنایت به باطن آن نپردازد و اگر در پی رضایت محبوب ازلی است و چشم بر افاضه خلاقیت از جانب خداوند متعال دوخته است و چون محققی در کشف صور روحانی حروف سیر و کنکاش میکند و به جستار رمز و رموزات عالم حروف دل میسپارد، نیک بداند که بدون تمسک به ساحت مقدس حضرت مولا علی بن ابی طالب 29 علیهاسلام جمال زیبای خط و روِیت روی شاهد حقیقی مکشوف وجود نگشته و نمیگردد. پس به مصداق «کل شیء یرجع الی اصله» میبایست تلاش خویش مصروف پرهیز از صفات ذمیمه کرده، در کسب صفات حمیده کوشش کند تا قابل فیوضات رحمانی گشته، از پنجه شریفش، خطی تراوش کند که چون ابن مقله بیضاوی و علیبن هلال (ابن بواب) و میرعلی تبریزی و در نهایت میرعماد الحسنی سیفی قزوینی، در تاریخ پاک و باصفای خوشنویسی سنتی ایرانی با جاودانگی در تلطیف جان مخاطب، عالمی را به تصرف خویش معنا بخشد. باشد که این حروف پاک به جایگاه اولیهاش بازگردد.
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه` علی بن ابی طالب علیه السلام.
دی شانه زد آن ماه خم گیسو را
بر چهره نهاد زلف عنبربو را
پوشیده بدین حیله رخ نیکو را
تا هر که نه محرم، نشناسد او را
پانوشتها:
1 - لودی، شیرعلی خان، مرآت الخیال، ترجمه حمید حسینی، انتشارات روزنه، ص 211 2 - میشل، آنه ماری، خوشنویسی و فرهنگ اسلامی، ترجمه دکتر مهناز شایستهفر، موسسه مطالعات هنر اسلامی، ص 11 3 - سوره قلم (آیه 12) 4 - راهجیدی، علی خوشنویسان، ص 14 5 - همان 6 - شیمل، آنه ماری، خوشنویسی و فرهنگ اسلامی، ص 12 7 - همان، ص 126 8 - شیمل، آنه ماری، فرهنگ و خوشنویسی اسلامی، ترجمه دکتر اسدالله آزاد، ص 178 9 - نسفی، عزالدین، کتاب الانسان الکامل، قسم انسان کامل، کتابخانه طهوری، ص 5 10 - قلیچ خانی، رسالاتی در خوشنویسی، به نقل از میرعلی هروی، انتشارات روزبه، ص 5 11 - محمدی،کاظم، کتاب علاءالدوله سمنانی، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگوارشاداسلامی، ص336 12 - لودی، شیرعلی خان، مرآت الخیال، ص 4 13 - هنرهای ایران، ترجمه پرویز، مرزبان، فرزان روز، 1374، ص 36، به نقل از آنه ماری شیمل
14 - شیمل، آنه ماری، خوشنویسی و فرهنگ اسلامی، ترجمه دکتر مهناز شایستهفر، موسسه مطالعات هنر اسلامی، 1383، ص 41، به نقل از مناقب هنروران 15 - شیمل، آنه ماری، خوشنویسی و فرهنگ اسلامی، ص84 16 - قلیچ خانی، رسالاتی در خوشنویسی، به نقل از میرعلی هروی، انتشارات روزنه، ص 155 17 - قلیچ خانی، رسالاتی در خوشنویسی، مقاله اصول و قواعد خطوط سته، نوشته فتحالله سبزواری، انتشارات روزنه، ص 239 18- قلیچ خانی، رسالاتی در خوشنویسی، به نقل از قطبالدین محمد قصهخوان، انتشارات روزبه، ص 155 19 - قلیچ خانی، رسالاتی در خوشنویسی، مقاله مدادالخطوط، نوشته میرعلی هروی، انتشارات روزنه، ص 6 20 - قلیچ خانی، رسالاتی در خوشنویسی، مقاله اصول و قواعد خطوط سته، نوشته فتحالله سبزواری، انتشارات روزنه 21- تحفه الخطاطین، مستقیمزاده، ص 10 22 - رساله آداب المشق، میرعماد الحسنی سیفی قزوینی به خط استاد کیخسرو خروش، انجمن خوشنویسان ایران، 1353 شمسی. 23 - حجتی، سید محمد باقر، پژوهش در تاریخ قرآن کریم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ص 465 24 - شیخ مظفر در «دلایل الصدق» 2، ص 271 میگوید: از آن جا که علی علیهالسلام سابق و صدیق این امت است پس به امامت بهترین و شایستهترین ایشان میباشد به نقل از ترجمه کشفالیقین فی فضائل امیرالمومنین، یوسف بن مطهر حلی، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. 25 - ترجمه کشفالیقین فی فضائل امیرالمؤمنین، یوسف بن مطهر حلی، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. 26 - همان. 27 - حجتی، سید محمد باقر، اسباب النزول، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ص 74 28 - همان. 29 - منظور از تمسک به ساحت مقدس حضرت امیر علیهالسلام، از حیث نگرش مذهبی صرف و نگاه سطحی نبوده و نیست بلکه روِیت حضرت به عنوان انسان کامل و حقیقت عالی موجود در نظام آفرینش است.
حمید عجمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: