حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
اخیرا منافقین از سوی اتحادیه اروپا از محوریت شرارت و تروریست خارج شدهاند، چه اتفاقی افتاد که این تصمیم از سوی این اتحادیه گرفته شد؟
ما باید باور کنیم که جریان نفاق، یک جریان کاملا ساماندهی شده و مبتنی بر برنامهریزی درازمدت است. این جریان توانست در دوران انقلاب به رشد فوقالعادهای دست پیدا کند و از اقبال جوانان این کشور بتواند دست به تاسیس سازمانهای سیاسی بزند.
اما این جریان در طول زمان ماهیت و روشهای خود را تغییر داد حتی زمانی که معتقد به رویکرد ضد آمریکایی بود به یکباره دچار چرخش شد و طرفدار دشمن شد و حتی همگام و همراه آنان قرار گرفت.
وقتی استراتژی همراهی با نظام جمهوری اسلامی به برخورد با نظام کشیده میشود، سمت و سوها نیز بر این مبنا تبیین میشود.
منافقین در طول این سالها اشکال مبارزاتی خود را تغییر دادند و با استفاده از جریانهای فمینیسم و غالب کردن جریان زنانگی به شیوههای غیرمتناسبی دست پیدا کردند که میتوان به قصه مهدی ابریشمچی، رجوی و مریم عضدانلو و... اشاره کرد.
این سیستم در طول حیاتش به حالت چندزیستی و یا دوگانه زیستی در حال تغییر روش است و در این راستا ابزارها و تاکتیکهایش را تغییر میدهد و توانسته به صورت سیال برخورد کند. منافقین به عنوان یک گروه سیاسی در دهه دوم انقلاب یکی از امیدهای اساسی غرب برای براندازی جمهوری اسلامی ایران بودند و غرب فکر میکرد که این گروه در میان مردم دارای پایگاه قوی هستند اما این امید برباد رفت و عملا این اتفاق نیفتاد و چنین پایگاهی اصلا در میان مردم ایجاد نشد.
در چنین وضعیتی طبیعی بود که غرب هم احساس ناامیدی کند و آنان را از گروههای حامی خود خارج کرد.
چندی پیش از سوی مجلس شورای اسلامی و تحت عنوان هیات روابط خارجی ایران و اروپا راهی بروکسل شدیم. در این محل، شاهد حضور منافقین بودیم و دیدیم که آنان با ارائه عکسهای مجعول و ساختگی تلاش گستردهای را برای جلب نظر و حمایت پارلمان اروپایی انجام میدهند و قصد دارند از آن نتیجه بگیرند.
باید قبول کنیم که سیستم سیاست خارجی ما در پارلمان اروپایی بسیار ضعیف عمل کرده چرا که این گروه تروریستی توانسته است پا به این مکان بگذارد.
به نظر میرسد که دیپلماسی قوی میتواند یک جریان سازماندهی شده را که مورد حمایت و گرایش غرب است از سیستم حذف کند.
بعد از انتخاب رئیس جمهور آمریکا وی اعلام کرد که دست دوستی به سوی ایران دراز میکند اما ظاهرا اروپاییها علاقهمند به قطع روابط هستند، چه شده که این دست دوستی در حال پس زدن است و آن هم با اعلام تروریست نبودن منافقین؟
اروپا تحت فراکسیون سیاسی خود است، خوب این اتحادیه از 25 تا 26 کشور تشکیل شده است و طبیعی است که نمیتوان یک انتظار واحد از آنان داشت.
البته اروپاییان با این تصمیم یک انتخاب نادرست را انجام دادند که این امر را بدون لابی صهیونیستی انجام ندادند.
ما در روابط سیاسی خود علاقهمند هستیم اروپا را جایگزین آمریکا کنیم و از ظرفیتهای این اتحادیه استفاده کنیم چرا که اعتقاد داریم اروپا، روسیه، چــیــــن و هــنــــد قــــادرنـــد ســیـــاســـت یکجانبهگرایی آمریکاییها را تحت شعاع قرار دهند.
اما در این شرایط که اوباما اعلام کرد دست دوستی به ایران دراز کرده اعتقاد دارم که اتحادیه اروپا یک خطای استراتژیک انجام داده است.
آیا رسیدن به چنین تصمیمی از سوی اتحادیه اروپا خطای دستگاه دیپلماسی نبود؟
شکی نیست که برخورد غرب با ما تابعی از نظامات رفتاری شخصیتهای سیاسی است، اما اروپا قطعا به دنبال این نیست که آقای الف یا آقای ب در ایران بر سر کار باشد. آنان روشهای خود را متناسب با افراد تغییر نمیدهند، بلکه پیگیر سیاستهای خود هستند، البته ما باید در پیگیری سیاستهای خارجی خودمان به گونهای عمل کنیم که از ایجاد هرگونه تعارض جدی پرهیز شود و این لازمه یک نظام سیاست خارجی قوی است.
آیا آنها مخالف نظام هستند؟
آنان مایلند جمهوری اسلامی ایران از بین برود و تایید این حرف هم تایید و تطهیر منافقین است، اما تنها مانع آنان ساختار حاکمیت سیاسی ایران و وجود نهادی به نام ولایتفقیه است که فارغ از دستگاههای دیپلماسی در میان مردم دارای پایگاه است و مانع جدی برای غرب محسوب میشود.
فکر میکنید بعد از تعطیلی پایگاه اشرف (مقر منافقین در عراق) این گروه رانده شده به کدام کشور پناه ببرد؟ منابع درآمدی آنان چیست و الان کجا هستند؟
مـیتـوان دو گـمـانـه داشـت، یـکـی ایـنکـه منافقین درکشورهای مختلف اروپایی چتر خودشان را توسعه دهند تا بتوانند از همه ظرفیتهای کشورهای اروپایی در مقابل جمهوری اسلامی ایران استفاده کنند یا در کشوری مثل بلژیک و بروکسل که پارلمان اروپایی در آنجا قرار دارد مستقر شوند که این اتفاق به لحاظ عملیاتی قابل فهمتر است.
اما در مورد منابع درآمدی، اطلاع داریـد کـه برخی کشورهای اروپایی اعـتـقـاد دارنـد ایـن سـازمـان، عملیات پولشویی را انجام میدهد و یکی از مـنــابـع درآمـد اصـلـی آنـهـا مـحـسـوب میشود. هر جا که لو میروند اعلام میکنند کمکها از سوی آحاد ملت است.
الـبـتـــه کــمـــکهـــای غـــرب بـــویـــژه اروپاییها بر کسی پوشیده نیست و منابع و پشتیبانی رژیم صهیونیستی و تا چندی قبل رژیم بعثی عراق بویژه صدام نیز حامی این طیف بود.
قطعا رژیم اشغالگر قدس روی منافقین برنامهریزی دارد و به آنها کمک میکند و حتی اعتقاد دارم که این کمکها بدون واسطه هم صورت میگیرد.
به هر حال رفتار غربیها بویژه اروپاییان برای نظام جمهوری اسلامی ایران محل انتقاد جدی است و ما تاکید داریم که این کشورها درحال حاضر نسبت به پیشینه سیاسی و مبانی اعتقادی خودشان بهگونهای متفاوت عمل میکنند.
شعار اروپاییان دفاع از حقوق بشر، اقشار مختلف، مثل زنان و کودکان است، اما حالا این کشورها فارغ از شعارهای خود به طرفداری از کسانی پرداختهاند که در سابقه سیاسی خود سابقه کشتار، جنایت، خونریزی، عصبیت و ترورهای کور را دارد که این مساله قطعا با شعارهای اروپایی در تضاد است.
آیا معاملهای در راه است؟
بله، قطعا هدف، تطهیر منافقین و کمک به یک گروه نیست بلکه استفاده مناسب از آنان برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران است که نظام هم قطعا در این زمینه سکوت نخواهد کرد و برخی از ارتباطات اقتصادی و رفتارهای سیاسی خود را مورد تجدیدنظر قرار خواهد داد. در مباحث اقتصادی باید گفت میزان ورود و خروج کالا از ایران به اروپا دهها میلیارد دلار است که هر چه میگذرد این توانمندی بیشتر میشود. در جایی که ما درهای کشور را بسته در مقابل آمریکاییها نگه داشتهایم، قطع رابطه اقتصادی با اروپاییان از دست دادن فرصتهای بینظیر برای این اتحادیه است.
ایران به عنوان یک کشور تاثیرگذار در روابط بینالملل مایل بود که اروپاییان را جایگزین همکار سنتی شاه یعنی آمریکا کند اما ظاهرا اروپاییان مایل نیستند که چنین اتفاقی بیفتد و اگر ایران رفتار خود را در توسعه روابط به سوی روسها یا چینیها سوق دهد قطعا اروپاییان در منطقه قادر به فعالیت نخواهند بود.
لذا اعتقاد داریم روابط سنتی و تاریخی با جمهوری اسلامی ایران، دستخوش یک انتخاب نادرست از سوی برخی از مسوولان اروپایی قرار گرفت و گروهی که در میان مردم هیچگونه پایگاهی ندارد و از نگاه ملت یک سازمان مطرود، متمرد، خشونتطلب، فرصتطلب و حتی در جنگ 8 ساله عراق علیه ایران آتش به سوی مردم گشود قطعا نمیتواند نیات آنان را برآورده کند.
منافقین حتی در میان اپوزیسیونهای داخلی جمهوری اسلامی ایران نیز مطرود است و وطنفروشی آنان در میان این گروهها نیز محل بحث است.
تجدیدنظر در روابط با اروپاییان را چگونه پیگیری میکنید؟
باید باور کنیم رفتار اروپاییان، نامناسب بوده و نظام و مجلس در این زمینه از همه ظرفیتهای خود در تصویب قوانین بازدارنده دریغ نخواهد کرد آنچه روشن است تـقـویـت دسـتـگـاه دیـپـلماسی و توانمند کردن شرایط بینالمللی در این زمینه است و مجلس در این خصوص همراهی جدی با دستگاه دیپلماتیک خواهد داشت.
خروج نام منافقین از لیست گروههای تروریستی و ترویج براندازی نرم در کشور آیا از سیاستهای این اتحادیه است؟
غـرب بـه واسـطـه عـدم نـتـیـجـهگیری از رفتارهای گذشتهاش، مایل است که همه ابزارها و امکانات را مورد آزمایش قرار دهد و البته این روشها را تجربه کرده و گویا در آسیای میانه توانسته پاسخ بگیرد.
غرب در ایران دچار فقر اطلاعاتی است چرا که آنان نتوانستهاند واقعیت جامعه ما را به درستی بشناسند.
اگر روند براندازی نرم به سمت تغییر نظام رفتاری مردم ما باشد غرب توفیق زیادی تا به حال در این زمینه به دست نیاورده و نخواهد آورد.
در آسیای میانه یک جریان مخالف فکری تند با حاکمیت سیاسی با پشتوانه غرب و رسانههای آنان توانست به پیروزی برسد اما در ایران به واسطه اعتقادات و پشتوانه دینی چنین اقدامی غیرممکن است. آنان خیلی سعی کردند با استفاده از فمینیسم، کارگری، دانشجویی اقداماتی را انجام دهند اما آنان نمیدانند که مردم ایران و نظام جمهوری اسلامی ایران به واسطه یک ایدئولوژی قوی از چنین روشهایی به دور است.
اما آنها شیوههای متعددی را تجربه میکنند و حتی گاهی از نخبگان استفاده میکنند.
وقتی بحث فقر اطلاعاتی غرب را مطرح میکنم، همین است.
ما در ابتدای انقلاب نخبهپروری کردیم و در همان حوزههایی که غرب به آن چشم امید داشت توانستیم نخبگان برآمده از درون انقلاب و نظام را که خودشان توانایی مقابله با این جریانات را داشتند پرورش دهیم، که غرب از این اقدامات غافل بوده است. انقلاب توانست در همه حوزهها به ارتقا سطح دست پیدا کند و به گفته امام (ره) که فرمودند خود را برای یک جهاد علمی و عملی بزرگ برای رویارویی با غرب آماده کنید، انقلاب اسلامی به مدد و پیروی از رهبر بزرگ انقلاب به نهضت ارتقا دانش دست یافت.
نکته بعدی آنکه گروههایی که غرب به آنان امیدوار بود و از درون نظام به غرب پیام میدادند نتوانستند به لحاظ رفتار حاکمیتی ایران در جهت تفرقه در میان نظام رسوخ کنند و در این خصوص نتیجه خاصی را ندیدند.
غرب امیدوار بود که نخبگان را از ماهیت انقلاب اسلامی و کلیت نظام جدا کند و در مقابل انقلاب قرار دهد اما این اتفاق نیفتاد چرا که نخبگان فقط به یک قبله فکری تعلق ندارند و میتوانند در دفاع از جمهوری اسلامی ایران قرار بگیرند.
راههای مقابله با براندازان نرم چیست، چه ساز و کاری برای مقابله با آن دیده شده است؟
در این راه، راهکارهای امنیتی برخوردهای قضایی کمترین جایگاه را دارد. چنانچه ما به سوی برخوردهای فکری و ایجابی برویم رسانهها که یکی از ابزارهای قدرتمند در غرب هستند به مقابله برمیخیزند لذا در این راستا باید نظام ابزاری مطلوب و مناسب برای جمهوری اسلامی طراحی کند که البته نظام فکری، که مربوط به جریان انقلاب و دفاع از آن است، تقویت شود.
گروههایی هستند که به عنوان طعمه مورد طمع غرب هستند و بیشترین آنها زنان، دانشجویان، کارگران و اصناف هستند، اما نظام برای مقابله با آنها باید از نیروهای خودش استفاده کند البته نمیتوان نقش رسانهها و روشنفکران انقلاب را نادیده گرفت و این دو یکی از مهمترین ذخایر برای مقابله محسوب میشود.
البته اگر در جایی این احتمال وجود داشت که افرادی مبتنی بر طراحیهای خاص به قصد تضعیف وارد عرصه میشوند اینجاست که باید دستگاه اطلاعاتی قدرتمندانه وارد عمل شود و نسبت به وارد کردن هرگونه امکان رسوخ، هوشیاری بخرج دهد.
قطعا گروههای براندازی که از ابتدای انقلاب تا به حال تعدادشان به صدها گروه رسیده و در قالبهای مذهبی، منطقهای و... و حتی درگیریهای مسلحانه وارد شدند و عالیترین مقامات حکومتی را به شهادت رساندند ابزاری در دست دشمن هستند البته نتوانستهاند توفیق پیدا کنند و فعالیت آنان و تلاششان چکش بر سندان یا آب در هاون کوبیدن است.
سربازان نظام از ابتدای انقلاب در راستای توفیقات جمهوری اسلامی قدم برداشتهاند و بخاطر وجود همین سربازان و جایگاه رهبری است که کشور پابرجا بوده است.
فاطمه امیری
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....