روزانه ها

بوی عیدی، بوی توپ، بوی اسکناس و باروت

مریم نوری: 1- این روزهای آخر سال، حس و حال عجیبی دارند؛ دلچسب‌اند، شاید. روزهای پرعجله‌ای که همه دربه‌در به دنبال ثانیه‌ها می‌گردند، انگار ثانیه‌هایی که اگر بوی بهار و صدای پای بهار نبود، پشت بی‌خیالی خواب زمستانی گم می‌شدند. مثل همیشه تلنگری باید تا باور کنیم تا نو شدن روزها، فاصله‌ای نداریم. روزهای حساب و کتاب کردن آخر سال کارمندها و کارگرها تا شاید روسیاهی روزهای زمستان، ردی روی چهره‌شان نگذارد.
کد خبر: ۲۴۲۴۰۲

روزهای رونق و بشکن زدن کاسب‌ها و دستفروش‌های دوره‌گرد که گاهی قدر تمام سال، مشتری دارند.

روزهای خوش ساز و آواز عمو نوروزها و حاجی فیروزهای سیاه‌چهره که نمی‌خواهند روسیاه اهل خانه باشند.

روزهای خوب تجربه طعم استراحت پس از خستگی خانه‌تکانی.

روزهای بوی شوینده‌های خوشبو که با بوی نرگس و سنبل ترکیب می‌شوند تا مست از این رایحه‌ها خاطرت بیاید: «عید نزدیک است.»

2- ترس و اضطراب تمام وجودت را می‌گیرد؛ دیدن انبوه آدم‌هایی که با قرق کردن پیاده‌روها و خیابان‌ها (حتی) قدم‌ها را دو تا یکی برمی‌دارند، اوضاع را بدتر می‌کند.

می‌ترسی که مبادا میوه، آجیل و شیرینی‌ها تمام شوند و سهم تو تنها ته‌مانده جعبه‌ها باشد!!

می‌ترسی چیزی از حراج مغازه‌ها نصیب تو نشود. دودو تا چهارتاهای ذهنت جور نشوند و امسال هم با جیب تار بسته، سال جدید را شروع کنی.

این را می‌توان در چهره تک‌تک آدم‌هایی دید که بی‌تفاوت به تنه‌های این روزها، اسیر اغواگری ویترین مغازه‌ها شده‌اند.

کارگری که دل خوش معرفت صاحب کار خود، چشم به دسته اسکناس‌های دست او دوخته است تا شاید عیدی امسالش بیشتر از سال قبل باشد.

کارمندی که نگاهش را به تیتر روزنامه تیز می‌کند تا خبری خوش از افزایش پاداش و عیدی در سال جدید بخواند.

مادران خسته از خانه‌تکانی‌های تمام ناشدنی، با همان تن خسته که بوی عطر شیرینی خانگی می‌دهد، پابه‌پای بچه‌ها، خیابان‌ها را گز می‌کنند تا شاید سهمی از بازار شب عید نصیب آنها هم بشود.

با همه این احوال، تجربه نشان داده چه آمادگی داشته باشی و چه نداشته باشی، جیب تو پر باشد یا خالی، صفرهای چیده شده جلوی قیمت‌ها، سیر صعودی طی کنند یا نزولی، نرخ تورم چه بالا باشد و چه پایین و...، بهار پشت در منتظر آماده شدن تو نمی‌ماند، تا چشم به هم بزنی با صدای شلیک توپ در پس تیک‌تاک ثانیه‌ها، سال نو تحویل می‌شود و روز از نو، روزی از نو....

3- عید و بهار با مرور همه خاطرات گذشته از راه می‌رسند. نوستالژی‌هایی که هر سال تکرار می‌شوند و مثل همیشه‌های گذشته می‌روند تو گنجه خاطرات.

گاهی این نوروزها با حسرت می‌آیند. بتوان شاید، کنار این حسرت‌ها بهانه‌ای برای شادی‌های دوباره پیدا کرد و دوباره زمزمه کرد:

با همین دیدگان اشک‌آلود/ با همین روزن گشوده به دود/ به پرستو، به گل به سبزه درود

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها