حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
نمایشنامه «مردی برای تمام فصول» نوشته «رابرت بولت» بر مبنای واقعهای تاریخی در قرن شانزدهم در انگلستان نوشته شده است؛ رویارویی سرتامس مور با شاه هنری هشتم و شکلگیری کلیسای انگلستان.
نمایشنامه در اصل در اوایل دهه 1950 در اوج جنگ سرد برای رادیو نوشته شد و برخی آن را استعارهای برای دوره مک کارتی در ایالات متحده دانستند.
نمایشنامه اولین بار در 22 نوامبر 1961 روی صحنه رفت. از آن زمان بارها در کشورهای مختلف و به زبانهای مختلف روی صحنه رفته و دو بار نیز به صورت فیلم درآمده است.
همه این پیشینه کافی است تا کسی مثل بهمن فرمانآرا وسوسه اجرای صحنهای این اثر را داشته باشد.
او که یکی از کارگردانان مطرح سینماست. پس از ساخت فیلمهایی چون «بوی کافور، عطریاس»، «خانهای روی آب»، «یک بوس کوچولو» و «خاک آشنا» گفته که قصد دارد در اولین فرصت این نمایشنامه را به عنوان نخستین تجربه تئاتری خود به روی صحنه ببرد.
فرمانآرا که قصد دارد براساس ترجمه فرزانه طاهری این نمایش را اجرا کند تا آنجا پیش رفت که حتی نام عواملش را نیز به رسانهها اعلام کرد.
به گفته او بازیگران صاحبنامی از سینما و تئاتر از جمله رضا کیانیان (سرتامس مور)، عزتالله انتظامی (کاردینال ولزی)، هدیه تهرانی (مارگرات مور)، آتیلا پسیانی (تامس کرامول)، مهتاج نجومی (آلیس مور) و حسن معجونی (مرد عام) قرار بود در نمایش ایفای نقش کنند.
اما همه چیز به این سرعت پیش نرفت و فرمانآرا در گفتگوهای جسته گریختهای که با برخی رسانهها داشت از ندادن مجوز به این اثر خبر داد.
ماجرا تا آنجا پیش رفت که مرکز هنرهای نمایشی مجبور به ارائه توضیحاتی در این ارتباط شد.
مرکز هنرهای نمایشی درباره صدور مجوز برای این نمایش اعلام کرد: شورای ارزشیابی و نظارت بر نمایش مرکز هنرهای نمایشی، صرفا به نمایشهایی مجوز اعطا میکند که دوره تمرینات خود را سپری کرده باشند؛ بنابراین عدم صدور مجوز برای نمایش مردی برای تمام فصول که هنوز تمریناتش را آغاز نکرده اساسا خلاف واقع است.
اما همین چند روز پیش سرانجام سروصداهای اجرای مردی برای تمام فصول به نتیجه رسید و تالار وحدت به گروه فرمانآرا اجازه داد تمریناتشان را آغاز کنند.
بر همین اساس سیدصادق موسوی رئیس شورای نظارت و ارزشیابی مرکز هنرهای نمایشی در گفتگویی با خبرنگار نسل سوم گفت: تا وقتی تمرینات نمایش کامل نشود و ما اجرا را نبینیم نمیتوانیم به نمایش اجرا بدهیم. بنابراین مرکز هنرهای نمایشی مشکلی با آقای فرمانآرا ندارد و پس از تایید، ایشان میتوانند نمایش را اجرا کنند.
پس شکرخدا دیگر مشکل و کشمکش آقای فرمانآرا با مرکز هنرهای نمایشی هم حل شد. میماند همت خودشان و گروه که کار را به سرانجام برسانند.
یکی به نعل و یکی به میخ !
داریوش مهرجویی سینماگر مطرح کشورمان که قبلا هم علاقهمندی خود به تئاتر را بیان کرده بود، چندی قبل با ترجمه دو نمایشنامه از اوژن یونسکو به قولی یکی به نعل میزند و یکی به میخ !
او که هم علاقهمند است در تئاتر فعالیت کند و هم از طرفی نمیتواند سینما را برای مدتی رها کند؛ با ترجمه دو نمایشنامه از اوژن یونسکو سعی میکند تا حدی دستی هم بر آتش تئاتر داشته باشد.
او دو متن درس و آوازهخوان طاس را برای ترجمه از زبان فرانسه انتخاب کرده و در این باره مینویسد: دو نمایشنامه درس و آوازهخوان طاس را میتوان جزو مهمترین آثار اوژن یونسکو دانست و از آن جا که هر دو از کارهای اولیه اوست، از تر و تازگی بیشتری نسبت به سایر آثارش برخوردار است؛ آنجا که معنا پادرهوا و چندپهلو و طنزآمیز و گزنده میشود، به بهترین وجه جوهر محتوایی تئاتر ابسورد را برملا میکند.
این نمایشنامهها را به قصد اجرا (که هنوز میسر نشده) از متن فرانسه و ترجمه انگلیسی آن به فارسی برگرداندهام.
مهرجویی کارگردان سینمای ایران پیشتر درباره نمایشنامههای «سام شپارد» و ترجمه آنها گفته است: «کودک مدفون» و «غرب واقعی» نمایشنامههایی بود که من دوست داشتم خودم اجرا کنم و چون ترجمه خوبی از این آثار که به درد من بخورد وجود نداشت بنابراین خودم آنها را ترجمه کردم و یکی، دو سال پیش درخواستی برای اجرای آنها ارائه دادم که متاسفانه مسوولان وقت آن قدر کارشکنی کردند که کار به مرحله اجرا نرسید.
خبر دیگر از این فیلمساز این که به فاصله یک ماه از انتشار چاپ سوم جهان هولوگرافیک (نظریهای برای توضیح تواناییهای فراطبیعی ذهن و اسرار ناشناخته مغز و جسم) نوشته مایکل تالبوت با ترجمه مهرجویی، چاپهای چهارم و پنجم آن توسط نشر هرمس به چاپ رسیده است.
داریوش مهرجویی که فیلمساز و تحصیلکرده فلسفه است، با اینکه بارها بر علاقهاش به حضور در تئاتر تاکید کرده ولی هرگز به صورت رسمی و البته جدی وارد حیطه پرزحمت تئاتر نشده است.
کسی چه میداند شاید اگر او هم کمی بیشتر بر حضورش در تئاتر پافشاری کند، مسوولان تئاتری رسما از او برای اجرای متن مورد نظرش دعوت کنند.
مریم فشندی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....