حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در منطقه خاورمیانه نیز فارغ از دستهبندیهای جغرافیایی مختلفی که درخصوص چینش کشورها وجود دارد، ایجاد پیمانهای منطقهای به عنوان سنگ زیرین شکلگیری اتحادیهها یا سازمانهای منطقهای به عنوان یک اقدام موثر در مسیر رشد و توسعه ملی و منطقهای مورد عنایت جدی است.
اگرچه در ذیل قاره آسیا تشکلهای مختلفی در حال فعالیت هستند، اما به دلیل ساختارهای متفاوت سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی موضوع یکسانسازی حوزههای مختلف ازجمله سیاست خارجی و اقتصاد در این قاره بسیار دشوار است. بیتردید یکی از زمینههای شتابدهنده به اصل یکسانسازی در اتحادیه اروپا معطوف به اشتراکات حداکثری در بین این کشورها در عرصههای مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است.
اگرچه نگاههای متفاوت در بخشهای گوناگون در مناطق مختلف قاره کهن آسیا چشمانداز بروز نگاه مشترک را تیره کرده است، اما باید توجه داشت این نقیصه نباید به عنوان عامل مختلکننده برای همکاریهای درون منطقهای ایفای نقش کند.
بسیاری از صاحبنظران مسائل بینالمللی معتقدند نگاه حاکم بر بسیاری از کشورهای آسیایی و بخصوص در منطقه خاورمیانه همچنان در قالب تئوری مرکز و پیرامون تبلور مییابد. در این چارچوب سیاست خارجی غیرمستقل باعث شده این کشورها در بزنگاههای تصمیمگیری در حوزه دیپلماسی به رویکرد موجود در مرکز توجه کنند. به عنوان نمونه، تاثیرپذیری سیاست خارجی ریاض در قبال دیگر کشورها ازجمله جمهوری اسلامی ایران متاثر از سیاستهای آمریکا و برخی لابیهای داخلی حداقل در 2 دهه گذشته بوده است.
در سالهای اخیر روابط تهران ریاض به دلیل وجود چنین روند گفتمانی با فراز و نشیبهایی همراه بوده است.
از سوی دیگر، حتی رویکرد عربستان سعودی در قبال برخی تحولات منطقهای ازجمله جنگ غزه یا جنگ لبنان در آگوست سال 2006 باعث شده نقش مستقل ریاض به عنوان یک بازیگر عربی موثر در روند معادلات منطقه و کشوری تاثیرگذار در جهان اسلام بسیار ضعیف شود که این موضوع به دلیل همسویی با نقطهنظرات منطقهای دولت آمریکا قابل ارزیابی است.
متهم کردن جنبش مقاومت حزبالله به تنشآفرینی درخصوص چرایی پدیداری جنگ لبنان از سوی مقامات عربستانی در حالی صورت گرفت که افکار عمومی جهان بر جنگطلبی تلآویو در روشن کردن آتش جنگ 33 روزه صحه گذاردند. اگرچه مقامات ریاض با تغییرات صورت گرفته در جنگ 33 روزه مبتنی بر روند پیروزیهای حزبالله به چرخش رویکرد خود وادار شدند ، اما کارنامه منفی ریاض در حمایت از رژیم صهیونیستی و همچنین نکوهش سیاست مقاومت محوری حزبالله باعث شد تا دولت سعودی با افول شدید جایگاه خود در سطح منطقه روبهرو شود.
اگرچه انتظار میرفت عبرتهای جنگ 33 روزه برای جهان عرب، مقامات عربستانی را به تصحیح رویکردهای خود در قبال مقاومت مشروع مردم فلسطین و لبنان در برابر مشی توسعهطلبی رژیم صهیونیستی بکشاند، اما شروع نسلکشی اسرائیل در غزه، این انتظار و امید را به یاس مبدل کرد. در حالی که در بسیاری از کشورهای جهان موضع دولتها و ملتها بر محور محکومیت گسترده جنایات رژیم صهیونیستی استوار شد، اما دولت عربستان با اتخاذ سیاست سکوت در قبال این جنایتها، حتی از شکلگیری واکنشهای مردمی از طریق راهپیمایی و تظاهرات خیابانی نیز جلوگیری کرد.
فتوای مفتی اعظم عربستان درباره ممنوعیت تظاهرات ملتهای مسلمان در حمایت از مردم بیدفاع غزه خشم بسیاری را برانگیخت. حتی علمای الازهر مصر این فتوا را بشدت محکوم کردند. این علما فتوای مفتی عربستان را باطل و غیرشرعی دانستند و خواستار سیاسی نشدن فتوای دینی و لحاظ نکردن منافع حکام عرب در آنها شدند.
شیخ عبدالحمید الاطرش، رئیس کمیته فتوای الازهر، اظهارات مفتی عربستان را فاقد هر گونه توجیه شرعی دانست و تاکید کرد، صادرکننده این فتوا همدست رژیم صهیونیستی در کشتار مسلمانان، کودکان و زنان در غزه است. وی خاطرنشان کرد سزاوار بود مفتی عربستان تمام مسلمانان را به جهاد دعوت میکرد، چراکه جهاد فرضیه هر مسلمان برای آزادسازی سرزمینهای اشغال شده اسلامی است.
در حالی که در موریتانی و ونزوئلا، قطع روابط سیاسی با تلآویو مورد توجه قرار گرفت و حتی سفیر رژیم صهیونیستی از کاراکاس اخراج گردید، نقش منفعل برخی کشورهای عربی بویژه عربستان سعودی برای افکار عمومی جهان عرب مایه تاسف شد.
ترکی الفیصل، رئیس سابق دستگاه اطلاعاتی عربستان که سفارت عربستان در انگلیس و آمریکا را نیز تجربه کرده، معتقد است در فاجعه غزه دولت آمریکا به هیچ وجه یک طرف بیگناه نیست.
دولت جورج بوش نهتنها یک میراث شوم در منطقه از خود باقی گذاشت و باعث مرگ هزار عراقی و اعمال شکنجه و جنایات غیرانسانی در زندان ابوغریب شد، بلکه با اتخاذ مواضع ظالمانه باعث به راه افتادن حمام خون در غزه شد. بنابراین دست او به خون فلسطینیهای بیگناه آلوده است.
فیصل میگوید: دولت آمریکا باید در آینده سیاستهایش در قبال مساله فلسطین و اسرائیل را مورد تجدیدنظر اساسی قرار دهد.
رئیس سابق دستگاه اطلاعاتی عربستان با اشاره به نامه رئیسجمهور اسلامی ایران به ملک عبدالله، پادشاه عربستان در جریان جنگ 22 روزه غزه تاکید کرد: در نامه دکتر احمدینژاد به طور تلویحی با اشاره به نقش عربستان به عنوان رهبر جهان عرب و جهان اسلام از ریاض خواسته شده بود نقش موثرتر و خصمانهتری علیه قتلعام و کشتار فرزندان خودتان در غزه ایفا کنید.
ترکی فیصل، شناسایی دو فاکتوری رهبری پادشاه عربستان از طرف یکی از رقبای سرسخت ریاض (ایران) بیانگر اوج اتحادی است که این جنگ در کل منطقه و بین شیعه و سنی ایجاد کرد. فیصل بر این باور است با تمام این اوصاف پادشاهی عربستان در برابر خواستهها مقاومت کرد، اما باید توجه داشت که تداوم این گونه مقاومتها روز به روز مشکل عربستان را بیشتر میکند.
مواضع ریاض در قبال جنگ 22 روزه غزه باعث شد پادشاه عربستان تحت فشارهای داخلی و خارجی تغییرات بیسابقهای در هرم قدرت سیاسی این کشور بهوجود آورد.
به عقیده ناظران، این تغییرات با هدف سرپوش گذاشتن بر موضع ضدفلسطینی ریاض در جنگ اسرائیل علیه غزه صورت گرفت.
ملک عبدالله در این ترمیم سیاسی 4 وزیر را برکنار کرد و در حکمی شیخ عبدالله آل شیخ را به عنوان رئیس جدید شورای مشورتی عربستان منصوب کرد. وی همچنین با تجدیدنظر در ساختار هیات علمای عربستان رئیس جدیدی برای آن برگزید.
سیاست خارجی ریاض در قبال دیگر کشورها حداقل در 2 دهه گذشته متاثر از سیاستهای آمریکا و برخی لابیهای داخلی بوده است
موضع دور از انتظار مقامات عربستانی در نادیده گرفتن جنایت رژیم صهیونیستی در غزه باعث شد یکی از مولفههای گسست در روابط تهران ریاض که ناشی از بیتحرکی ریاض در قبال تعدی علیه پاره تن جهان اسلام بود، پدیدار شود.
ناخرسندی مقامات ارشد جمهوری اسلامی ایران از سیاست ریاض درباره جنگ غزه باعث شد مقامات عربستانی در اقدامی غیر قابلتوجیه و متاثر از سیاست برخی کشورهای غربی ازجمله آمریکا به انجام انگشت نگاری از زائران ایرانی مبادرت ورزد؛ اما رفتار ناشایست عربستان با حجاج ایرانی با واکنش تند مقامات ایرانی روبهرو شده است.
معاون سازمان حج و زیارت اعلام کرد، خاستگاه اصلی رفتارهای نامناسب با زائران ایرانی ناشی از تاثیرات تبلیغات وهابیون است.
این مقام مسوول خاطرنشان میکند، مسوولان نظام جمهوری اسلامی ایران نسبت به رفتارهای صورت گرفته با برخی حجاج ایرانی عکسالعمل نشان داده و در سطوح مختلف همانند وزارت خارجه و دفتر ریاست جمهوری این موضوع را پیگیری کردهاند.
مقامات عربستانی اصرار دارند ، سلیقههای فردی باعث بروز چنین برخوردهایی شده است. این رفتار نامناسب مقامات ریاض حتی واکنش مقامات حوزوی را نیز برانگیخته است.
در همین خصوص آیتالله مکارم شیرازی از مراجع عظام تقلید معتقد است، چنانچه وهابیون افراطی به رفتارهای ناشایست خود ادامه دهند، عمره مفرده باید تحریم شود.
در حال حاضر با توجه به تداوم برخورد نامناسب ماموران سعودی با حجاج ایرانی به نظر میرسد تخطی دولت سعودی از مقررات مربوط به حفظ حرمت زائران باعث شده فضایی سرد بر روابط تهران ریاض حاکم گردد.
چندی پیش نیز وزیرخارجه عربستان در اظهاراتی تحریکآمیز علیه جمهوری اسلامی ایران در قاهره از اعراب خواست بر ضد آنچه چالش ایران خواند، متحد شوند.
سعودالفیصل در گشایش نشست عادی وزیران امورخارجه کشورهای عضو اتحادیه عرب در قاهره خواستار دیدگاه مشترک عربی برای تعامل با آنچه چالش ایران خواند ، شد.
در نگاه اجمالی به 3 مولفه گسست در روابط تهران ریاض ازجمله بیتوجهی عربستان به نقش و جایگاه خود در جهان اسلام و نقش انفعالی در قبال جنگ غزه، برخورد نامناسب با حجاج ایرانی و اظهارات اخیر ضدایرانی وزیر خارجه عربستان در قبال نقش ایران در منطقه موضوعاتی هستند که خاستگاه اصلی آن را باید در سیاست مرکز محور ریاض دنبال کرد.
به عبارت دیگر، کنشگری عربستان در 3 رفتار مغایر با منافع ملی این کشور همگی متاثر از رویکردهای بازیگران فرامنطقهای ازجمله ایالات متحده نسبت به جمهوری اسلامی ایران است.
مقامات سعودی در هر شرایطی به تصویب روابط خود با تهران همت گماشتهاند که الزام همکاریهای منطقهای برای ایجاد روند مستقل منطقهای بیش از گذشته نمایان شده است.
مقامات سعودی در شرایطی میزان تاثیرپذیری از سیاستهای خود از رویکردهای آمریکا را افزایش دادهاند که پس از شکلگیری حادثه یازدهم سپتامبر، بیشترین حملات کاخ سفید متوجه مقامات سعودی بود. در معرض اتهام قرار گرفتن 14 مظنون تروریستی عربستانیتبار کافی بود تا حجم تهاجم تبلیغاتی واشنگتن در قبال ریشههای حادثه 11 سپتامبر متوجه عربستان سعودی شود.
به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، دولت سعودی باید ضمن وقوف به نقش تکلیفی خود در زمینه از حمایت مردم مظلوم فلسطین مطابق توافق سران عرب در سال 2002 مبنی بر پیگیری تحقق آرمان تشکیل دولت فلسطینی با حضور تمامی گروههای فلسطینی، به بازنگری در دیپلماسی خود بپردازد.
از سوی دیگر، اصلاح برداشتها از نقش جمهوری اسلامی ایران در منطقه در دستگاه دیپلماسی ریاض، این قابلیت اساسی را به همراه خواهد داشت که مناسبات تهران و ریاض در بستر ضرورت همکاری 2 کشور بزرگ در منطقه و جهان اسلام، روند تقویتزا را به خود گیرد.
در مباحث بینالمللی، متاسفانه دولتها نه براساس واقعیتهای موجود بلکه براساس برداشت خود از واقعیتها دست به عمل میزنند که این روند نادرست در حال فزونی است.
محمدرضا عسگری
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....