مهدی نورعلیشاهی

بیمار ایرانی و شوکران آنگلوساکسونی

نگارگری ایرانی الان در حال احتضار است. یک نیمه جان که به زور دوا درمان نفس می‌کشد. بریده بریده و منقطع. هیچ‌کس هم نمی‌داند چرا. شاید هم کسانی باشند که بدانند اما واقعیت است که دوای این بیمار ایرانی هنوز کشف نشده است که حتی به زور و جبر به خوردش بدهند تا شاید زنده بماند و دوباره جان بگیرد.
کد خبر: ۲۴۱۴۴۸
چندی نیست پرده از یک خودروی کاملا ایرانی کشیده‌اند تا این خودروی کاملا ایرانی با نام مردمان انگلوساکسون چرخ‌هایش بچرخد و ایضا بعضی اوقات هم لابد نچرخد.

جالب نیست هنوز بسیاری از مسوولان فرهنگی و غیرفرهنگی به عمد یا غیرعمد به هنر نگارگری می‌گویند مینیاتور؟ شاید در ذهن بسیاری از آنها مینیاتور خواندن نام نگارگری می‌شود چیزی در مایه‌های کلاس گذاشتن برای این هنری ایرانی. هنری که در جهان نام و نشانی برای خویش  پیدا کرده و انگار باید آن را از زبان بیگانه وام بگیریم برای آشنایی زداییش در ذهن مردمان هموطن این هنر ایرانی و ایرانی زاده.

این روزها گرچه هفتمین دوسالانه ملی نگارگری، آثارش بر دیوار‌های موزه‌ای مدرن! آویخته شده است، اما نمی‌توان از این مهم نیز غافل شد که مدرن بودن مکان نمایشگاهی نتوانسته از غربت این هنر کهن بکاهد.

چندی پیش بود که ژاپنی‌ها برای آن که شودو (shodou) یا همان خوشنویسی ژاپنی همچنان زنده و پویا بماند واحد درسی اجباری را در مدارس این کشور برای آموزش‌اش ایجاد کردند. حال به دور و بر خود خوب نگاه کنید چند نفر را می‌شناسید که در ایران بتوانند فرق نگارگری را مثلا‌ با نقاشیخط تشخیص دهند.

جالب‌تر آن است که در این میان که اگر از بسیاری از هموطنان عزیز در مورد سیستم‌های دفاعی و هجومی فوتبال آمریکایی و غیرآمریکایی بپرسید با کمال اطلاع برای شما به سخنوری خواهند پرداخت و حتی شماره کفش فلان بازیکن را که چند روز قبل‌ترش با خواهر همسرش نیز دعوا کرده‌اند می‌داند، اما دریغ  از یک جمله درباره این هنر ایرانی!

اما شاید مهم‌ترین امر در مغفول ماندن این هنر ایرانی در ذهن و دیده پارسیان آن باشد که هنوز آموزش هنر نگارگری آن‌طور که شایسته و بایسته این هنر ایرانی است در کشورمان مورد توجه قرار نگرفته است.

جالب نیست که هنوز یک دانشگاه هنری برای این هنر به طور اختصاصی در کشور وجود ندارد و هنوز رابطه استاد و شاگردی برای انتقال نسل به نسل این هنر وجود دارد؟ شاید اکنون مهم‌تر از هر چیز برای این بیمار ایرانی شناسایی بیماری‌اش مهم است نه درمان‌اش.

در گذشته‌ای نه‌چندان دور شعاری مشهور بر این مبنا بود که بنویسید فلان چیز و بخوانید چیز دیگری.

این شاید دقیقا‌ حکایت نگارگری ایران امروز است. گویا این روزها تنها یاد گرفته‌ایم، بنویسیم نگارگری و هنگامی که می‌خواهیم بخوانیمش، ناگاه گویا زبانمان می‌چرخد به سمت مینیاتور.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها