حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
چند سال داری و از کی در زندان هستی؟
35 ساله هستم. 3 سال پیش به جرم قتل دستگیر شدم و به زندان افتادم.
مقتول را میشناختی؟
پسر همسایه ما بود. فکر نمیکردم پسر بدی باشد، اما او به من که همیشه به وی احترام میگذاشتم خیانت و با همسرم رابطه برقرار کرد. او زندگی من را نابود کرده بود.
از کجا میدانی که مقتول با همسرت رابطه داشته است؟
مدتی بود که به همسرم شک کرده بودم. او رفتارش تغییر کرده بود. کمتر به خانه پدر و مادرش میرفت تا این که یک روز در وسایل همسرم نامه عاشقانهای پیدا کردم که پسر همسایه برایش نوشته بود. از آن به بعد از او متنفر شدم. چون فهمیدم او از مدتها قبل به خانه ما رفت و آمد داشته است.
چطور فهمیدی که مقتول و همسرت از مدتها قبل با هم رابطه داشتند؟
وقتی نامه را در وسایل همسرم پیدا کردم به سراغ او رفتم و از همسرم خواستم که همه چیز را برایم توضیح دهد. اول مقاومت کرد و میخواست که همه چیز را از من مخفی کند، اما من وادارش کردم که برایم توضیح دهد و او بالاخره لب به سخن گشود و همه چیز را برایم گفت. فهمیدم که پسر همسایه در نبود من به خانه میآید و با همسرم به گردش و تفریح میرود به همین خاطر هم او را کشتم.
اما همسرت در دادگاه این حرفهایت را تکذیب کرد و گفت که تو دچار توهم شدهای.
زمانی که من دستگیر شدم همسرم برای این که گیر نیفتد حرفهایش را پس گرفت در حالی که خودش گفته بود با پسر همسایه رابطه دارد.
این واقعیت است که تو همسرت را تهدید به اسیدپاشی کردهای و از او خواستهای که هر چه تو میخواهی انجام دهد؟
همسرم به من خیانت کرده بود و من فکر میکردم حق من است با او برخورد کنم اما به خاطر فرزندانم این کار را نکردم و به سراغ پسر همسایه رفتم. به بهانه این که کامپیوتر خانه خراب است او را به خانهام کشاندم وکشتم.
پس این قتل اتفاقی نبوده و تو با نقشه قبلی این کار را کردی؟
بله من نقشه کشیده بودم. آنقدر عصبانی بودم و خون جلوی چشمانم را گرفته بود که من فکر میکردم هر طور شده باید انتقام بگیرم به همین خاطر هم ابتدا نقشه برای قتل او طراحی کردم و سپس آن را به اجرا در آوردم.
تو که به فکر فرزندانت بودی و میگویی به خاطر آنها همسرت را به قتل نرساندی پس چرا به عاقبت کاری که میکردی فکر نکردی؟
در آن زمان آنقدر پر از نفرت بودم که نمیتوانستم به این چیزها فکر کنم و فقط میخواستم که انتقام بگیرم. اما حالا از کردهام پشیمان هستم. ای کاش همان زمان به جای این که به انتقام فکر کنم به راههای بهتری فکر میکردم.
با توجه به تقاضای اولیای دم تو به قصاص محکوم شدی و این حکم از سوی دیوانعالی کشور هم به تایید رسیده است و حالا تو در آستانه اجرای حکم قرار داری. آیا برای جلب رضایت آنها کاری کردهای؟
من تلاشم را کردم و خانوادهام هم برای جلب رضایت به خانه آنها رفتهاند اما تاکنون رضایت ندادهاند. فقط میخواهم از این طریق به آنها بگویم که از کارم پشیمان هستم و درخواست عفو دارم. من در آن زمان آنقدر ناراحت و پر از کینه بودم که نمیتوانستم به چیزی بجز انتقام فکر کنم اما حالا میبینم که اشتباه کردم و نباید چنین کاری میکردم.
بچههایت الان کجا هستند؟
پیش مادرشان هستند. من خیلی کم آنها را میبینم اما میدانم که نبود من فشار زیادی را بر آنها وارد میکند. اگر من دست به ارتکاب چنین عملی نمیزدم قطعا آنها تنها نمیماندند و اذیت نمیشدند.
با توجه به این که حالا در زندان هستی و تجربه روزهای در زندان ماندن و دوری از خانواده و آزادی را داری چه توصیهای برای دیگران داری؟
شاید به نظر خندهدار باشد که من مجرم بخواهم به کسی توصیهای بکنم اما انسانها در شرایط سخت که قرار میگیرند متوجه میشوند چه کاری کردهاند.
توصیه من برای افرادی که تجربه زندان و جرم را ندارند این است که از هر کار غیرعاقلانهای پرهیز کنند و قبل از این که به فکر انتقام باشند به عواقب آن فکر کنند به این که هم خود و خانوادهاش را بیچاره میکند و هم خانوادهای را برای همیشه داغدار و ناراحت. اگر با همسرشان اختلاف دارند به فکر انتقام نباشند و راهحل منطقی آن یعنی جدا شدن را انتخاب کنند.
ارتکاب قتل مساوی است با پایان زندگی انسان چرا که اگر نتوانی رضایت بگیری اعدام میشوی و اگر هم رضایت بگیری تا پایان عمر از عذاب وجدان رهایی نخواهی یافت.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....