مکث

مردی تنها با چشمانی تقریبا نگران

به گفته بسیاری از کارشناسان و منتقدان سینمایی، برخی تله‌فیلم‌هایی که از شبکه‌های مختلف سیما به نمایش درمی‌آیند، همچنان با استانداردهای لا‌زم فاصله دارند. به گفته این کارشناسان، تله‌فیلم‌هایی که تولید آنها در دستور کار قرار گرفته و قرار است بتدریج جایگزین فیلم‌های سینمایی خارجی در تلویزیون شوند، بعضا به دلیل نداشتن فیلمنامه منسجم، کادر فنی مناسب، زمان فشرده تولید و... از کیفیت نازلی برخوردارند. گروهی نیز بر این باورند که تولید تله‌فیلم، دکان برخی تهیه‌کنندگان را حسابی گرم کرده و آنها با تولید انبوه تله‌فیلم و فروش آنها به شبکه‌های مختلف سیما، جیب خود را پر و اندیشه مخاطبان را خالی می‌کنند.
کد خبر: ۲۴۱۲۳۶

اگر با نگاهی منصفانه به این گفته‌ها دقت کنیم، متوجه صحت برخی از آنها می‌شویم؛ اما چون قرار است منصف باشیم، باید مدتی هم که شده بدون ذهنیت از پیش تعیین شده، به تماشای تله‌فیلم‌هایی که به نمایش در‌می‌آید، بنشینیم و خوب و بد را در کنار هم ببینیم. مسلما وقتی سره از ناسره مشخص شود، آنهایی که فقط به فکر دکان هستند، تلاش خواهند کرد کمی هم به اندیشه مخاطبان و اعتبار رسانه ملی فکر کنند. با دیدن فیلمی که یکشنبه شب از شبکه تهران پخش شد، می‌توان به این نتیجه رسید که می‌توان به تله‌فیلم، جدی‌تر نگاه کرد و آن را فقط فیلمی برای پر کردن آنتن خالی ندانست. این فیلم «با چشمان تقریبا نگران> نام داشت که کیومرث پوراحمد آن را تهیه کرده بود و سجاد آوینی کارگردانی آن را به عهده داشت. سوژه فیلم در نگاه اول شاید تکراری به نظر می‌رسید؛ مهاجرت و زندگی بهتر در یک کشور خارجی. یک کارمند بیمه، یک روز صبح از خواب بیدار می‌شود و متوجه می‌شود پسر و همسرش، بدون اطلاع او به ترکیه رفته‌اند تا از طریق این کشور، اقامت کشور قبرس را بگیرند. مرد تنها می‌ماند؛ اما قبول می‌کند که باید با شرایط کنار بیاید و در ادامه اتفاقات دیگری رخ می‌دهد.

فرهاد آئیش، نقش این مرد را بازی می‌کرد. بازی او فوق‌العاده بود و نشان می‌داد که کارگردان به او فرصت داده تا با متن ارتباط برقرار کند و به اصطلاح، متن را از آن خود کند. ساختار فیلم فرم جدیدی از قاب‌بندی و روایت بود. همه چیز از زاویه نگاه مرد به عنوان راوی قصه بازگو می‌شد؛ راوی‌ صادق که درون و برون خود را به تمامی به مخاطب نشان می‌داد و در این آشکارسازی از ترفند ریاکاری استفاده نمی‌کرد. سکانس‌های دیدار مرد با داوود، دوست قدیمی که از خارج آمده بود و در مطب دندانپزشکی خود مشغول کار شده بود، بسیار دیدنی از کار درآمده بود. انتخاب امید روحانی برای بازی در نقش داوود، انتخابی هوشمندانه بود. موسیقی فیلم برای پر کردن خلا فیلم نبود؛ بلکه نواخته شده بود تا مکمل داستان و زندگی شخصیت‌ها باشد.

پوراحمد درباره تولید فیلم با چشمان تقریبا نگران گفت: نوشتن فیلمنامه یک سال طول کشیده و تصویربرداری و بقیه کارهای فنی و آماده‌سازی 9 ماه زمان برده است؛ بنابراین شتابی نبوده تا کیفیت فدای زمان شود. این یعنی احترام به مخاطبی که آنقدر از فیلم انرژی می‌گیرد که حاضر می‌شود در پایان شب بنشیند و تله‌فیلمی را تماشا کند و با رضایت، تلویزیون خود را خاموش کند و این فیلم را با تمام محاسنش به یاد بسپارد و در انتها این مثل را به یاد بیاورد که یک ده آباد بهتر از صد شهر خراب است.

طاهره آشیانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها