درباره توبیاس وولف که همیشه از نسل سومی‌ها نوشت

شگفت‌انگیز ناب و البته خوش آهنگ

«گداها همیشه با ما هستند» اولین کتابی است که یک ماه پیش از توبیاس وولف به فارسی ترجمه و منتشر شده است. در این کتاب در خلال داستان‌های کوتاه به نوعی شکست، حسرت و ناتوانایی آدم‌ها به تصویر کشیده شده است. با این حال این شکست‌ها، همه از چیزهای کوچک و اتفاق‌هایی نشات می‌گیرند، که شاید تا به حال کمتر به آنها اهمیت دادهایم. این کتاب مجموعه‌ای است از 8 داستان با عنوان‌های «بگو، آره»، «گمشده»، «گداها همیشه با ما هستند»، «فروپاشی صحرا، 1968»، «داستان ما شروع می‌شود»، «جاذبه‌های پیش رو» و «هیولا.»
کد خبر: ۲۴۱۰۹۶

توبیاس وولف 63 ساله است. بنابر این نسل سه‌ای نیست. اما او یکی از آن نویسندگان خبره آمریکایی در بیان مسائل نسل سه‌ای‌هاست. او که برای داستان‌های کوتاهش از شهرت بسیار برخوردار است، در بسیاری از این داستان‌ها به سراغ زندگی نوجوان‌ها و جوان‌ها رفته است. یکی از مشهورترین این داستان‌ها که فیلمی ‌بر مبنای آن هم ساخته شد «زندگی این پسر» است. در این فیلم لئوناردو دی‌کاپریو در نقش پسر فیلم ظاهر می‌شود و رابرت دو نیرو هم نقش مقابل او را بازی می‌کند.

خاطرات توبیاس وولف هم از مهمترین آثار اوست. در حقیقت او از این توانایی برخوردار است که بتواند وقتی برای نوشتن پشت میزش می‌نشیند یک نقب درست و حسابی به گذشته‌هایش بزند و همه آن چیزهایی را که در زندگی‌اش از پدر دروغگو و ناپدری ناحسابی‌اش داشت، جمع و جور کند و ناگهان داستانی از آن وسط سر در بیاورد که هم مربوط به زندگی خود اوست و هم نیست. خودش می‌گوید دیگر خسته شده از بس که برای دیگران توضیح داده که آیا قهرمان فلان داستان کوتاهش خودش است یا نه؟ اما واقعیت این است که تجربیات زندگی خود او بویژه وقتی بسیار جوان بود، همیشه یک جورهایی در آثارش راه پیدا می‌کنند. اما او بعد از این که همه خاطرات خودشان را آفتابی کردند، مغز ماجرا را نگه می‌دارد و بقیه لحظه‌ها را یعنی همه آنچه را که می‌تواند به نوعی زیادی باشد، حذف می‌کند. برای همین هم داستان‌های کوتاه او لحظات نابی از زندگی آدم‌های خیلی معمولی جامعه آمریکا را عریان می‌کند. آدم‌هایی که رویاها و شکست‌های خودشان را دارند و معمولا هم چندان از پس کارها بر نمی‌آیند.

شاید همه این لحظه‌هاست که موجب شده تا او را همواره با چخوف مقایسه کنند. البته شیفتگی خود وولف را نسبت به چخوف در همه گفتگوهایش می‌توان دید. او چخوف را پزشک ماهری می‌داند که به راحتی در داستان‌هایش جراحی می‌کند و همه آنچه را که دیگران شاید به دشواری بتوانند از آن دل بکنند، از دل داستانش بیرون می‌کشد و فقط ضروری‌ها را نگه می‌دارد.

با این حال این نویسنده معاصر دو رمان هم نوشته که «مدرسه قدیمی» همان‌طور که از نامش پیداست، گریزی به دنیای جوانی اوست.

در این رمان او به زندگی یک بچه مدرسه‌ای می‌پردازد که در کنار تحصیل، کار هم می‌کند. او با این اثر جایزه کتاب لس آنجلس تایمز را در بخش شرح حال نویسی از آن خود کرد.

وولف 10 سالی است که در دانشگاه استنفورد در رشته نوشتن خلاق تدریس می‌کند. پیش از آن هم 17 سال سابقه کار در دانشگاه سیراکیوز را دارد. به این ترتیب باید گفت او یکی از چهره‌های شاخص آکادمیک ادبیات آمریکا هم هست و بسیاری از چهره‌های جوان‌تر ادبیات امروز آمریکا روزگاری دانشجوی او در دانشگاه بوده‌اند. جالب این که خود او هم زمانی که دانشجو بود یکی از جوایز نویسندگی دانشگاه را از آن خود کرده بود.

وولف اولین مجموعه داستان کوتاهش را در سال 1981 با عنوان «در باغ شهیدان آمریکای شمالی» منتشر کرد. این کتاب با استقبال خوبی روبه‌رو شد و چند تا از داستان‌های آن بارها به گلچین‌های مختلف داستان کوتاه راه یافتند. در حقیقت همین داستان‌ها در کنار آثار ریموند کارور و آندره دوبوس باعث شد تا این نظریه مطرح شود که داستان کوتاه در آمریکا وارد دوره رنسانس جدیدی شده است. هر چند بسیاری از منتقدان هم آثار این دست از نویسندگان را به دلیل نمایاندن ناتوانایی‌های بشر در قرن بیستم «رئالیسم کثیف» نامیدند اما همه اینها موجب نشد تا این سبک از نوشتن که با تکیه بر واقعیت‌های اجتماعی شکل گرفته بود، در نیمه راه متوقف شود.

خود وولف در این باره می‌گوید خیلی‌ها مرا ضد آمریکا نامیدند اما خودم می‌دانم که چیزهایی را که درباره جنگ در ویتنام نوشته بودم، واقعیت‌هایی بودند که خودم تجربه کرده بودم. زندگی واقعی سربازهایی که داشتند مزه سیاست‌های آمریکایی را می‌چشیدند.

او البته با نظریه رنسانس جدید هم موافق نیست و می‌گوید: «رنسانس به معنی بیرون آمدن از دل تاریکی است. اما ادبیات قرن بیستم در دوره سیاهی نبوده که ما از دل آن بیرون آمده باشیم و ما در حقیقت وام‌دار نویسندگان بزرگ و مشهوری چون ادگار آلن پو هستیم.»

در سال 1985 رمان «دزد پادگان» برنده جایزه قلم فاکنر شد. وولف در این رمان به زندگی چند مرد می‌پردازد که پیش از این با هم در ویتنام همرزم بودند و حالا برای پول و مقام در برابر هم ایستاده‌اند.

در همان سال او دومین مجموعه داستان کوتاهش را منتشر کرد. در این مجموعه که با عنوان «بازگشت به دنیا» منتشر شد، چند داستان بلندتر از حد معمول داستان‌های او هم به چشم می‌خورد. در پایان دهه 80 ، او با نگاهی به زندگی‌ای که پشت سر گذاشته بود، خاطراتش از روزهای جوانی را با عنوان «زندگی پسر» منتشر کرد. این کتاب که در آن جدایی پدر و مادر، چگونگی شکل گرفتن خانواده جدید و آوارگی‌های او با مادرش در آمریکاست، از مشهورترین آثار اوست.

او چند سال بعد در «ارتش فرعون» به بیان خاطراتش از ویتنام پرداخت. سومین مجموعه داستان کوتاه او با عنوان «شب مورد نظر» در سال 1997 منتشر شد. آخرین مجموعه داستان او با عنوان «داستان ما شروع می‌شود» هم سال پیش منتشر شد. او برای داستان‌های کوتاهش تاکنون چندین جایزه معتبر ادبی را به خود اختصاص داده است.

یکی از کارهای وولف گردآوردن مجموعه‌های ادبی است. او تاکنون مجموعه ای از داستان‌های کوتاه معاصر آمریکا، بهترین داستان‌های کوتاه معاصر آمریکا، بهترین صداهای جدید آمریکا بهترین ترجمه‌های آثار چخوف را منتشر کرده است.

رویا دیانت

 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها