مروری بر فهرست مهمترین فیلمهای تابستان ۲۰۲۶ هالیوود
هنگامی که در غرب توسعه شهرسازی باعث نابودی جنگلها شد و محیط طبیعی را مبدل به دورنمایی از کشاورزی و کشت نمود، در خاور نزدیک و میانه هدف در «قابل زیست» نمودن صحرا بود، تا به آنجا که از اراضی خشک، طبیعتی مصنوع دست بشر آفریده گردد، جایی که در آن سایه درختان و آب جویها و چشمهها موفق به تجسم تصویر «رویاها» از بهشتی ماندگار شوند. چنین پروژهای مستلزم استفاده از آب فراوان بوده که در کل از مناطق بسیار دور سرچشمه میگرفت و نیز هدایت آن توسط کانالهایی صورت میگرفته است که در بسیاری موارد آن منابع آب، آبراههایی زیرزمینی بوده تا از تبخیر آب جلوگیری شود و بکارگیری سیستم توزیع آن با توجه به نیاز غیرقابل اجتناب آن برای کشاورزی و آبیاری امکان پذیر گردد.
غالبا فقط مقام پادشاه بود که تجهیزات لازم برای آماده گرداندن زمین را در اختیار داشت و قادر بود تا گیاهان جالب و عجیبی که از دور دست آورده میشد را در آن بنشاند و این خود نشانی از تجمل و ثروت به شمار میرفت. چنین باغی در اختیار پادشاهان و شاهزادگان و اطرافیان آنان قرار میگرفت. بنابراین ایجاد چنین باغی با چنین خصوصیاتی، مانند متعلقاتی از قبیل اشیاء تجملی ساخته شده در کشورهای دوردست، نشانهای از قدرت و شخصیت صاحب آن بشمار میرفت. مثالهایی آشنا در این رابطه عبارتند از باغ سارگون دوم (ق.م 722-705) درDar Sharrukin در نزدیکی نینوا که در آن گیاهانی از سرزمینهای منطقه آناتولی و دریای سرخ آورده شده بود و باغهای معروف معلق در بابل که یکی از عجایب جهان باستان بوده و توسط نبوکدنصر دوم [بخت النصر( ]ق.م 605-562 ) ساخته شده بود تا همسرشAmitis نوهAstiajes پادشاه مادها، با دیدن آن دلتنگیاش از باغهای بسیار زیبای کشورش بر طرف گردد و بر اساس متون بازدید کنندگان یونانی و رومی از قبیل Diodoro اهل سیسیل، Estrabon ، Filon اهل بیزانس و مورد تحسین واقع شدند. ولی بالاتر از همه، میتوان از باغ کوروش جوان (ق.م 424-405 ) در سارد یاد کرد و آن را سابقهای برای باغ اسلامی بشمار آورد.
به لطف روایتی که گزنفون از آن باغ به عمل آورده است، میتوانیم شکل آن را متصور گردیم: در آن درختانی به طور متقارن کاشته و گذرهایی کاملا منظم در آن پیشبینی شده بود و تحسین زیبایی درختان و لطافت عطری که یادآور بهشت بود از قلم نیفتاده، و نیز این مطلب که شخص کوروش از بابت اینکه شخصا باغ را طراحی کرده و بر اجرای ساخت آن نظارت داشته و شخصا با دست خود درختانی نشانده بسیار سرفراز و مفتخر مینمود. در فراز دیگری از متن آمده که عنوان این باغ «بهشتی» بوده و الگوی آن در دیگر باغهایی نزدیک به قصر او درCeloenae درFrigia که در آن با اسب به شکار میپرداخت اجرا شده بود، که همین نشانگر هویت «شکارگاه» بود که بنی امیه وارث آن گردیدند.
تصویر شاه باغبان مبدل به یک الگو برای شاهان مسلمان گردید. برخی مینیاتورها این مطلب را نمایان ساخته، مانند آن مینیاتور که شاه بابور را که بر ساخت «باغ وفا» نظارت میکند را به تصویر کشیده (بابورنامه، 1597- موزه ویکتوریا و آلبرت لندن) و در این زمینه مراجع شعری و قرآنی فراوانند. بدین ترتیب به عنوان مثال در مورد ال اندلس، عبدالرحمن اول باغی در قرطبه بنام الرسفاء داشت، که آن را به یاد اقامتگاه پدر بزرگش خلیفه هاشم در نزدیکی دمشق ساخته بود و در آن زیباترین گیاهان و درختان را از تمام منطقه گردآورده بود، و دو سفیر به اسامی یزید و صفر به سوریه اعزام داشت تا بذرهایی از آنجا با خود بیاورند تا تحت مراقبتهایی ویژه در آنها رشد نمایند.
طی قرن دهم میلادی، خلفا عبدالرحمن سوم و الحکم دوم توجهی خاص نسبت به عملیات بنای مدینه الزهرا معطوف داشتند، جایی که در آن باغها مناطقی وسیع را در بر میگرفت، و القصر در قرطبه که درون باروهای آن باغهایی متعدد وجود داشت که امروزه ناپدید شدهاند ولی اسامی آن در ( Cronicaشرح وقایع) اثر ابن حیان وAnales Palatinos اثر الحکم دوم ذکر شده است.
چند سال بعد در سال 1171 میلادی خلیفه الموحد ابو یعقوب یوسف دستور ساخت قصری در حومه شهر سویل بر فرازAl Buhayra را صادر نمود. زیرا در آنجا منبع آب بزرگی برای آبیاری جالیز وجود داشت و بنا به روایت ابنصاحب الصلاح در اثرش تحت عنوانAl Mann bil Imama ، پادشاه سوار بر اسب از قصرش خارج میشد تا بر عملیات ساختمانی و کاشتن گل و درختان نظارت کند، تا از مشاهده آن حظ بصر برد و بردگانش میوههایی به نزد او میبرند. دستور اکید به حاکمان قرناطه وCuadix صادر شده بود تا انواع مختلف گلابی که بین پزشکان بهKumizri معروف بود و نیزAqbar وAzarra و سیب بهBuhayra ارسال دارند... و زمانی که بنای ساختمان به اتمام رسید، خلیفه دقت بعمل آورد تا برای آبیاری آنچه کاشته بود، آب کافی رسانده شود. در نهایت، تمامی بنا را از چهارسو و با دیواری محصور کرد تا از زیان ناشی از اطراف مصون بماند.
از خلال این روایات و بسیاری منابع و توصیفات دیگر که در متون متعدد محفوظ است، بعلاوه مدارک باستانشناسی که در سالیان اخیر به واسطه حفاریها وسعت یافته میتوان تصریح کرد که شاهان ال اندلس تنها از تصویر شاه - باغبان تقلید نکرده بودند بلکه باغهایی را که ایجاد کردند ملهم از الگوهای شرقی خاص باغهای ایرانی مربوط به دوره هخامنشی بوده است. براساس آخرین پژوهشها که توسطD.Stronach در خصوص باغ کوروش در پاسارگاد صورت گرفته، نشانههای الگوی آن را میتوان در قرن نوزدهم و در باغ فین کاشان مشاهده نمود. در خلال قرون، نمونهها و مراجع مستند خاطر نشان میسازند که الگوی باغ در رابطه با فضایی محصور با دیوارهایی بوده که در آن وجود درختان نیازمند سیستم آبیاری و آبروهایی بوده که در آن سالنها با اتاقهایی باز در چهارگوشه وجود داشته است. پس میتوان از سه عنصر اصلی نام برد:
1 محصور کردن زمین توسط دیواری که آن را احاطه مینماید.
2 استفاده از آب با پیروی از سنت آبیاری ایرانی که بر اساس آبروهای زیرزمینی (قنات) بنا شده بود تا آب را از سرچشمه بیاورد و مانع تبخیر آب و از میان رفتن آن گردد.
3 وجود سالنهایی که به صاحب باغ و همراهانش اجازه میداد تا از اقامتی خوشایند در باغ بهره مند گردند. این جنبه توسطJean Chevalier Chardin نقل شده که در اواخر قرن شانزدهم و از اوایل قرن هفدهم در سراسر ایران سفر کرد و تصریح مینماید که «ایرانیان در باغ قدم نمیزنند، بلکه به تماشای آن از تنها یک چشم انداز بسنده مینمایند.»
متعاقبا، حتی اگر برخی ابعاد با ناحیه مدیترانه مشترک باشید، بدیهی مینماید که نحوه تلقی باغ اسلامی به عنوان محل استراحت، از حساسیت شرقی مشتق میگردد که در تقلید از ایده « بهشت مکان نیک بختان»، باغ به عنوان مکانی که در تمام حواس بشری در آن از لذت بهرهمند میگردند، ظاهر میگردد: عطر میوهها و برخی گیاهان معطر، مشاهده گلها در باغچه گویی فرشی پر گل است، گوش فرا دادن به زمزمه آب روان در جوی ها، منابع و آبروهایی که در حس طراوت و خنکی را القاء میکنند، بهمراه سایهای که توسط درختان و تاقها و سالنهای باز بسوی باغ تولید میگردد. این عناصر که هویت خاص باغ اسلامی را نقش میزنند در سابق در ایران باستان وجود داشته و در بسیاری از توصیفات بهشت، بهتر بگوییم در 156 مرجع و نیز قرآن ذکر آن آمده است. در قرآن از بهشت تحت عنوان «جنت» یاد شده و همان واژهای است که برای برخی باغهای سلطنتی مانند جنتالعارف( )Generalife قرناطه بکار رفته و تنها در دو مورد (سورههای 18، 107 و 11، 23) کلمه فردوس جایگزین باغ عدن شده است.در بهشت قرآنی هماره از پر برکتی درختانی با برگهای همیشه سبز پر از میوههای لذیذ، همراه با سمع زمزمهجویهایی روان و برای تکمیل لذات، وعده بسیاری لذات دیگر که برای همگان آشناست داده میشود: حضور باکرگانی که خود را به عنوان همسرانی تقدیم و غلام بچگانی که جامهای شراب عرضه میدارند و نیز تملک جواهرات و لباسهای ابریشمی.
در تجزیه و تحلیل نمونههایی آشنا، انتقال تصویر بهشت قرآنی به باغها در معماری خانگی و قصری در اسلام، واضح مینماید و در برخی موارد در نوشتههای بکار رفته در تزئینات به ثبت رسیده است. بنابراین در جنت العارف که ذکر آن رفت، در داربست طاق شمالی سوره فتح (5-48) نقش بسته:
« برای وارد کردن مؤمنین در باغهایی که در زیر پایش جویها روان است، که در آن تا به ابد بسر خواهند برد.»
سیاحان خارجی مانند مارکوپولو از شباهت باغ و بهشت در نزد مسلمانان ذکرهایی به عمل آورده و در توصیف الموت در منطقه ملحده Muluhidah جایی که حشاشینHashashin در آن بسر میبردند گفته که رئیس آن «پیر کوهستان» مالک باغی وسیع و محصور بین دو کوه بوده، که بزرگترین و زیباترین باغی بود که تا آن زمان دیده بود، با خانهها و قصرهای بسیار زیبا، پر از طلا و نقاشی.
در باغ جویهایی از شراب، شیر، عسل و آب روان بود. زیباترین زنان و دختران هرگونه سازی را مینواختند و به کمال آواز میخواندند. مشاهده رقص آنان واقعا لذتبخش بود. «پیر کوهستان» به مردانش میقبولاند که این محل، همان بهشت است. آن محل را با پیروی دقیق از توصیفات پیامبر ساخته بود: باغی زیبا با جویهایی پر از شراب، شیر، عسل، آب و زنانی بسیار برای تمتع. باغ «پیر کوهستان» بدین گونه بود و همه کورکورانه معتقد بودند که واقعا بهشت است. «پیر» نمیگذاشت غیر از کسانی که مایل بودند تا مبدل به «قاتلین» او شوند، شخص دیگری بدانجا وارد شود. قلعهای چنان با قدرت و استحکام از مدخل آنجا دفاع میکرد که هیچکس نمیتوانست بدانجا حمله کند و این مدخل، تنها نقطه ورود بود.
در معنایی به روشنی موشکافانه تر، میتوان رابطهای بین بهشت اسلامی و الگویی از تالارهای باغ یا همان «هشت بهشت» که واژهای فارسی است برقرار کرد و این، از حدیثی که به ابن عباس نسبت داده شده نشأت میگیرد که تصریح میکند که بهشت از هشت طبقه که روی یکدیگر قرار دارند تشکیل یافته و هر طبقه توسط فردی متفاوت ساخته شده، همان مردانی که در معراج پیامبر (ص) از آنان یاد شده است. علاوه بر هشت بهشت معروف (1669) که در اصفهان محفوظ میباشد، منابعی خبر از وجود بنایی مشابه در تبریز که بسال 1468 ساخته شده میدهند و دیگر بنایی در هرات بنام «طرب خانه» ( Tareb Hanaخانه شادی) که احتمالا اثر ابوالکاظم بابور (1457-1452) میباشد. بنظر میآید که بنای مزبور ریشه بناهایی بوده که متعاقبا در عصر تیموری ساخته شده و سپس به صفویها انتقال یافته است.
در رابطه با تجزیه و تحلیل الگوها، نمونهها و عناصر مهم معماری اسلامی باید گفت که همواره امری آسان نمینمایید چرا که بخش اعظم باغهای تاریخی اسلامی ناپدید شدهاند و نیز تاریخهای مربوطه مشکوک بوده و با توجه به فقدان تحقیقات سیستماتیک اطلاعاتی اندک در خصوص باغهای باقی مانده در اختیار میباشد.
علیرغم تمامی این کاستی ها، در سالهای اخیر علاقهای واضح به این موضوع ظاهر شده و برگزاری برخی کنگرهها و انتشار جزواتی مهم در این باره خود گواهی به این مطلب میباشد.
در بین اجزای اساسی تشکیل دهنده باغ میتوان از وجود حصاری که فضای خاص کشتکاری را محدود میکند نام برد. وجود گیاهان و محوطه کشتکاری شده موجب ضرورت آب برای آبیاری میگردد، عنصری که برای فرد مسلمان منبع حیات و هدیهای از جانب الله میباشد. (قرآن-30، 21 )
از آنجاست که حوض در مرکز باغ واقع میگردد و به آبروها و جویهایی که آب را به مناطق کشتکاری شده هدایت میکند میریزد. مهار آب و حمل آن از طریق آب روهای زیرزمینی (قنات) با پیروی از تکنیکهای شرقی، همانند سیستم فوارهها که هنوز هم بقایای آن درAlbolafia در قصر قرطبه باقیست، از طریق اولین امویان در ال اندلس دخول یافت.
دیگر عملکرد مهم آب از نقطه نظر زیبایی شناسی بوده که به منزله آئینهای تصویر گیاهان و معماری باغ را منعکس میساخت و بنابر این صاف و هموار نگهداشتن سطح آب بسیار مهم بود که فقط توسط نسیم باد اندکی موج برمیداشت و یا توسط فوارهای که در کف حوض کار گذاشته میشد، صوت لطیف چک چک آب به گوش میرسید و این خود با فوارههایی که تحت تاثیر رنسانس ایتالیایی در باغهای اسلامی اسپانیا وارد شد متفاوت میباشد.
مثالی خوب برای درک بهتر تضاد موجود بین دو شیوه مذکور در مقایسه صحن جنت العارف (Generalife )با دو خواهران (هر دو در الحمراء) و همان الگو در باغ فین کاشان، میباشد. در ال اندلس نمونههایی متعدد از تصویر حیوانات بعنوان فواره وجود دارد و حتی اگر قطعاتی اندک محفوظ ماندهاند، همین شباهت را میتوانیم بین شیرهای الحمراء و چهل ستون اصفهان بیابیم.
توزیع آب معرف دو الگوی مهم در باغ اسلامی میباشد: با حوض مرکزی یا با تقسیم چهار ضلعی توسط آبروها که بصورت صلیب یکدیگر را قطع میکنند و همین خود وجه تسمیه « باغ صلیبی» را در زبان اسپانیایی توجیه مینماید. از هر دو نوع مثالهایی متعدد در ال اندلس و بناهای صفویه اصفهان وجود دارد که به دیگر کشورهای اسلامی نیز سرایت کرده است. منشاء آنان مسلما ایرانی است و به دوره قبل از اسلام باز میگردد. در مورد ریشه باغ صلیبی باید گفت که همواره با «چهارباغ» در ارتباط بوده، و به عنوان کهنترین مثال باید از پیشنهادD.Stronach در مورد قصر پاسارگاد و در بطن هنر اسلامی باید از باغی که اخیرا توسطT.Ulbert در قصرRusafa اثر هشام اول (743-734) در سوریه کشف شده نام ببریم، که با قصری که توسطK.ottoDorn در سال 1957 کشف شده متفاوت میباشد. در رابطه با نفوذ مستقیم قصر علی یوسف در مراکش که بنظر میآمد ناپدید - شده باشد ولی چند سال پیش کشف شده، امروزه ثابت شده که استفاده از آن الگو در قرن دهم میلادی در مدینه الزهرا و در باغهای بالا و پائین منطقه «تالار غنی» به تمامی در معماری خانگی از قرن دوازدهم به بعد ادغام گشته و در بناهایی مانند Ibn Mardanis در مورسیا و کمی بعد در القصر سویل و تداوم آن در عصر ناصری و سپس در معماری مسیحی با نمونههایی متعدد در شیوهMudejares ، گوتیک، رنسانس و باروک مشاهده میگردد.
با ملاحظه عمارت خوسرام در قصر شیرین که توسط خسرو دوم (ب.م 628-590)
بر روی تراسی بلند و مرتفع که مقابل آن حوضی بزرگ به ابعادm5x560 وجود داشت میتوان دریافت که تناوب ریشهها و گسترش « حوض بزرگ» به زمان ساسانی باز میگردد.
وجود یک حوض با ابعاد وسیع در غرب اسلامی، مشتق از تغییری در الگویBuhayra و یا به عبارتی «دریاچه کوچک» میباشد که در کل به هدف بهره برداری در کشاورزی خارج از دیوارهای قصر ایجاد میگردید و حتی اگر عملکرد آن در آبیاری به وضوج اثبات شده، در برخی موارد به منظور بازهای آبی از آن استفاده میشده است.
نمونههایی متعدد از این دست را میتوان از اوایل قرن دهم در شمال آفریقا مشاهده نمود و در دوره موحدین()Almohade در سویل شهرت فراوان داشته که احتمالا در قرن یازدهم نیز ساخت آن ادامه یافته و به واسطه مرمتهای اخیر، هنوز بقایای آن حفظ میگردد.
در نهایت به عنوان عنصری واقعا ایرانی باید از سالنها و تالارهای باز که در باغها ساخته میشد نام ببریم که مختص استراحت و لذت بردن از طبیعت بوده و در آن گرد هم آییها و ضیافتهای درباری برگزار میگردید. از تمامی این فعالیتها تصاویر فوق العاده زیبایی در مینیاتورهای ایرانی و نیز در تزئینات برخی از بناهای اندلسی وجود دارد، مانند آنچه که در عاجهای قرطبهای و یا تصاویر « داستان بیاض و ریاض( »کتابخانه پاپی واتیکان آرشیو 368) بچشم میخورد. این همواره در رابطه با بنایی سبک که از همه طرف بر روی باغ گشوده بوده میباشد بطوری که در محیط اطراف ادغام میشود و هماهنگی تمام عیاری بین طبیعت و معماری به وجود میآورد. وضعیت قرارگیری آن تالار متنوع بوده: از مرکز باغ گرفته تا منتهی الیه محورهای اصلی و یا در بخش ورودی( همان واژه «بالاخانه» در عهد صفوی-) نمونهای از مورد اول در ال اندلس و در تالار بزرگ مرکزی در باغ بالای «تالار غنی» مدینه الزهرا، نمونهای مربوط به قرن یازدهم که امروزه ناپدید شده المونیه سلطنتی خاندان Banu Di 1Nun- در تولدو و یا صحن صلیبی متعلق به عبدالعزیز در والنسیا میباشد. عموما طاق نماهایی که در منتهی الیهها کار گذاشته شده برای ورود به تالارها نیز مورد استفاده واقع میشد و بدین ترتیب فضایی بین خانه و باغ ایجاد میگردید.
برخی از این طاق نماها، تشکیل دهنده گونهای از «مهتابی» میباشند، همانند آنچه که در بقایای کازبا در مالاگا و یا قصر الجعفریه در زاراگوزا(Zaragoza )بچشم میخورند و پیش الگوهایی از حیاط شیران در الحمراء بشمار میروند که برای مدتی مدید در معماری مرینیانMarini و طی قرون بعدی در مراکش مورد استفاده قرار گرفت.
Ibn Luyun نویسنده اهل قرناطه که در نیمه اول قرن چهاردهم میزیست، کتابی در باب کشاورزی تحت عنوان « اصل زیبایی و هدف از حکمت در رابطه با اساس هنر کشاورزی»( ترجمه و نشر اسپانیایی از Eguaras Gramada 1975) نگاشته و در آن از نحوه استفاده از تالارهای باغی مطالبی متعدد ذکر کرده است. او در بین آنچه که «یادداشتهای تکمیلی» نامیده، بخشی در خصوص « تشکیلات باغها، اقامتگاه هایشان، کارگاهها» افزوده و در آن چنین خاطرنشان ساخته: «در مرکز ملک، تالاری مجهز به صندلیهایی وجود داشت به طوری که میشد همه طرف را نظاره کرد، ولی شخصی که وارد باغ میشد نمیتوانست مکالماتی را که داخل تالار جریان داشت را بشنود ولی اگر به طرف تالار میآمد کسانی که در داخل بودند متوجه آمدن وی میشدند. تالار توسط گلهای سرخ رونده و تودههایی انبوه از «مورد» و بسیاری گیاهان دیگر احاطه شده بود. درازای آن بیش از پهنایش بود و بدین ترتیب افق دید وسیع تر میشد. بی شک طاق نماها و آلاچیقهای باغهای اسلامی اسپانیا در مقایسه با ابنیه صفوی راه حلی فقیر را ارائه دادهاند. بنایی منفرد مانند هشت بهشت و یا تالارهای وسیع و عمیق عالی قاپو یا چهل ستون اصفهان و در «ایوان»( عنصر اصلی در معماری ایرانی که در ال اندلس ناشناخته مانده) بهترین بیان فضایی گشوده به خارج به شمار میروند.
منبع: پایگاه اینترنتی رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در مادرید
ترزا پرز ایگرا
مروری بر فهرست مهمترین فیلمهای تابستان ۲۰۲۶ هالیوود
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک