حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
اصطلاح داستان معنای خاص و عام دارد. در معنای عام هر اثری به نثر که ماجرایی را که متکی به تخیل و با هدف لذتبخشی و یا آموزش روایت میشود ، داستان نامیده میشود.
در اغلب فرهنگهای ادبی جهان در تعریف داستان، بر همین ویژگیها تاکید شده است.
جوزف شیپلی 1 در فرهنگ اصطلاحات ادبی، ذیل واژه داستان میگوید:
«داستان اصطلاح عامی است برای روایت یا شرح و گزارش حوادث»
این تعریف شامل بسیاری از گونههای ادبیات داستانی مثل رمان، داستان بلند، افسانه، حکایت، فیلمنامه، نمایشنامه رمانس و ... میشود.
بر این مبنا داستان اساس همه انواع و اشکال ادبیات داستانی است.
اما داستان در معنای خاص به گونه ادبی جدیدی گفته میشود که شاید یک قرن و نیم بیشتر عمر نداشته است.
بیتردید «داستان کوتاه» برابر نهادهای است از اصطلاح انگلیسی shrot story و مترادف اصطلاح فرانسوی .nouvelle
در این مفهوم داستان نوع ادبی مستقلی محسوب میشود که با ژانرهای دیگر تفاوتهای قابل توجه ساختاری دارد. این تفاوت هم به لحاظ ساختاری و هم از منظر محتوایی قابل بحث است.
در این معنی داستان کوتاه رمان خلاصه و کوتاه شده نیست. همین طور که رمان داستان مطول نیست.
داستان کوتاه مانند اتومبیلی است که بنزین کافی برای رسیدن به مقصد خاصی دارد، این اتومبیل نمیتواند از مسیر خودش منحرف شود یا گردش اشتباهی داشته باشد یا سرعتش را کم زیاد کند، یا این که به بیراهه برود.
این ضرورت را نخستین بار «ادگار آلن پو» نویسنده امریکایی طرح کرد.
«پو» در مقدمهای که در سال 1842 بر داستانهای «ناثانیل هاوثورن» نوشت، اعلام کرد که داستان باید تاثیر واحد داشته باشد. اگرچه این تاثیر معطوف به ذهن خواننده بود اما آلن پو معتقد بود اگر بحران مهار شده حوادث موجز روایت شود، نتیجه آن تاثیر واحدی خواهد بود که در ذهن خواننده ایجاد میشود.
او شرط اول این ساختار را ایجاز نامید و گفت که تاثیر واحد را فقط میتوان در قطعهای مختصر و موجز ایجاد کرد.
پو در تبیین ساختار داستان گفته بود«داستان باید چنان کوتاه باشد که در یک نشست خوانده شود.» اما این معیار کیفی مورد انتقاد قرار گرفت که زمانی که هر فرد میتواند یک جا نشیند با هم تفاوت دارد.2 یان رید در کتاب «داستان کوتاه» در نقد این نظریه گفته است:
یک نوع ادبی را نمیتوان با توسل به علم حساب تعریف کرد.
او در توضیح نقد خود اشاره میکند که ارسطو هم معتقد بود «طرح» تراژدی باید حجم معینی داشته باشد، اما هرگز سعی نکرد این حجم را با دقت ریاضی اندازهگیری کند و بعد میگوید:
«یک داستان کوتاه باید از اختصار معینی برخوردار باشد ، اما محبوس کردن آن در ابعادی مشخص، کاری عبث است.»
«آلن پو» شرط دوم را در ایجاد وحدت مکان تحلیل میکند. شرط دوم نیز پیامد نوع شرط نخست. پو میگوید: «روایت فقط در صورتی میتواند موجز باشد که ماجرای آن در مکانی محدود بگذرد. او سومین شرط را که یاد آوردن قاعده وحدت ماجرای ارسطوست در «طرح» و پیرنگ داستان میداند.
او میگوید: تمام جزییات روایت باید دقیقا تابع طرح کلی باشد یعنی داستان بایستی در خود تمام باشد و تمامی آنچه را که برای درکش لازم است در خود داشته باشد.
اگرچه مقدمه پو در پیدایش داستان کوتاه تاثیر داشته و آن نقد به عنوان مانیفست داستان کوتاه نامیده شده ، اما اغلب منتقدان باور دارند که نخستین بار براندر ماتیوز3 صاحب کتاب «فلسفه داستان کوتاه» در سال 1885 اصطلاح «داستان کوتاه»4را در زبان انگلیسی پیشنهاد کرد.
اگرچه ادگار آلن پو و گوگون را پدران داستان کوتاه به مفهوم امروزی نامیدهاند ، ولی نباید آثار دیگر کسانی چون آنتوان چخوف، گی دوموپاسان، او هنری و ... دیگران را در تکوین اینگونه داستان نادیده گرفت.
تنوع و تکثر ساختاری نوع داستان کوتاه، ارائه تعریف جامع و مانع برای این ژانر ادبی را دشوار ساخته است. تعریفی که بتواند همه شکلهای داستان کوتاه را دربربگیرد، کار آسانی نخواهد بود.
اچ.ای.بیتس نویسنده انگلیسی در کتاب «داستان کوتاه جدید» در تعریف ناشدنی بودن این نوع ادبی، داستان کوتاه را به ابر تشبیه میکند که طبیعتی نامعین و نامحدود و متغیر دارد و میگوید همانطور که ما نمیتوانیم ابرها را در ذیل یک تعریف مشخص ساختاری قرار دهیم، داستان کوتاه هم به لحاظ تکثر و تنوع، تعریف شدنی نیست.
او معتقد است ، هر کس که سعی کند داستان کوتاه را تجزیه و تحلیل کند و تعریفی یگانه برای آن بجوید دیر یا زود از کار خود دست میکشد، زیرا آثار نویسندگانی مثل تورگنیف، چخوف و او هنری، استفن کرین و شروود آندرسن و همینگوی امریکایی ، کیپلینگ و کاترین فسفلید انگلیسی و جورج مور ایرلندی آنقدر متنوع و گوناگون است که تعریفی برای زیباییها و تاثیرهای آن نمیتوان یافت. همانطور که نمیتوان گفت ابر، کپهای یا ابر پنبهای.... است.
پانوشتها:
shipley , joseph. 1
2- راجر اسلینو، ادگار آلن پو، ترجمه خشایار دیهیمی، نشر کهکشان، صفحه 46
-Brander mathews3
Short story .4
محمد جواد جزینی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....