به او گفتم حتی شنیدن نام چهارشنبهسوری مرا دلنگران میکند و آخرین تصویرم از آن، چهرههای وحشتزده آدمهایی است که میکوشند غروب نشده به خانههایشان برگردند و از ترس جنگی نادیدنی گوشهای پناه بگیرند.
همکارم گفت آخرین تصویرش از چهارشنبهسوری، همان خانوادههای شاد در آن تور است که بدون وحشت از بمب و ترکش و دینامیت و بیآنکه آژیر ناخوش آمبولانسها را به مقصد بیمارستان سوانح سوختگی بشنوند یا برنامههای هشداردهنده و مستندهای دلخراش آن شب را از بیمارستان سوانح سوختگی ببینند ، جایی دورتر از تهران کنار هم جمع شدند، بوتهافروزی کردند ، آش و آجیل چهارشنبهسوری خوردند، کوزه شکستند و شب هنگام وقتی را دور آتش نشستند، مادربزرگها خاطرههای دور را زنده کردند و برای دخترکان از قاشقزنی و فالگوش ایستادن گفتند.
حرفهای همکارم وسوسهام کرد همان روز به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان تهران زنگ بزنم و تاکید چندباره مدیر روابط عمومی این سازمان را بشنوم که: «ما این تورها را تایید نمیکنیم.» و از ذهنم بگذرد که آیا چهارشنبهسوری یکی از مصادیق میراث فرهنگی نیست و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری نباید در قالب برگزاری تورهای یکروزه و بهجا آوردن آیینهای مرسوم در آن شب، خاطرهاش را زنده نگه دارد؟ شما چه فکر میکنید؟
مریم یوشیزاده
هوش مصنوعی یکی از قدیمیترین عادتهای ما در اینترنت را تغییر داده است
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد