حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
قرارداد 1280/ 1901 را ببینید «وجاهت قانونی» نداشت یعنی رو هوا بود. در سال 1933 بعد از شلتاق کردن رضاشاه و انداختن قرارداد در آتش بخاری، یک دفعه فهمید که گزک دست انگلیس داده. در نتیجه برای جبران مافات قراردادی را منعقد کرد که از آن پس هیچ شاهی قراردادی را آتش نزند.
روزی که سپهبد حاجعلی رزمآرا نخستوزیر را ترور کردند در جیبش قرارداد 50 50 بود و اگر ترور نمیشد چهبسا قرارداد منعقد میگشت. 50 50 هم که میدانید یعنی چه. یعنی نصف لی و نصف لک.
چند سال بعد قرارداد کنسرسیوم 1954 / 1333 منعقد شد که من حیثالمجموع خرج در رفته و به زبان دو دو تا چهار تا پر پرش 30 70 بود.
علی امینی وزیر دارایی با مرام وقت به تاسی از پدرزن خود، حسن وثوق مبلغ 2 میلیون دلار رشوه گرفت، اما به خزانه دولت واریز کرد و صداقت خود را نشان داد. فضلالله زاهدی 5 میلیون دلار به انضمام ویلای گلسرخ در سوئیس گرفت و شخص شاه 10 میلیون دلار.1
فضلالله زاهدی اندر فواید قرارداد اظهار داشت: «با این قرارداد، کلاه سر انگلیسیها و آمریکاییها رفته.» میگویند پس از این سخنان، چرچیل در برابر این سیاستمدار هفتخط، لنگ انداخت.
پیش از آن که زمان قرارداد 1954 / 1333 منقضی شود در سال 1352 / 1973 در سن موریتس قرارداد دیگری با کنسرسیوم منعقد شد. درخصوص این قرارداد فقط ماده 31 را میگوییم: «کلیه دعاوی ایران نسبت به شرکتهای نفتی و کنسرسیوم ملغی شد» و ماده 4 را: «شرکت ملی نفت ایران اجازه ندارد بدون موافقت کنسرسیوم از ظرفیت اضافی پالایشگاه استفاده کند» و بقیه را هم خودتان بروید بخوانید.
پانوشت:1. مسعود بهنود، دولتهای ایران از سیدضیاء تا بختیار، تهران، جاویدان، 1366، ص 405.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....