قبل از چاپ قرآن رژیم فعالیت گسترده ای برای تبلیغات آن آغاز نمود و برای هر یک از رسانه ها وظایفی مشخص کرد :
خبرگزاری پارس :
1- روز دوشنبه ششم اردیبهشت ماه 1344 اعلامیه دربار شاهنشاهی درخصوص چاپ قرآن پهلوی منتشر خواهد شد.
2- با آقای استاد مشکوه درباره چاپ قرآن پهلوی مصاحبه خواهد شد ، این مصاحبه در برنامه روزنامه گویا پخش خواهد گردید و متن آن به وسیله خبرگزاری پارس در اختیار جراید قرار خواهد گرفت . روز پخش این مصاحبه سه شنبه هفتم اردیبهشت 1344 خواهد بود.
3- با وزیر فرهنگ و هنر نیز به مناسبت چاپ قرآن پهلوی به مدت یک ربع مصاحبه خواهد شد. این مصاحبه در برنامه روزنامه گویا پخش و متن آن به وسیله خبرگزاری پارس برای جراید ارسال خواهد شد.
4- خبرگزاری پارس تا روز انتشار قرآن هر ماه دوبار مصاحبه خود را با سخنگوی دربار شاهنشاهی و فرهنگ و هنر تجدید خواهد کرد. در این مصاحبه ها پیرامون کار چاپ قرآن و کوشش و دقتی که در چاپ آن می گردد صحبت خواهد شد.
5- خبرگزاری پارس با نظر مقامات وزارت فرهنگ و هنر با چندین تن از متخصصین آن وزارتخانه که در امر چاپ قرآن مستقیما دخالت دارند مصاحبه های کوتاه رادیویی ترتیب خواهد داد و در برنامه روزنامه گویا پخش خواهد شد.
6- با چند تن از روحانیون پایتخت نیز درباره اقدام مهم شاهنشاه مصاحبه های کوتاه رادیویی به عمل خواهد آمد و در برنامه روزنامه گویا پخش خواهد شد. خبرگزاری پارس با توجه به مدت طولانی قبل از انتشار قرآن که ممکن است بیش از یک سال به طول انجامد ، ترتیبی خواهد داد که هر ماه حداقل چهار بار پیرامون چاپ قرآن پهلوی با استفاده از مصاحبه و تنظیم خبر مطالبی پخش نماید.
شبکه رادیو ایران :
1- روز پنجشنبه بیست و هفتم خرداد ماه در برنامه مرزهای دانش رادیو ایران سید محمد مشکوه درباره ویژگی های چاپ تازه قرآن پهلوی سخنرانی خواهند کرد.
2- قسمت هایی از بیانات آقای مشکوه به تدریج در برنامه های سپاه دانش و دهقان مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
3- در برنامه های عربی رادیو اهواز ، اردوی رادیو زاهدان و کردی رادیو کرمانشاه با استفاده از متن مصاحبه های وزرای دربار شاهنشاهی ، فرهنگ و هنر و سخنرانی آقای مشکوه در برنامه مرزهای دانش و خبرهایی که از خبرگزاری پارس منتشر می شود مطالبی تهیه و پخش خواهد گردید.
4- سایر رادیوهای استان ها اخبار و گزارش هایی را که از خبرگزاری پارس پخش می شود در برنامه های خبری خود پخش خواهند کرد و همچنین نسبت به انتشار متن آنها در جراید محلی نظارت خواهند نمود. تلویزیون ایران مامور شد تا خبرهای مربوط به چاپ قرآن پهلوی که از خبرگزاری پارس واصل می شود به تفصیل پخش کند.
5- رژیم حتی برای مطبوعات (روزنامه های کیهان و اطلاعات) و نشریات محلی نیز وظایفی از این دست معین کرد. پس از انتشار قرآن پهلوی تمام ادارات ، وزارتخانه ها و رسانه هایی که نام برده شد، مکلف بودند همین فعالیت ها را انجام دهند. محمدرضا شاه پس از این تمهیدات برای بهره برداری سیاسی مذهبی از چاپ قرآن پهلوی ، طی فرمانی هدف از آن را چاپ قرآنی زیبا و بی عیب و نقص و ترویج اسلام عنوان نمود. در حالی که چاپ قرآن که به گفته آنها هر ساله چندین هزار جلد از آن انتشار می یابد، نیاز به این همه تبلیغات نداشت . شاه برای تظاهر هر چه بیشتر به دینداری ، اعلام کرد که درآمد حاصله از چاپ و فروش قرآن پهلوی هزینه ساخت مساجد خواهد شد. در حالی که اگر واقعا نیت شاه ترویج اسلام بود، پس چرا آن را رایگان در اختیار مردم و مساجد قرار نمی داد، آیا هزینه چاپ یک قرآن بیشتر از جشنهای تاجگذاری و تولد خاندان سلطنتی بود؛
واکنش روحانیون نسبت به قرآن اهدایی شاه
اما محمدرضا شاه زمانی می توانست به اهداف خود از چاپ قرآن پهلوی برسد که آن را به تایید روحانیون برساند. برای رسیدن به این هدف ، نخست وزیری طی دستورالعملی از ساواک خواست که روحانیت و وعاظ وابسته و درباری را به نحوی تشویق به تمجید و تجلیل از فرمان و اقدام شاه در چاپ قرآن پهلوی نماید. از طرف دیگر قرار بود این قرآن ها طی مراسم خاصی از سوی دربار و تشریفات سلطنتی ، توسط قاصدان مخصوص شاه به شهرستان ها ارسال شود، تا به روحانیون اهدا شود. همزمان با ورود قرآن به شهرستان ها، ساواک منطقه مامور برقراری امنیت بوده و می بایست وضعیت منطقه را به تهران گزارش می کرد. تمام این عملیات به طور مستقیم زیر نظر دفتر مخصوص شاهنشاهی بود. قبل از اهدای قرآن ها به روحانیون ، اسامی افراد، سوابق و وضعیت عمومی شهر به مرکز مخابره شده و قرار بود تا پیش از ارسال قرآن ها به فرمانداری و استانداری های شهرها، روحانیون از قبل دعوت شوند و به استقبال بیایند و با ایراد سخنرانی به مدح صفات اسلام دوستانه شاه بپردازند. کارمندان ادارات دولتی و فرهنگیان نیز موظف به استقبال بودند و اگر کسی خلاف این رفتار می کرد، سریعا مجازات و تنبیه می شد. چنان که مخالفت دادستان فومن با رفتن کارمندان به مراسم مذکور فورا توسط ساواک به دفتر مخصوص شاهنشاهی گزارش شد. ولی تمام تلاش و سعی رژیم برای همراه کردن روحانیت و قبول قرآن پهلوی ، به شکست انجامید؛ چرا که روحانیون با الهام از آیات و مفاهیم بلند و ملکوتی قرآن و آگاهی از درسهای تاریخ اسلام و نیرنگ دنیاطلبان در جنگ صفین که با استفاده ابزاری ، قرآن را بر سر نیزه ها برده بودند، از مکر و حیله شاه بخوبی آگاه بودند؛ به همین دلیل دست به مقاومت زده و در هر محفل و مجلسی به روشنگری و بیان حقایق پرداختند. تاجایی که سید علی بهشتی یکی از روحانیون شهرستان ها در منبر اعلام نمود «قرآن چاپ کردن ، دلیل بر مسلمان بودن نیست.» و عده ای با هدیه آن به مجامع مذهبی ، گروهی نیز با خروج از شهر و تعدادی هم با عدم استقبال و بی توجهی به دعوتهای مکرر رژیم از آنها، مخالفت خود را اعلام کردند. در اینجا برای روشنتر شدن موضوع به مخالفت روحانیون چند شهر اشاره می شود :
مخالفت روحانیون زنجان
روحانیون زنجان که در هیچ یک از مراسم های دولتی و سلطنتی شرکت نمی کردند، در این مراسم نیز حاضر نشدند. آنان ابتدا مقامات محلی را وادار به دعوت کتبی از روحانیون کردند، ولی هنگامی که قرآن به مسجد شهر آورده شد ، هیچکدام از آنان شرکت نکردند؛ یعنی اول آنها را حقیر و خوار کردند و سپس با حاضر نشدن خود علاوه بر اعلام مخالفت ، رژیم را نزد مردم رسوا نموده و بر آگاهی جامعه مذهبی ، که از روحانیون پیروی می کردند، افزودند. آنان به مردم اعلام کردند که این حرکت رژیم خدعه و نیرنگی پیش نیست و قرآن را باید از عاملان اصلی آن فرا گرفت . ساواک زنجان در گزارشی به مرکز، این موضوع را به اطلاع آنان رساند و اعلام کرد: «... از طبقه روحانیون کتبا دعوت گردید علی هذا به پیشنهاد اینجانب این مرتبه شهرداری از عموم علما و روحانیون برای شرکت در مراسم استقبال کتبا دعوت نمود، آقای سید عزالدین حسینی امام جمعه زنجان اظهار داشته آقایان علما و روحانیون در محوطه مسجد استقبال خواهند کرد... اما وقتی قرآن به مسجد وارد گردید، ملاحظه شد از طبقه روحانیون اثری نیست و به جز چند طلبه که در محوطه بودند، هیچکدام از روحانیون شرکت نکرده اند... استنکاف امام جمعه و سایر روحانیون در مراسم استقبال که مسلما به دستور نامبرده بود، اثر نامطلوبی بین قاطبه اهالی به جا گذارده است.» از سوی دیگر زمانی که به سید عزالدین حسینی گفته شد که قرآن پهلوی را به شهر آوردند، ایشان اظهار داشته «که سرنیزه های آنان کجاست؛»
مقاومت روحانیون کرمانشاه
روحانیون کرمانشاه نیز برای فرار از تحویل گرفتن قرآن پهلوی از شهر خارج و به مسافرت رفتند. شیخ عبدالجلیل جلیلی باوجود آن که تلفنی و کتبی برای اهدای قرآن دعوت شده بود، از کرمانشاه خارج شد. ساواک کرمانشاه در این باره گزارش داد: «شیخ عبدالجلیل جلیلی نیز صبح روز
12/3/1345 به منظور استحضار از نحوه تشریفات قرآن اهدایی ، یکی از روحانیون را به استانداری اعزام می نماید. با این که بغیر کارت دعوت ، از طریق استانداری از وی تلفنی دعوت به عمل آمده بود، مع الوصف مشارالیه به علت این که بعد از ظهر روز 12/3/1345 به خارج از کرمانشاه مسافرت نموده است ، در استانداری حاضر نگردید.
واکنش روحانیون همدان
در این میان اهدای قرآن آریامهری به روحانیون همدان رژیم را دچار مشکل و رسوایی کرد. 5جلد از قرآن پهلوی در روز سه شنبه نهم فروردین 1345 توسط محسن قراگزلو کارمند وزارت اطلاعات جهت اهدا به علما ، به شهر همدان فرستاده شد؛ اما روحانیون تراز اول همدان آیت الله سیدنصرالله موسوی بنی صدر همدانی و آخوند ملاعلی معصومی همدانی از قبول آن امتناع کرده و از دیگر روحانیون شهر خواستند که از تحویل گرفتن آن خودداری کنند. ساواک همدان در گزارش خود در این باره نوشت : «... وعاظ و روحانیون درجه اول و با شخصیت حوزه استحفاظی ساواک ، آقایان سیدنصرالله بنی صدر و آخوند ملاعلی می باشند که مراتب مخالفت آنها با سیاست دولت کرارا و در شماره های عدیده به عرض رسیده است و به نحو مقتضی با نامبردگان تماس حاصل گردید؛ ولی هر یک از آنها نسبت به تمجید و تجلیل از فرمان همایونی سرپیچی و حتی سایر همکاران خود را به علت نفوذی که دارند، جلوگیری از اقدام آنها نموده اند... و با انقلاب شاه و ملت مخالفند و در 18خرداد ماه 1342 هنگام تشریف فرمایی اعلی حضرت همایونی به همدان و همچنین سال بعد نامبردگان برای استقبال حاضر نشدند و به این نیز قناعت نکرده بلکه دیگر روحانیون را با تهدید و ارعاب مطیع نظر خود نمودند... روی این اصل سازمان اطلاعات و امنیت همدان در اثر مکاتبه با فرماندهی تیپ 20 همدان تقاضا نمود که موضوع در کمیسیون مطرح و طبق صورت جلسه مورخه 18/12/1344 تصمیم گرفته شد که به آقایان تذکر داده شود در آتیه تغییر رویه داده و در این قبیل مراسم شرکت جویند. فرماندار همدان - محمدرضا قوام - برای وادار کردن آیت الله آخوند جهت قبول قرآن اهدایی بر مبنای رای کمیسیون امنیت استان مورخه 18/2/1344 به وی کتبا اخطار داد: «آقای علی معصومی کرارا از شما دعوت شده به مجالس ما شرکت نکردید اگر این دفعه دعوت کنیم ، شرکت نکنید، چنین و چنان ...» آیت الله آخوند به محض دریافت نامه تهدیدآمیز قوام ، به حالت اعتراض از همدان خارج و به مشهد مشرف و به بیت حضرت آیت الله میلانی وارد می شوند و مدت یک ماه آنجا می مانند و از طرف دیگر نامه مذکور تکثیر و در بین مردم همدان توزیع شد. این نامه توسط یکی از انقلابیون همدان به نام سید محمد حسینی به قم برده شد و در آنجا آقای هاشمی رفسنجانی آن را تکثیر و توزیع کرد. زمانی که فشار به آیت الله آخوند برای قبول قرآن زیاد شد ، وی اظهار داشت «عمامه من سفید است ، زود لکه می گیرد.» خروج آیت الله آخوند از همدان بهانه خوبی به دست آیت الله بنی صدر داد. وی در مقابل فشار مقامات محلی و مرکزی برای قبول قرآن پهلوی ، اعلام کرد تا زمانی که آیت الله آخوند در همدان نباشد، او نمی تواند قرآن را قبول کند. باید هر دوی آنها متفقا این هدیه را بپذیرند. در واقع آیت الله بنی صدر بدین وسیله از قبول قرآن شانه خالی کرده و در عین حال اعتراض خود را نسبت به رفتاری که با آیت الله آخوند شده بود، اعلام داشت . علاوه بر مخالفت آیت الله بنی صدر و آخوند، حجت الاسلام غلامحسن بهرامی (ذوقی) در مقابل قرآن پهلوی دست به اقدام جالبی زد. او قرآن چاپ انتشارات اسلامیه را در مقابل قرآن آریامهری به فروش می رساند. او در این باره می گوید: «من برای مخالفت با قرآن پهلوی ، قبض قرآنی که توسط اسلامیه بوذرجمهری چاپ شده بود را به همدان می آوردم و به مبلغ یکصد و اندی تومان می فروختم و به همه می گفتم که قرآن اسلامیه بهتر از قرآن شاه است و قرآن پهلوی قرآن معاویه است . به همین خاطر از طرف ساواک همدان مورد بازجویی قرار گرفتم».
فروش اجباری قرآن پهلوی
به دلیل عملکرد این دو روحانی بزرگوار و دیگر علمای شهر همدان ، ساواک این شهر بر آن شد تا از اهدای قرآن صرف نظر کرده و آنها را به مساجد و کتابخانه هدیه نماید. در نهایت امر وزیر دربار شاهنشاهی اعلام کرد که قرآن ها را به بانک ملی ایران شعبه همدان تحویل دهند.» مبارزه روحانیون با این ترفند جدید رژیم باعث آگاهی مردم همدان شد، تا جایی که بنا به توصیه آنان ، مردم از خریداری قرآن مذکور خودداری کردند. حاج آقا نورعلی آرتیمانی در این خصوص می گوید: «یک موقع بانک ملی رفتم ، آنجا قرآن های آریامهری (پهلوی) را دیدم . واقعا قرآن های نفیسی بودند ، از نظر خط ، زیبایی و تذهیب کاری . خیلی مایل بودم بخرم . آمدم به حاج آقا محمدتقی عالمی دامغانی که درجلسات ما شرکت می کرد، مشورت کردم . گفتم حاج آقا من میل دارم که یکی از این قرآن ها را بخرم شما چه صلاح می دانید؛ ایشان گفتند خریدن آن حرام است . گفتم برای چه ؛ فرمودند اگر ما اینها را تهیه کنیم و بخریم ، آنها را تشویق کردیم و کار اینها الان قرآن سر نیزه زدن است . به این وسیله می خواهند مردم را فریب بدهند، شرع مقدس اسلام اینها را نمی پسندد.» رژیم و ماموران ساواک بعد از آن که متوجه شدند هیچ روحانی ای قرآن را قبول نمی کند، درصدد برآمدند که قبل از خروج روحانیون از منزل ، آنان را غافلگیر کرده و به نحوی آنها را به پذیرش قرآن اهدایی وادارند و آن گاه از طریق تبلیغات گسترده ، حداکثر استفاده را ببرند. ماموران ساواک از این روش درخصوص روحانیون مشهد بهره گرفتند. آنها پس از بررسی لازم درخصوص افراد و زمان و مکان مناسب در روز پنجشنبه 2 تیرماه 1345
به منزل آیت الله میلانی وارد شدند و قرآن را اهدا کردند. آیت الله میلانی ضمن ابراز ناراحتی شدید از این اقدام غیرمترقبه ، اعلام کرد که قرآن را به کتابخانه مسجد گوهرشاد هدیه می دهد. ساواک علی رغم درخواست آیت الله میلانی مبنی بر عدم انتشار این خبر، آن را در جراید منتشر کرد و از اقدام شاهانه تجلیل شد. آیت الله قمی نیز قبل از اهدای قرآن ، مخالفت خود را اعلام کرده و گفت : «چنانچه قرآن برای من بیاورند، نخواهم پذیرفت و یا به بهانه ای از منزل خارج خواهم شد. قرآن را به سازشکاران بایستی بدهند. من اهل سازش نیستم.» رژیم بعد از آن که از ناحیه روحانیون و مردم ناامید شد ، قرآن مذکور را به مبلغ 100تومان به کارمندان هدیه نمود که می بایست بابت آن ماهی 10تومان از حقوقشان کسر می شد. همین مساله باعث نارضایتی کارمندان شد. حسن مشتاق از فرهنگیان مبارز همدان در این باره می گوید: «قرآن پهلوی برای تمام ادارات فرستاده شد و کارمندان را مجبور کردند که بهای آن را بپردازند. یعنی چه مایل بودند و چه نبودند، از حقوق آنها کسر می شد. قرآن پهلوی از نظر تذهیب و خط خیلی خوب بود؛ ولی چون سیاسی کاری بود کسی به آن توجهی نمی کرد. مثلا «اگر کسی به قرآن قسم یاد می کرد. می گفتند کدام قرآن ، قرآن محمدی یا قرآن آریامهری؛» امام خمینی (ره) در پیامی که به دانشجویان مقیم اروپا، امریکا و کانادا در
24/12/1351 داشت ، درباره قرآن پهلوی اعلام کردند: «در این میان از همه اسفبارتر وضع ایران است که رژیم آن ماموریت دارد با چاپ قرآن ، تظاهر به اسلام ، به اسم سپاه دین سازمان اوقاف و به عناوین فریبنده دیگر یکباره اسلام را ریشه کن سازد،... برای اجرای این نقشه شوم به کمک و مساعدت روحانی نماهای خودفروخته و سرسپرده نیاز کامل دارد و با همکاری آنان می خواهد مساجد و دیگر محافل اسلامی را قبضه کند. مراسم مذهبی را تحت نظارت و مراقبت خود درآورد و به حوزه های علمیه دست یابد.» این شگرد رژیم نه تنها جایی در قلوب مردم باز نکرد، بلکه آنان را به یاد مقاومت مولایشان (ع) در برابر ترفندهای معاویه انداخت که در مقابل این مکر و توطئه ایستادگی کردند. از طرف دیگر هوشیاری روحانیون و رهبری بی بدیل امام در مقابل این شگرد و آگاه کردن مردم ، ثابت کرد که این اقدامات نمی تواند سرپوشی بر اعمال ضد اسلامی رژیم باشد. بدین ترتیب جامعه ایران به رهبری امام یک بار دیگر ثابت کرد در راهی که برگزیده ، مصمم و استوار است .
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
دکتر محمد هادی همایون | استاد دانشگاه
دکتر فواد ایزدی/کارشناس ارشد مسائل آمریکا
محمد قادری/ کارشناس مسائل راهبردی
نیما نکیسا در گفتوگو با جام جم آنلاین: