حس عجیبی دارد این عکس سیاه و سفید. خوب که گوش کنی، صدای برخورد تانک و اتوبوس درون شهری را هم میشنوی، چشمهایت را که ببندی، وحشت عابرانی را که در عکس نیستند، میبینی و حس میکنی وحشت آنها را از دیدن این صحنه. تنها جایی که برای چرخاندن نگاه در این فضای بسته باقی است، بالای عکس چند سانت بالاتر از تانکی که به اتوبوس خورده، درختها نصفه و نیمهاند. مثل ساختمانی که در یک طرفش کلمه «ملی» از تابلویش باقی مانده و در طرف دیگرش «کفش.»
به امروز که مینگری، دلت باز میشود. چراغ سبز است، چهارراه همان چهارراه است و ساختمانها هم همان ساختمانها، اما بهانهای برای دلگیری نیست. امروزیها (دختر جوان) و دیروزیها (خانم مسن) با هم از عرض خیابان میگذرند، بدون این که در این لحظه یادشان بیاید 30 سال پیش اینجا همین چند وجب زمینی که روی آن ایستادهاند، در محاصره تانکها بوده است.
عکسها: آلفرد یعقوبزاده

