در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در این جور موارد داوران یا اعضای هیات انتخاب نمیگویند که جمعی از کارشناسان دور هم نشستند و این فیلمها را کارشناسی یا داور کردند چون وقتی بحث کارشناسی به میان میآید جوابها نیز باید قابل قبول، علمی و کارشناسی شده باشد. در باره بخشهای دیگر جشنواره فیلم فجر هم میتوان همین سخنان را گفت. مثلا در بخش بزرگداشتها میگویند آنچه که ملاک است سابقه و نوع کارهایی است که فرد مورد نظر در سالهایی که در سینما فعالیت داشته به سرانجام رسانده است. این نوع انتخاب باعث میشود که تعداد کسانی که قرار است برای آنها بزرگداشت برگزار شود سال به سال کمتر شوند چون به هر حال پیشکسوتان هم روزی به پایان میرسند و تعداد آنها همیشه ثابت نمیماند مگر این که با هر برداشتی که از آنها میشود یکی دیگر از معاصرین که با گذشت زمان تبدیل به پیشکسوت میشوند به آنها اضافه شود. البته این واژه پیشکسوت هم دارد کمکم دردسرساز میشود چون در جامعه جوان و در حال گذر ما شخصیت «تاثیرگذار» حتما هم ردیف یا موثرتر از پیشکسوتی است که به اصطلاح آردهای خود را الک کرده و الک خود را هم آویزان کرده است، اما چون برگزارکنندگان جشنواره فیلم فجر همچنان مصمم هستند که از پیشکسوتان تجلیل کنند امسال مجبور شدهاند به سراغ آدمهای سرشناسی چون پرویز پرستویی، ابراهیم حاتمیکیا و محمود کلاری بروند که از کثرت تجلیل، گرامیداشت، جایزه، محبوبیت، شهرت لبریز هستند که دیگر نیازی به آنها احساس نمیکنند و کار به جایی میرسد که پرستویی موافقت نمیکند بزرگداشتش برگزار شود! به راستی در کجای دنیا چنین اتفاقاتی که در جشنواره فیلم فجر رخ میدهد، اتفاق میافتد. کمترین کاری که مدیران جشنواره میتوانند بکنند این است که قبل از اعلام نام کسی که میخواهند از او تجلیل کنند با خود او مشورت نمایند و نظرش را جلب کنند، تا شرایطی فراهم نشود که سینماگرانی چون نیکی کریمی، داوودی و امسال پرستویی با برگزاری تجلیل موافقت نکنند.
علیرضا داوود نژاد
علیرضا داوود نژاد از سینماگرانی بود که خیلی زود به جریان سینمای بعد ازانقلاب پیوست و تجربیات خود را در اختیار این سینما گذاشت. داوودنژاد را میتوان از کارگردانانی دانست که با ساخت فیلمهایی مانند جایزه و خانه عنکبوت، انقلاب و چالشهایی را که قبل از انقلاب مردم و انقلابیون با آن مواجه بودند را به تصویر کشید و در ادامه با ساخت فیلمهای مناسب و مخاطبپسند مردم را با سینمای بعد از انقلاب پیوند داد. داوودنژاد در سال 70 فیلم ارزشمند «نیاز» را ساخت، فیلمی که کلی از آن تقدیر شد و داوودنژاد شد عزیز سینمای ایران، اما ای کاش داوودنژاد نیاز را نمیساخت چون بعد از آن مورد غضب واقع شد و همه آنهایی که خود را مدافع ارزشهای سینمای ایران میدانند چپ رفتند و راست نشستند و گفتند چرا فیلمهای بعدی داوودنژاد مثل نیاز نیست. نیاز آنقدر داوودنژاد را در سایه قرار داد که فیلم خوب و تاثیرگذاری چون «مصائب شیرین» هم نادیده گرفته شد.
مهدی فخیمزاده
مهدی فخیمزاده سالهاست مقیم تلویزیون شده است، اما چه کسی میتواند حضور و تاثیر او را در سینمای بعد از انقلاب نادیده بگیرد. او فیلمنامههای زیادی را در دهه 60 به سینمای ایران داد. همان گونه که با ساخت فیلمهایی چون تشریفات و مسافران مهتاب دین خود را به انقلاب ادا کرد و با کارگردانی فیلمهای دیگری چون خواستگاری، همسر، شتابزده و... نشان داد که میداند باید چگونه فیلم بسازد که هم اثری آبرومند تولید کرده باشد و هم گیشه سینماها را از کسادی درآورده باشد. حافظه سینمای ایران امکان ندارد فیلمهایی چون خواستگاری و همسر را فراموش کند.
سیروس الوند
سیروس الوند هم از سینماگرانی است که سیاهمشقهای خود را در سینمای قبل از انقلاب با نوشتن فیلمنامه انجام داد و با دست پر به سینمای بعد از انقلاب رسید. الوند با ساخت فیلمهای مردمپسند در عین حال ارزشمند که همه ریشه در مسائل جامعه دارند نشان داد که سینمای اجتماعی را خوب میشناسد و میتواند فیلمهای بسیار موثری در این زمینه بسازد فیلمهای موثری که از همه بیشتر جوانان راغب به دیدن آنها هستند، فیلمهای آوار، برخورد، چهره، دستهای آلوده، یک بار برای همیشه و... فیلمهایی هستند که در سر و سامان دادن به سینمای اجتماعی ایران مهم هستند.
کامبوزیا پرتوی
کامبوزیا پرتوی تحصیلکرده سینماست. این کارگردان با ذوق سینمای ایران کارگردانی است که سینمای کودک را در بعد از انقلاب یاری کرد تا روی پای خود بایستد و در دهه 60 به ژانری بیبدیل در سینمای ایران تبدیل شود. فیلمهای ماهی، گلنار، گربه آوازهخوان، گلنار، افسانه دو خواهر و بازی بزرگان در سینمای کودک و نوجوان ایران دارای جایگاهی فراموش ناشدنی هستند همان گونه که فیلمنامه فیلمهایی مانند من ترانه 15 سال دارم را کسی نمیتواند در تاریخ سینمای ایران فراموش کند. کافه ترانزیت هم یکی از بهترین فیلمهایی است که پرتوی آن را برای دهه 80 سینمای ایران کارگردانی کرد.
بهروز افخمی
بهروز افخمی را میتوان از نسل دوم کارگردانان سینمای بعد از انقلاب دانست. کارگردانی که با ساخت فیلم عروس، نشان داد سینمای حرفهای سینمایی است که بتواند گیشه خود را پر و پیمان نگه دارد. شوکران و جهان پهلوان تختی فیلمهایی بودند که ثابت کردند که افخمی کارگردان باسوادی است که باید قدر او را دانست، اما انگار شفاف گویی افخمی به مذاق خیلیها خوش نمیآید.
فاطمه معتمدآریا
فاطمه معتمدآریا بازیگری است که در توانایی او شکی نیست. بازیگری که نشان داد دنیای شگفتانگیز بازیگری ادا در آوردن مقابل دوربین نیست. او نشان داد که بازیگری اصول و راه و رسم دارد. ریحانه، یک بار برای همیشه، ناصرالدینشاه آکتور سینما، هنرپیشه، روسری آبی، گیلانه و... برای همیشه سینمای ایران کافی خواهد بود تا ببالد که سینمای ایران بازیگران شایستهای دارد.
جمشید هاشمپور
مردم در دهه 60 به سینما میرفتند تا جمشید هاشمپور را در نقشهای مختلف ببینند. این گفته را هیچ کس نمیتواند رد کند. هاشمپور بازیگر اکشن کاری بود که مردم را مجذوب نوع بازی خود میکرد. سینمای ایران باید به داشتن چنین بازیگری افتخار کند. بازیگری که به خوبی میتواند در نقشی فرو رود که به او محول شده است. هاشمپور با سری تراشیده و حرکاتی چابک و رزمی توانست به سینمای اکشن بعد از انقلاب هویت ایرانی بدهد. هاشمپور را مردم دوست دارند، اما او قدر نادیدهترین بازیگر سینمای ایران در جشنوارهها و بزرگداشتهاست.
اکبر عبدی
اگر بگوییم سینمای کمدی ایران در بعد از انقلاب مدیون اکبر عبدی است اغراق نکردهایم. بازیگری که با نوع بازی خود توانست مردم را در سینماها غرق خنده کند بدون این که لودگی را در سینما رواج دهد. اگر بازیهای عبدی را از فیلمهای اجارهنشینها، دزد عروسکها، ای ایران، ناصرالدینشاه آکتور سینما، روز فرشته، هنرپیشه، آدم برفی، مرد آفتابی، پاکباخته، جنگجوی پیروز و... را اگر از سینمای ایران حذف کنید دیگر نخواهید توانست در سینمایی که میماند زیاد دم از دنیای بازیگری در سینمای ایران بزنید.
بیژن امکانیان
درست است که میگویند حافظه تاریخی ملتها حافظه چندان قوی نیست، اما این موضوع شاید درباره حافظه شفاهی درست باشد، اما زمانی که پرونده تصویری از یک اتفاق وجود دارد نمیتوان آن را نادیده گرفت. چگونه میتوان به سینمای دهه 60 و اول انقلاب اشاره کرد و آن دوره را جزو پربارترین سالهای بعد از پیروزی انقلاب دانست، اما تاثیر بیژن امکانیان را در سینمای این دوره نادیده گرفت. بازیگری که توانست به رونق سینمای بعد از انقلاب کمک بسزایی کند و خیلی زود به ستارهای تبدیل شود که مردم او را دوست دارند و برای دیدن او به سینما میروند.
صادق رسولی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: